eitaa logo
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
588 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
324 ویدیو
9 فایل
﷽ قلم‌درد گرفته‌ام؛ گاهی از سفیدی کاغذ‌ها و گاهی از کثرت واژه‌های بعد تو... در اینجا، خوانای نویسنده‌ای باشید که هر روز و هر شب از شدت قلم‌درد، در آغوش واژه‌ها جان می‌دهد...✒🌱 و من: MAHDINAR_PM@
مشاهده در ایتا
دانلود
صدا که پیچید، جمعیت متفرق شد. تنِ واحد زوار، تکه تکه شد. اربا اربا. مثل اعضای بدن "او". یک نفر می‌گوید کپسول بوده. یک نفر می‌گوید بمب. و چه کسی می‌دانست چه بود؟! آن‌ها که دور بودند، شنیدند فقط و دود دیدند. و آن‌ها که بودند هم ندیدند، آن‌ها که بودند یا شهید شدند یا مجروح و بی‌هوش... 🖋♣️ 🥀 @ezdehameeshgh
به پدرش گفتم: آقا... ببخشید! دور از جان دخترتان روضه‌ی مصوری‌ست برای خودش... و هر دومان زدیم زیر گریه! 🖋♣️
دیوانه شده‌ام. حتی لباس‌هایت با من حرف می‌زنند. پیرهنت دیروز می‌گفت: "همه چیز هست، فقط جای شما در آغوش او خالی‌ست..." 🖋♣️ @ezdehameeshgh
سلام به همگییی
من اومدم
چقد حرف دارم باهاتون ://
به نظرم قشنگ‌ترین فراز دعای عهد اونجاست که میگه: "...و المسارعین الیه فی قضاء حوائجه" منو از کسایی قرار بده که برای براورده کردن نیازهای حکومت امام زمانشون سرعت گرفتن... خدایا! ما رو مُسارِعْ قرار بده؛ برای نیازهای امام... @ezdehameeshgh
دستش را گذاشت روی شانه‌ام. نگاهم کرد و گفت: می‌فهمم... خندیدم و گفتم: مرا نمیفهمد، حتی بزرگ‌تر از تو هم... @ezdehameeshgh