قلمدرد| مهدی پورمحمدی
از هزار و چهارصد و دو، سه، چهار، به پنجاه و هشت رفتهام؛ بارها و بارها. به قولِ خودت "مکرر در مکرر"
مکرر در مکرر آمدهام که برسم؛ نرسیدهام؛ نرساندهای مرا!
چرا؟!
به بوسیدن عبات نرسیدهام، بارها...
-
قلمدرد| مهدی پورمحمدی
میشود دست من را هم بگیری، عزیز دلم؟! -
دل به دریا زدهام، این من و این قلابت
ببرم سوی خودت، عشق تو ماهیگیر است!
قصه به مو رسید بند دل پاره شد
رفیق نیامد و سر به گل چاره شد...
#مهدینار✍
@ezdehameeshgh
به مو میرسد؛ پاره هم میشود!
اما گره زدنش برای خدا کار سختی نیست...
#مهدینار✍
@ezdehameeshgh