https://www.instagram.com/tv/CCOsprbJSQO/?igshid=1qerwlz90pik0
چطور مطالعه کنم؟ مطالبی مفید درباره چطور خواندن
برگرفته از کتاب: عادت های اتمی
نوشته جیمز کلیر
«خستگی تصمیم» چیست؟ و چگونه از آن در امان بمانیم؟
همان گونه که «عضلات» ما بعد از کار کردن زیاد خسته میشوند، «مغز» نیز بعد از تصمیم گیری های متعدد در طول روز، دچار خستگی میشودکه به آن، خستگی تصمیم (Decision fatigue) میگویند.
ما مدام در حال تصمیمگیری هستیم و با هر تصمیمی، یکقدم به «خستگی تصمیم» نزدیک میشویم. هر چند همهی تصمیمها بزرگ و حیاتی نیستند ولی هر کدامشان، به سهم خود بخشی از انرژی مغزمان را میگیرند: از انتخاب بین دو نوع خمیردندان برای مسواک صبحگاهی و تصمیمگیری دربارهی اینکه امروز چه بپوشم و انتخاب درجهی حرارت بخاری یا کولر ماشین و انتخاب موسیقی برای شنیدن و برداشتن یک نوع پینر از قفسهی پنیرهای سوپرمارکت تا تصمیمگیری دربارهی نحوهی برخورد با خطای فرزند و انتخاب بین چند گزینه برای سرمایه گذاری و مهاجرت و... همه و همه تصمیمگیری هستند.
نکتهی جالب توجه اینکه ما بعضی تصمیم گیریها را عرفاً تصمیمگیری نمیدانیم. مثلاً برای بالا رفتن از یک برج که دارای ۳ آسانسور است، وقتی دکمهی یکی ازآنها رامیفشاریم،در واقع، تصمیم گرفتهایم، هر چند که آن را در زمرهی تصمیمات روزانه نیاوریم.
افرادی که کار و زندگیشان به گونهای است که باید مدام تصمیم بگیرند، بیش از بقیه در معرض «خستگی تصمیم» قرار دارند. در یک تحقیق در آمریکا، تعدادی قاضی که باید دربارهی عفو زندانیان تصمیمگیری میکردند، مورد بررسی قرار گرفتند. مشخص شد که آنها در ابتدای روز، پروندهها را بهتر بررسی میکنند و افراد بیشتری را مشمول عفو میدانند، ولی هر چه به پایان روز نزدیک میشوند، افراد کمتری را عفو میکنند. پروندهها کما بیش یکسان بودند و قضات نیز ثابت. آنچه در ساعات پایانی روز تغییر کرده بود، پدیدار شدن حالت «خستگی تصمیم» بود که هنگام صبح وجود نداشت.
رولف_دوبلی در کتاب «هنر خوب زندگی کردن» میگوید: وقتی مغز بهخاطر تصمیم گیریهای متعدد خسته میشود، معمولاً سر راستترین تصمیمات را میگیرد که عمدتاً هم «بدترین» است.
چه کنیم؟
1-وقتی از مارک_زاکربرگ بنیانگذار و مدیر فیسبوک پرسیدند چرا همیشه یکنوع تیشرت میپوشی پاسخ داد: نمیخواهم هر روز صبح درگیر تصمیمگیری دربارهی اینکه کدام لباس را بپوشم.
او با اینکار در واقع، یکی از تصمیمات صبحگاهیاش را حذف و انرژی آن را برای تصمیمگیریهای مهمتر کاری، ذخیره میکند.
خانم آنگلا_مرکل صدر اعظم آلمان هم از این روش استفاده میکند و اکثراً یکنوع لباس میپوشد. استیو_جابز نیز همینگونه بود.
برای اینکه «خستگی تصمیم» دیرتر رخ بدهد، تا حد امکان خود را در معرض تصمیمگیریهای کماهمیت قرار ندهیم. راهش این است که دربارهی برخی چیزها، یک تصمیم ثابت بگیریم. بهعنوان مثال، بهجای اینکه هر روز تصمیم بگیریم امروز چه غذایی درست کنیم، یک برنامهی هفتگی یا ماهانه تدوین کنیم و از قید تصمیمات روزمره خلاص شویم و انرژی مغزمان را ذخیره کنیم.
یا یک مدیر میتواند جلسات خود را فقط در روزهای چهارشنبه برگزار کند و هر که از او وقت بخواهد، بهجای اینکه فکر کند و دربارهی زمان جلسه با او تصمیم بگیرد، روز چهارشنبه را با او وعده کند. یا یک پدر روز خاصی را در هفته، برای بیرون بردن بچهها در نظر بگیرد و... . (هر کسی میتواند به فراخور زندگیاش، چند مورد را مشمول یک تصمیم واحد کند و از تصمیم گیریهای متعدد راحت شود)
2-تصمیمات مهم را «صبح» بگیریم. یادمان باشد که هر چه از روز میگذرد، به «خستگی تصمیم» بیشتر نزدیک میشویم.
3-وقتی گزینههای قابل انتخاب برای تصمیم گیری زیادتر باشد، «خستگی تصمیم» نیز بیشتر میشود.
اگر برای خریدکاغذدیواری به خیابانی که بورس کاغذ دیواری است برویم، در دهها فروشگاه، صدها طرح میبینیم و تعددگزینههاما راسردرگم میکند. در واقع ما بعد از دیدن دهها طرح اولیه، دچار «خستگی تصمیم» میشویم و بعد از مدتی یکی از طرحها را نه از سر شوق و علاقه که به خاطر «خستگی تصمیم» و گریز از ادامهی این روند انتخاب میکنیم.
یکی از راههای مواجههی منطقی با تعدد گزینهها، این است که بهجای آنکه مثلاً ۱۲ گزینه را یکجا بررسی کنیم و به یکی برسیم، آنها را به چند گروه کوچکتر تقسیم کنیم و سه تا سه تا بررسی کنیم تا به انتخاب نهایی برسیم.
4-وقتی دچار «خستگی تصمیم» هستیم، تصمیم نگیریم؛ فرصتی به مغز دهیم تا خود را بازسازی کند. کمی استراحت و خوردن اندکی غذا که گلوکز مغز را تأمین کند، میتواند «خستگی تصمیم» را کاهش دهد. نیمساعت خواب در وسط روز، میتواند در جلوگیری از خستگی تصمیم مؤثر باشد.
5-انسانهای کمالگرا که میخواهند بهترین خروجی را داشته باشند، بیش از بقیه دچار خستگی تصمیم میشوند.
Moustafa2020_Article_OctopusAffiliations.pdf
حجم:
453.9K
با سلام و احترام خدمت اساتید بزرگوار و اعضای کانال
خواندن مقاله زیر خالی از لطف نیست. با توجه به اینکه در سالهای اخیر مولفان با چند وابستگی سازمانی رو به رشد هستند از آن با نام Octopus affiliations یاد می کند.
در میان مولفان داخل کشور نیز درج وابستگی سازمانی در مقالات از روال معمول خارج شده است.
🔴خبر ویژه 🔴
✅پایان نامه های رشته حقوق بین الملل از طریق کتابخانه دیجیتال کتابخانه مرکزی قابل دسترس و جستجو شد
❇️به اطلاع می رساند با همت کتابداران کتابخانه مرکزی تمامی پایان نامه های رشته حقوق بین الملل وارد نرم افزار کتابخانه دیجیتال شده است.
قابل ذکر است با افزودن متن کامل پایان نامه ها به کتابخانه دیجیتال کتابخانه مرکزی و ایجاد نمایش وبی برای تک تک صفحات آن، امکان جسجوی در متن پایان نامه های دانشگاه برای اولین بار ایجاد شده است.
گفتنی است به دو صورت امکان دسترسی به پایان نامه های وارد شده به کتابخانه دیجیتال وجود دارد: از طریق منوی جستجو و از طریق منوی ملاحظه درختی
ان شاالله در فاز دوم پایان نامه های رشته حقوق مالکیت فکری قابل دسترس خواهد شد.
آدرس پورتال کتابخانه برای دسترسی به کتابخانه دیجیتال:
http://slib.qom.ac.ir/portal/
دسترسی مستقیم به کتابخانه دیجیتال:
http://slib.qom.ac.ir/diglib
#پایان_نامه_ها
#دانشکده_جقوق
#حقوق_
کتابخانه_دیجیتال_دانشگاه_قم
#کتاب_صوتی " آخرین سفر شاه" اثر ویلیام شوکراس
ترجمه : عبدالرضا هوشنگ مهدوی
بصورت #خلاصه در 7 قسمت تهیه شده در رادیو تهران با صدای #بهروز_رضوی
#آخرین_سفر_شاه
#ویلیام_شوکراس
#انقلاب_اسلامی
📗#معرفی_کتاب📗
«آخرین سفر شاه» اثر ویلیام شوکراس از نخستین کتابها درباره مسایل سالهای آخر حکومت محمدرضا پهلوی است ، در این کتاب مسائلی نظیر: جریانهای دوره انقلاب، زندگی محمدرضا پهلوی در تبعید، سیر بیماری وی، جنجال معالجه و چگونگی مرگ وی به رشته تحریر درآمده است.
نویسنده کتاب روزنامهنگار انگلیسی است که به استناد کتابها، گزارشها، مقالات و مصاحبه با اشخاص بسیاری که با شاه و دربار ارتباط داشتند، به روایت زندگی آخرین شاه ایران پرداخته که بی تردید سرشار از نکات ناگفته و افشاگری های حیرت انگیز درباره فسادها، خودکامگی ها و وابستگی های رژیم طاغوت است.
كتاب، «آخرين سفر شاه» از نگاه يك فرد غربي براي دريافت تجارب تاريخي ايران، اثر بسيار ارزشمندي است، بويژه اينكه در پايان كتاب، نوع نگاه همگان حتي كساني كه از قبل شاه سود كلاني بردند و به يك عنصر پشت كرده به مصالح ملت خود، تبديل شدند، بخوبي بيان شده است. تعابير آمريكاييها در اين زمينه بسيار گويا و عبرت آميز است.