📗#معرفی_کتاب📗
موضوع عدلِ خداوند چالشیترین مسألهی اصول عقاید است و در میان موضوعاتی چون توحید، معاد، نبوت و امامت، پرسشهای بیشتری در مورد آن صورت گرفته است.
چرا تبعیض وجود دارد؟ فرق تفاوت و تبعیض چیست؟ فناها و نیستیها برای چیست؟ آیا معجزه، دعا و صدقه نوعی استثنا در قانون خلقت است؟ آیا عمل خیر از غیر مسلمان قبول می شود؟ آیا گناهان شیعیان بخشیده شده است؟ آیا از قضای الهی میتوان فرار کرد؟ رابطهی مغفرت و شفاعت چگونه است؟ انواع آن کدام است؟ آیا نظام هستی نظام ذاتی است یا قراردادی؟ چرا امثال صادق هدایت به هستی و زندگی بدبیناند؟ آیا کسانی مانند دکارت را میتوان کافر شمرد؟ و ...
اینها سؤالهایی است که استاد شهید سعی کرده است در بخشهای مختلف کتاب عدل الهی به آنها پاسخ دهد. اما شاید مهمترین سؤال در باب موضوع عدل این باشد که آیا خداوند براساس عدل عمل میکند یا هرچه خداوند انجام میدهد عین عدل است؟
adleelahi.pdf
حجم:
2.1M
کتاب #pdf
عدل الهی اثر شهید مطهری
#کتاب_صوتی «دا» بر اساس خاطرات: سیده زهرا حسینی تالیف: سیده اعظم حسینی«"دا" در زبان كردي به معناي مادر است.
اين كتاب مجموعه خاطرات"سيده زهرا حسيني دختر اين خانواده است که از دوران كودكي اش در عراق و همچنين حوادث روزهای آغاز جنگ
و مشاهداتش از اشغال خرمشهر و پس از آزادی خرمشهر است»
دسترسی به فایل صوتی کامل کتاب:
http://www.aviny.com/voice/namayeshradioei/da/da.aspx
🔴کتاب مناسبتی: به مناسبت سال روز آزادی خرمشهر
#كتاب_صوتي: خرمشهر
نویسنده: محمدرضا گوهری
کارگردان: مجید همزه
قالب: نمایشی
دستهبندی: رمان و داستان
مدت کتاب: 46 دقیقه
بخشی از کتاب: چرا خسته نمیشن؟ چرا گلولههاشون تموم نمیشه؟ فردا هم وقت دارین، چه خبرتونه آخه! اصلا این همه گلوله برای خونههای خالی چه فایده داره؟ تیرهایی که از اون طرف آب شلیک میشن، مثل صدای مگس میمونه....
فرشته روزای اول خجالت میکشید خودش رو روی زمین بندازه. مطمئنم الان داره خواب میبینه. میدونم مثل دیشب، لیلا خیلی راحت خوابیده. فرشته اخماش رفته تو هم؛ گردنش رو کج کرده، مثل اینکه میخواد از چیزی فرار کنه. باید تا سروصدا راه ننداخته، بیدارش کنم.
فرشته رو بیدار کردم. با ترس بیدار شد. بهش یه لیوان آب دادم. گفتم آروم باش؛ داشتی خواب میدیدی. فرشته همه وجودش عرق کرده. میگه: خوبه حالا رو پشت بوم مسجد هستیم؛ چرا یه ذره باد نمیاد که خنک بشیم؟
فرشته پرسید: داشتی نگهبانی میدادی؟ گفتم: آره.
فرشته با لحنی تند گفت: بگیر بخواب؛ میدونی چند روزه که نخوابیدی؟
گفتم: باید مراقب باشم.
فرشته گفت: اصلا مراقبت تو چه فایدهای داره؟ چه کاری از دستت برمیاد؟
گفتم: من کار با اسلحه رو بلدم. تو هم باید یاد بگیری؛ نه اینکه تو جیبت یه سرنگ بذاری که اگه عراقیا اومدن، به دستشون نیفتی....