شمار مدارک علمی پایگاه گنج از یک میلیون و 250 هزار گذر کرد
پیشینه بیش از یک میلیون و 250 هزار مدرک علمی در پایگاه اطلاعات علمی ایران در دسترس کاربران قرار دارد.
به گزارش «روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران» تا پایان سال گذشته، پیشینه بیش از یک میلیون و 250 هزار مدرک علمی در پایگاه اطلاعات علمی ایران قرار گرفت. بر پایه گزارش عملکرد 1398 ایرانداک، بیش از 587 هزار پایاننامه و رساله دانشآموختگان درون کشور، بیش از 16 هزار پایاننامه و رساله دانشآموختگان ایرانی بیرون از کشور، و نزدیک به 250 هزار پیشنهاده در پایگاه گنج قرار گرفته است.
همچنین در سال 1398، روزانه 166 پارسا، 116 پیشنهاده و دو پارسای خارج از کشور با همکاری 452 موسسه آموزشعالی در سامانه ملی ثبت پایاننامه، رساله، و پیشنهاده بارگزاری شده است.
افزودنی است هشت کتاب، 60 مقاله نشریه، نه مقاله در همایش ملی، و نه مقاله در همایش جهانی در سال گذشته منتشر شده و نه طرح پژوهشی تقاضامحور و 17 طرح پژوهشی سازمانی پایان یافته است.
لازم به ذکر است کتابخانه مرکزی دانشگاه قم نماینده ایرانداک در دانشگاه بوده و وظیفه ثبت و تایید نهایی پایان نامه ها و پروپوزال های ثبت شده توسط دانشجویان دانشگاه قم در ایرانداک را عهده دار می باشد.
گفتنی است متن کامل پایان نامه هایی ثبت شده در پایگاه گنج بعد از سپری شدن زمان تعیین شده (ارشد 12 ماه و دکتری 24 ماه) برای کلیه کاربران به صورت رایگان قابل دسترس و دانلود می باشد.
آدرس پایگاه گنج دانش جهت جستجو و دانلود متن کامل پایان نامه ها:
https://ganj.irandoc.ac.ir/
#کتاب_صوتی
دانلود رمان صوتی بابا لنگ دراز اثر جین وبستر با فرمت mp4) mp3) برای اندروید، آیفون و کامپیوتر با ویرایش جدید و لینک مستقیم
داستان دختر شاد و باهوشی به نام جودی آبوت که بعد از فوت پدر و مادرش در پرورشگاه بزرگ می شود و آقای جان اسمیت ( بابا لنگ دراز ) او را در شهر نیویورک پیدا می کند و به کمک حامی خود بعد از گذراندن دوران مدرسه به دانشگاه ( کالج یادبود لینکلن ) فرستاده می شود ، جودی که نمی داند آقای جان کیست و فقط از او سایه ای در ذهن خود دارد او را بابا لنگ دراز خطاب می کند و داستان از نامه نگاری های جودی ابوت با موهای قرمز و نوارهای چسبیده شروع می شود که در نهایت با بابا لنگ دراز ( آقای جان اسمیت ) ازدواج می کند …
https://romanbook.ir/dl/Voice/baba%20leng%20deraz/baba_leng_deraz.mp4
هدایت شده از کانال رسمی دانشگاه قم
🔸لزوم همکاری و تعامل در معرفی ظرفیت کتابخانههای تخصصی استان
🔻به گزارش خبرنگار واحد خبر روابط عمومی دانشگاه قم، حجت الاسلام و المسلمین دکتر عسکر دیرباز در جلسه مجمع کتابخانههای تخصصی استان "مکتا" که امروز در کتابخانه دانشگاه قم برگزار شد، عنوان کرد: کتابخانه دانشگاه قم فعالیتهای خوبی در زمان شیوع بیماری کرونا در زمینه کتابخانه دیجیتال داشته است؛ البته باید به دنبال افزایش تاثیرگذاری کتابخانههای تخصصی در سطح جامعه باشیم و این مستلزم ورود به فضای مجازی است.
🔻وی افزود: همکاری کتابخانههای استان و تعامل با کتابخانههای کشور میتواند در جهت پیشبرد فرهنگ کتابخوانی و استفاده از ظرفیت کتابخانههای تخصصی تاثیرگذار باشد.
🔻رییس دانشگاه قم بیان کرد: تفاوت های بسیاری میان کتابخانههای عمومی و تخصصی وجود دارد و باید اهمیت و ظرفیت کتابخانههای تخصصی برای علاقه مندان و کسانی که به دنبال موضوعات تخصصی هستند، تبیین شود و در این خصوص دانشگاه قم آمادگی هر نوع همکاری در جهت پیشبرد اهداف را دارد.
🔻وی همچنین به لزوم همکاری مدیریت شهری در معرفی کتابخانههای تخصصی به شهروندان تاکید کرد.
🔸روابط عمومی دانشگاه قم
@university_of_qom
🍃🍂🍃🍂🍃🍂
🔹گزارش تصویری بیست و ششمین جلسه شورای سیاستگذاری مکتا به تاریخ ۱۳۹۹/۰۶/۲۶ در کتابخانه دانشگاه قم با حضور ریاست محترم دانشگاه، معاون محترم پژوهشی و اعضای شورای سیاستگذاری مکتا برگزار شد.
🌐روابط عمومی و بین الملل مکتا
به ما بپیوندید🔻🔻🔻
مجمع کتابخانه های تخصصی استان قم
@MAKTAQOM
🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃
🔴کتاب گویا🔴
مجموعه شش داستان کوتاه از نویسندگان صاحبسبک جهان با محوریت و مضمون ارزشهای انسانی.
داستانهایی که در این کتاب گویا میشنوید:
قصه اول (مردی که هرگز برنگشت، نوشتهی سویی چی یانگ): «گودو» استاد امپراتور ژاپن است. او به سفری میرود و در راه، صندلهایش دراثر بارندگی و کهنگی، پاره میشوند. گودو به منزل زنی رسد و از او صندل میخرد. زن از رفتار بدِ شوهرش به او گله میکند و گودو ...
قصه دوم (مأموریت مرگبار فینیاس اسنوگراس، نوشتهی فردریک پل): «فینیاس» ماشین زمان را اختراع کرد و توانست با آن به دوهزار سال قبل سفر کند و خودش را به امپراتور «آگوستوس» و ملکهاش بشناساند. او با هدف کمک به انسانها به آن زمان سفر کرده بود.
قصه سوم (کابوس زندگی بدون سوخت، نوشتهی اندرو بارهام): نویسنده، شخصی آمریکایی است که میخواهد با این داستانش، کابوس زندگی بدون سوخت را تخیل کند.
قصه چهارم (چرخ، نوشتهی فئودور کوزمیچ سولوگوب): پیرمردی با دیدن بازی کردن کودکی با چرخی گردان، احساسات کودکی درونش زنده شده و با پیداکردن یک چرخ زنگزده در جوی آب و بازی کردن با آن، به احساسات سرکوبشده و پاکش پاسخ میدهد.
قصه پنجم (تمشک، نوشتهی جورج لسلی نوریس): مادری پسرش را به سلمانی میبرد و موهایش را کوتاه میکند. بعد هم برایش کلاهی میخرد و خوشحال به خانه برمیگردند. پدرش وقتی میبیند پسرش موهایش را کوتاه کرده، خوشحال میشود و ...
قصه ششم (سرانجام، نوشتهی هری فرانک لین): مردی که همهی عمرش را در سفرهای کاری گذرانده است، در سن شصت سالگی خانهای بزرگ و زیبا میخرد و تصمیم میگیرد مسافرتها را تمام کرده و در خانهاش بماند.