🔴با یاری خداوند بزودی منابع دیجیتال بر روی پورتال کتابخانه مرکزی بارگزاری خواهد شد 🔴
🔴کتاب گویا🔴
"سیده نصرتبیگم امین» معروف به «بانو امین» از عالمان و عارفان شیعه اهل ایران و اولین زنی است که به مقام اجتهاد رسید. در این کتاب، داستان زندگانی او را می شنوید.
بانو امین در سال ۱۳۱۲ قمری، مطابق با ۳۰ خرداد ۱۲۷۴ شمسی، در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه در اصفهان متولد شد و در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۶۲شمسی، برابر با شب اول رمضان ۱۴۰۳ قمری، در همان شهر درگذشت و در تخت فولاد به خاک سپرده شد.
پدر سیده نصرت امین، سید محمدعلی حسینی اصفهانی، ملقب به امینالتجار، از بازرگانان سرشناس و متدین اصفهان و نوهی علامه سید معصوم حسینی خاتونآبادی و مادرش زهرا، دختر حاج سید مهدی، ملقب به جناب، از خاندان جنابیهای اصفهان است.
نصرت امین در سیزده سالگی با پسر عمویش، حاج میرزا آقا، معروف به معینالتجار، از بازرگانان نامدار و متدین اصفهان، ازدواج کرد. ثمرهی این ازدواج هشت فرزند بود که هفت تن از آنان در دوران حیات بانو و در دوران کودکی به علت بیماریهای ناشناخته یا شیوع بیماریهای واگیردار درگذشتند.
بانو امین سوادآموزی را از پنج سالگی در مکتبخانه آغاز کرد و از یازده سالگی به آموختن زبان عربی مشغول شد. او در بیست سالگی به تحصیل علوم دینی و صرف و نحو همت گماشت و از محضر استادان مجتهد بهره گرفت و ....
*این کتاب به قلم یکی از بهترین شاگردان بانو، مرحومه علویه همایونی نوشته شده است.
🔴کتاب گویا🔴
«غرب و آخرالزمان» کتابی است که اسماعیل شفیعی سروستانی در آن، به تاثیر نگرش آخرالزمانی غرب در استراتژیهایشان در عصر حاضر میپردازد.
اهل فرهنگ و مطالعات فرهنگی، از افول غرب با عنوان پایان تاریخ یاد میکنند. تردیدی نیست که سروصدای تکنولوژی و ازدحام تمدن امروز غرب و شتاب و ولع ساکنان شرق برای دستیابی به تکنولوژی و پیشرفت، مانع از درک کامل این افول و اعتراف بهسرآمدن این تاریخ است.
به هرحال، پذیرش یا انکار ما هیچ تاثیری در فراز و فرود یک دوره از تاریخ و فرهنگ ندارد؛ گرچه اهل تفکر، برحسب جایگاه و شأنی که دارند، همواره به عنوان ذاکر و متذکر اقوام، عهدهدار بیان موقعیت و شرایط تاریخی و کشف تکلیف و وظیفه در آن شرایط بوده و هستند.
کتاب غرب و آخرالزمان بیستوهشتمین کتاب از مجموعه مطالعات فرهنگی موسسه موعود است که با محوریت سه موضوع نگاشته شده است.
بخشهای اولیه کتاب ارائه گزیدهای از آرا و آثار فرهیختگان غربی در بررسی پایان فرهنگ غربی است. در این قسمت آراء افرادی چون کریستوفر مارلو، گوته، آلدوس هاکسلی، جرج اورول و... را میخوانیم.
بخش دیگر این کتاب همانطور که اسماعیل شفیعی سروستانی مطرح میکند، نشاندهندهی میل به بازگشت است که در میان ساکنان غرب وجود دارد. این میل در صورت بنیادگرایی دینی، از دهههای اول قرن بیستم میلادی آغاز شده است تا زنگ تاریخی جدید و متفاوتی که به نام دین و خدا رقم میخورد، به صدا درآید.
بخش پایانی کتاب نیز به بحث سقوط و افول تاریخ غربی و نگرانیها از این شرایط است. براساس نظر اسماعیل شفیعی سروستانی، این شرایط همچون درد زایمانی است که نوید تاریخی نو را میدهد؛ تاریخی که از شرق برمیخیزد و مجال را از فانوس بیرمق غرب میگیرد.