*سخنرانی دکتر شاد دل با موضوع فتوحات مسلمانان به روایت منابع غیر اسلامی / دانشکده الهیات دانشگاه تهران
تقسیم عقل (1)
✍️ ایرج شهبازی
سعدی در باب هشتم گلستان که دربارۀ «آداب صحبت» است، میگوید: «همه کس را عقل خود به کمال نماید و فرزند خود به جمال». منظور سعدی این است که همۀ انسانها عقل خود را کامل میپندارند و از میزان عقل خود خشنودند، درست همانگونه که هرکسی فرزند خود را زیباترین و بهترین بچۀ دنیا میداند. سعدی در ادامه به داستانی شگفتآور اشاره میکند:
یکی جهود و مسلمان نزاع میکردند
چنانکه خنده گرفت از حدیث ایشانم
به طیره گفت مسلمان: «گر این قبالۀ من
درست نیست، خدایا یهود میرانم»!
جهود گفت: «به تورات میخورم سوگند
وگر خلاف کنم، همچو تو مسلمانم».
گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد
به خود گمان نبرد هیچکس که نادانم».
(کلیات سعدی، صص 243-242، چاپ استاد مظاهر مصفا).
بیت پایانی قطعۀ بالا حقیقتاً تکاندهنده است. سعدی میگوید: «حتی اگر عقل به کلی منهدم و منعدم شود و چیزی به نام عقل در دنیا وجود نداشته باشد، باز هم هیچکس خود را نادان به شمار نمیآورد»!!! البته سعدی در این نظر تنها نیست و پیش و پس از او بزرگانی دیگر هم به این حقیقت مهم اشاره کردهاند؛ برای مثال به دو نمونۀ مهم اشاره میکنیم.
امیر عنصر المعالی، نویسندۀ دانشمندِ قابوسنامه ، در آغاز باب چهل و چهارم این کتاب که دربارۀ «آیین جوانمردپیشگی» است، چنین نوشته است: «بدان ای پسر که سه چیز است از صفات مردمی که هیچ آدمیی نیابی که بر خود گواهی دهد که این سه چیز مرا نیست. دانا و نادان بدین سه چیز همه از خدایتعالی خشنودند، اگرچه این سه چیز خدایتعالی کم کس را داده است و هر که را این سه چیز بود، از خاصگان خدایتعالی بود. از این سهگانه یکی خرد است و دوم راستی و سوم مردمی» (قابوسنامه، ص 243، چاپ دکتر یوسفی).
دکارت ، فیلسوف بسیار برجستۀ فرانسوی، حقیقت بالا را به این شکل بیان کرده است: «میان مردم عقل از هر چیر بهتر تقسیم شده است؛ چه هر کس بهرۀ خود را از آن چنان تمام میداند که مردمانی که در هر چیز دیگر بسیار دیرپسندند، از عقل بیش از آن که دارند، آرزو نمیکنند» (سیر حکمت در اروپا، صص 182 – 181).
همانگونه که میبینیم، سخنان عنصرالمعالی و سعدی و دکارت شباهت فراوانی به هم دارند. هر سه به این حقیقت مهم اشاره میکنند که عموم انسانها از سهمیۀ عقل خود راضیاند و این در حالی است که انسانها در مسائل مادی غالباً به سهم خود راضی نیستند و نوعاً مشکلپسندند؛ برای نمونه اگر به کسی که خانهای بس مجلل دارد، بگوییم: «این خانه درخورِ تو نیست و لیاقت تو این است که یک کاخ داشته باشی»، سخن ما را تأیید میکند و خوشحال هم میشود و اگر به یک مدیرِ معمولی یا یک فرماندار بگوییم: «این مقام مناسبِ شأنِ تو نیست و تو باید مدیر کل یا استاندار باشی»، از سخن ما شادمان میشود و ما را تصدیق میکند. درمورد شهرت و ثروت نیز چنین است، اما اگر به کسی بگوییم: «عقل شما شایستۀ شما نیست و باید عقل بیشتری داشته باشید»، حتماً از ما میرنجد و کینۀ ما را به دل میگیرد؛ چرا که «همه کس را عقل خود بهکمال نماید» و نه تنها عاقلان و عالمانِ بزرگ، بلکه مردمِ معمولی و حتی انسانهای کودن و کانا هم خود را عقل کل میدانند و از مقدار عقل خود خشنود و خرسندند.
نکتۀ دیگری که دربارۀ سه سخن بالا باید بگوییم، این است که دکارت، به اقتضای تخصص خود که فلسفه است، تنها به خرسند بودنِ انسانها از «عقل» خود اشاره کرده است، سعدی، در کنار عقل، به «فرزند» و «دین» هم اشاره کرده است و عنصر المعالی بر آن است که انسانها از «عقل»، «جوانمردی» و «درستکاری» خود راضیاند و همه در این سه زمینه خود را کامل میدانند؛ یعنی اگر یک دزد را «نامرد» بخوانیم، حتماً از ما میرنجد و اگر شخصی خائن و جانی را «نابکار» بخوانیم، ناراحت میشود. به همین منوال همه از دین خود نیز راضیاند و هیچگاه در حقانیتِ دین خود تردیدی به خویش راه نمیدهند. به نظر میرسد حق همین است که قناعت و رضایت انسانها تنها به «عقل» ختم نمیشود و اموری دیگر نیز هستند که انسانها به سهمِ خود از آنها قانعاند. در فارسی ضرب المثلی وجود دارد که میگوید: «مرغ همسایه غاز است». طبیعتاً این «مرغ همسایه» اموری از قبیل خانه و ثروت و قدرت و داراییهای مادی است و هیچ کسی عقل و دین و مردانگی و فضیلتمندی همسایۀ خود را از عقل و دین و مردانگی و فضیلتمندی خود بیشتر نمیداند. ظاهراً رقابت و دیرپسندیِ انسانها در حیطۀ مادیات است، نه در عرصۀ معنویات؛ چراکه مشاهدات روزمرۀ ما نشان میدهد که عموم انسانها غالباً در زمینۀ مادیات حریصاند و در حوزۀ معنویات قانع؛ بنابراین نه تنها عقل، بلکه همۀ فضائل اخلاقی عادلانه تقسیم شدهاند، به این معنا که عموم انسانها به سهمیۀ خود از فضیلتها خشنودند و خود را در این زمینه ،کامل میدانند.
مشخصات پایان نامه هایی که در بهمن ماه 1397 تحویل کتابخانه مرکزی شده اند:
۱ (فقه (حقوق ۵۱۰
تاثير فقهاي شيعه در گستره فرهنگ و تمدن اسلامي در عصر صفويه/ مصطفي شاهوردي.- به راهنمايي محمد علي اخويان.- کارشناسي ارشد (دانشگاه قم، دانشکده الهيات و معارف اسلامي، گروه فقه و مباني حقوق اسلامي، رشته فقه و مباني حقوق اسلامي) ؛ ۱۳۹۷.
۲ حقوق مالکيت فکري ۱۳۴
استفاده منصفانه از علامت تجاري ديگري/ مطهره اعرابي جشوقاني.- به راهنمايي مصطفي بختياروند.- کارشناسي ارشد (دانشگاه قم، دانشکده حقوق، گروه حقوق مالکيت فکري، رشته حقوق مالکيت فکري) ؛ ۱۳۹۶.
۳ (فقه (حقوق ۵۱۲
بررسي حکم تکفير مسلمانان از منظر فقه فريقين/ محمدجواد محمدي.- به راهنمايي محمد علي راغبي.- با مشاوره علي محامد.- دکتري phd (دانشگاه قم، دانشکده الهيات و معارف اسلامي، گروه فقه و مباني حقوق اسلامي، رشته فقه و مباني حقوق اسلامي) ؛ ۱۳۹۷.
۴ شيعه شناسي ۱۲۰
مقايسه و ارزيابي ديدگاه هاي خواجه نصير وحميدالدين کرماني در روش شناخت خدا و اوصاف الهي/ زينب پيريايي.- به راهنمايي عزت الله مولائي نيا.- کارشناسي ارشد (دانشگاه قم، دانشکده الهيات و معارف اسلامي، گروه شيعه شناسي، رشته شيعه شناسي گرايش کلام) ؛ ۱۳۹۷.
۵ علوم قرآن ۷۳۴
بررسي آموزه هاي تربيتي وپيامدهاي اجتماعي آيات مربوط به شروط طلاق/ خسرو ترابي دستنايي.- به راهنمايي عزت الله مولائي نيا.- کارشناسي ارشد (دانشگاه قم، دانشکده الهيات و معارف اسلامي، گروه علوم قرآن و حديث، رشته علوم قرآن و حديث) ؛ ۱۳۹۷.
۶ علوم قرآن ۷۳۵
تفسير آية فسئلوا اهل الذکر در نگاه مفسران فريقين/ پژمان محموديان بارزي.- به راهنمايي جعفر نکونام.- کارشناسي ارشد (دانشگاه قم، دانشکده الهيات و معارف اسلامي، گروه علوم قرآن و حديث، رشته تفسير و علوم قرآن) ؛ ۱۳۹۶.
۷ فقه سياسي ۸
بررسي شوراي رهبري در فقه اماميه/ محمدعلي زحمت کش.- به راهنمايي يوسف علوي وثوقي.- کارشناسي ارشد (دانشگاه قم، دانشکده الهيات و معارف اسلامي، گروه فقه و مباني حقوق اسلامي، رشته فقه سياسي) ؛ ۱۳۹۷.
۸ فقه سياسي ۹
بررسي فقهي و حقوقي نظارت بر کارگزاران/ سجاد خادم لو.- به راهنمايي يوسف علوي وثوقي.- کارشناسي ارشد (دانشگاه قم، دانشکده الهيات و معارف اسلامي، گروه فقه و مباني حقوق اسلامي، رشته فقه سياسي) ؛ ۱۳۹۷.
۹ فقه قضايي ۱۷
بررسي مباني فقهي و حقوقي مواد قانوني ناظر به تعدد جرايم حدي در قانون مجازات اسلامي/ رضا ناصري.- به راهنمايي محمد نوذري فردوسيه.- کارشناسي ارشد (دانشگاه قم، دانشکده الهيات و معارف اسلامي، گروه فقه و مباني خقوق اسلامي، رشته فقه قضايي) ؛ ۱۳۹۶.
۱۰ فلسفه اخلاق ۱۱۱
بررسي مسائل ناظر بر اخلاق آب با نگاهي به کتاب Water Ethics و منابع اسلامي/ يحيي صرامي.- به راهنمايي مهدي اخوان.- کارشناسي ارشد (دانشگاه قم، دانشکده الهيات و معارف اسلامي، گروه فلسفه اخلاق، رشته فلسفه اخلاق) ؛ ۱۳۹۷.
۱۱ فلسفه اخلاق ۱۱۲
فرايند موجهسازي خشونت در انديشه رنه ژيرار و نقد آن بر مبناي آموزههاي اسلامي و زيستشناسي تکاملي/ محمدحسين صادقي.- به راهنمايي محسن جوادي؛ حبيب الله بابايي.- با مشاوره محمد لگنهاوزن.- دکتري phd (دانشگاه قم، دانشکده الهيات و معارف اسلامي، گروه فلسفه اخلاق، رشته فلسفه اخلاق) ؛ ۱۳۹۶.
۱۲ الهيات ۴۵۰
تکفير و نقش تخريبي آن بر فرهنگ و تمدن اسلامي/ مظفر پورشيخعلي اندوهجردي.- به راهنمايي محمدرضا کريمي والا.- کارشناسي ارشد (دانشگاه قم، دانشکده الهيات و معارف اسلامي، گروه الهيات و معارف اسلامي، رشته مدرسي معارف اسلامي گرايش تاريخ و تمدن اسلامي) ؛ ۱۳۹۷.