eitaa logo
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
586 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
325 ویدیو
9 فایل
﷽ قلم‌درد گرفته‌ام؛ گاهی از سفیدی کاغذ‌ها و گاهی از کثرت واژه‌های بعد تو... در اینجا، خوانای نویسنده‌ای باشید که هر روز و هر شب از شدت قلم‌درد، در آغوش واژه‌ها جان می‌دهد...✒🌱 و من: MAHDINAR_PM@
مشاهده در ایتا
دانلود
بفرمایید پی‌وی اگه راست می‌گید. ممنونم... برای اصلاح همه دعا کنید🙂🌱
تو پیام سنجاق هست...
خب پس😁🌱
کیا بیدارن؟🥱
و تو فاتح خواهی بود...🌱
اسکارِ صبر رو باید به من بدن🥱🌱 هیچ‌کاری رو بهتر از "صبر و تبدیل تهدید به فرصت" بلد نیستم...
هدایت شده از خیمه 🇮🇷
دو روز گذشت و این نهال هنوز منتظر است تو به آن آب بدهی... @Khey_me
هدایت شده از خیمه 🇮🇷
- دفتر خاطرات یک نهال🌳 برای بیل زدن، در آوردن عبا کافی بود؛ برخلاف همه، خوب بلد بود چه کار کند! کجا را انتخاب کند، چقدر حفر کند و بکند، چطور ریشه را بنشاند، چقدر خاک بریزد و چقدر و چطور، آب را. خوب جایی را انتخاب کرده بود. به اندازه، حفر کرد. ریشه‌ام را توی خاک نشاند و با دست‌های پرمهرش، آب حیات را به ریشه‌ام سرازیر کرد. آهای ایران! با تو هستم! تو هم می‌دانی؟! معلوم است! معلوم است بهتر از من می‌دانی چقدر خوب بلد بود کجا را انتخاب کند! نقطه زن بود! می‌دانست مشکلت از کجاست. همان را برطرف می‌کرد. اصلا کافی بود بفهمد جایی، اتفاقی افتاده؛ کیلومترها راه را توی گرما و سرما و باد و باران و جنگل و کوه و بیابان می‌دوید تا به تو برسد! همه چیز را به خوبی می‌فهمید. تو بهتر از من می‌دانی... من تنها سه دقیقه با او بودم... تو نزدیک به سه سال او را دیدی. سال‌ها و ماه‌ها و روز‌ها و ساعت‌ها بیشتر از من دستانش را، پاهای زخمی و ترک خورده‌اش را، کمبود خواب و لباده‌ی خاکی‌اش را دیده‌ای! او اگر به پای من آب ریخت، به تو زندگی بخشید؛ به اندازه‌ی تمام سال‌هایی که خفته بودی. خفته بودی و نمی‌دانستی پیشرفت یعنی چه! نمی‌دانستی آب و برق یعنی چه. نمی‌دانستی کاهش نرخ بیکاری و بزرگ‌ترین آب‌شیرین‌کن فراساحلی و عضویت دائم شانگهای و آن همه پروژه نیمه تمام و کارخانه متروکه و و کاهش نرخ رشد نقدینگی یعنی چه! تو قبل از او، از واکسن کرونا و به صفر رساندن آمار قربانی‌های کوید نوزده، چه می‌دانستی؟! آه! هنوز یادم مانده است؛ همه چیز را. بیشتر از دوربین فیلم‌برداری، بیشتر از کسانی که کنارش ایستاده بودند، بیشتر از خودش؛ حتی! همین هم غنیمت است؛ بیشتر از این، از او نمی‌شود انتظار داشت. کسی که یک روز در بلوچستان بود، یک روز در کرمان و اصفهان و یک روز در آذربایجان برای افتتاح سد و آخِر کار میان درخت‌های ارتفاعات ورزقان، مگر می‌توانست من را به خاطر بسپارد؟! ایران... همیشه یادت بماند! او برای تو فردایی سبزتر می‌خواست! 🖋 @Khey_me
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واقعا برام سواله، روحانی تو این جلسه، توی این قسمت و حین این جملات آقا چجوری می‌تونه عادی باشه و بخنده؟!😐 @ezdehameeshgh
پلکم را دخیل بستم و مژه‌هایم را گره زدم به در... آیا وقت آمدنت نرسیده است؟!
نم‌نمِ تاخیر، کوچه‌ی آمدنت را خیس کرده... @ezdehameeshgh
شاید پایم به پرونده‌ی قتلی هم باز شد؛ قاتل منم! مقتول هم کسی‌ست که در آینه‌ها به ملاقاتم می‌آمد و عذابم می‌داد.‌.‌. @ezdehameeshgh