eitaa logo
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
584 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
325 ویدیو
9 فایل
﷽ قلم‌درد گرفته‌ام؛ گاهی از سفیدی کاغذ‌ها و گاهی از کثرت واژه‌های بعد تو... در اینجا، خوانای نویسنده‌ای باشید که هر روز و هر شب از شدت قلم‌درد، در آغوش واژه‌ها جان می‌دهد...✒🌱 و من: MAHDINAR_PM@
مشاهده در ایتا
دانلود
اگر به چشم امامم نیایم، چه؟! اگر بروم و آنقدر نفرت انگیز بوده‌ باشم که امامِ من برایم گریه نکند... آنوقت چطور؟!
می‌شود دست من را هم بگیری، عزیز دلم؟! -
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
می‌شود دست من را هم بگیری، عزیز دلم؟! -
دل به دریا زده‌ام، این من و این قلابت ببرم سوی خودت، عشق تو ماهیگیر است!
بارها از مسائل ایجابی گفته‌ای! مصداقش خیلی از شب‌ها اتفاق می‌افتد. "عشق" ایجاب می‌کند در اوج خستگی، در خواب ببینمت و بیدار شوم... عشق، "باید"ی دارد، بایسته‌ای دارد... تو همانی عزیز دلم! تو همان بایدِ منی! خواب دیدنت بیداری‌آور است؛ وای به حال بیدارانی که دیده بودندت... -
قصه به مو رسید بند دل پاره شد رفیق نیامد و سر به گل چاره شد... @ezdehameeshgh
به مو می‌رسد؛ پاره هم می‌شود! اما گره زدنش برای خدا کار سختی نیست... @ezdehameeshgh
تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مرا سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا
نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا
شربتی تلختر از زهر فراقت باید تا کند لذت وصل تو فراموش مرا
هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا
بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند به دهان تو که زهر آید از آن نوش مرا
سعدی اندر کف جلاد غمت می‌گوید بنده‌ام بنده به کشتن ده و مفروش مرا