eitaa logo
فصلنامه قرآنی کوثر
189 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
304 ویدیو
509 فایل
ارائه معرفی مجله قرانی کوثر و مباحث قرآنی جدید
مشاهده در ایتا
دانلود
ازامام حسین (علیه‌السلام) روایت شده است: گرفتاری دیگران را برطرف کن تا خداوند گرفتاری‌های دنیا و آخرتت را برطرف کند. بحارالانوار ، ج ۷۵ ، ص ۱۲۲
درسی از درس های عاشورا(۹) عاشورا، نماد آزادگی است و حضرت سیدالشهدا(ع) سرور آزادگان. همو که در پاسخ کسانی که بیعت با یزید را از ایشان می‌خواستند تا در امان بماند، می‌فرمود:‌ آگاه باشید! ناپاک زاده فرزند ناپاک زاده، مرا میان دو چیز مجبور کرده است: ‌بین مرگ و ذلت،‌ ولی هیهات که ما ذلت و خواری را بپذیریم. خداوند پذیرش ذلت را بر ما و بر پیامبر و مؤمنان روا نداشته است و دامن‌های پاک و دارای اصالت و شرف و خاندان دارای همت والا و عزّت نفس ما هرگز اجازه نمی‌دهد اطاعت فرومایگان را بر مرگ شرافتمندانه ترجیح دهیم.
درسی از درس های عاشورا(۱۰) اخلاص سیدالشهدا(ع) و یاران آن حضرت، از مهم‌ترین درس ها و عوامل جاودانگی قیام حسینی است. از زمانی که حضرت از مدینه حرکت کرد، تا مکّه و سپس کربلا، بسیار کسانِ مدّعی با ایشان همراه شدند و به ظاهر خود را حسینی نشان دادند، ولی هیچ‌کدام بر حرف خود نایستادند و در نهایت، سرور شهیدان را تنها رها کردند. در روز عاشورا و صحنه نبرد کربلا نیز، تنها خون بود و شمشیر و زخم و درد و شهادت، و از مدال و پول و امتیازهای اجتماعی و مقام‌های دنیوی خبری نبود. از این رو، ماندگان و مقاومان، تنها با نیروی اخلاص به جهاد در راه حضرت دوست ادامه می‌دادند و یکی یکی شربت شهادت می‌نوشیدند
از امام علی بن موسی الرضا (علیه آلاف التحیه والثناء) روایت شده است: 💠 چهار هزار ملک‌ در کربلا منتظر ظهور هستند 🔹 و لقد نزل الی الارض من الملائکة اربعة آلاف لنصره فوجدوه قد قتل فهم عند قبره شعث غبر الی ان یقوم القائم فیکونون من انصاره و شعارهم یا لثارات الحسین 🔹 به تحقیق چهار هزار فرشته برای نصرت و یاری حسین علیه السلام به زمین فرود آمدند. آنان هنگامی که نازل شدند، دیدند حسین علیه السلام کشته شده است، از این رو، ژولیده و غبارآلود در نزد قبر آن حضرت، اقامت کردند و همچنان هستند تا این که قائم، قیام کند و آنان از یاوران و سپاه آن حضرت خواهند بود و شعارشان یا لثارات الحسین است. 📚 بحار الانوار، ج ۴۴ص ۲۸۵
درسی از درس های عاشوراء(۱۱) از بارزترین درس‌های عاشورای حسینی ایثار و مقدّم داشتن دیگری بر خود است. در صحنه کربلا، نخستین ایثارگر، خود سیدالشهدا(ع) بود که حاضر شد خود و خاندانش را فدای دین خدا کند و رضای او را برهمه چیز برگزیند. حتی زمانی که یاران حضرت به شهادت رسیدند و نوبت به جان‌فشانیِ بنی‌هاشم رسید، امام حسین (ع) ابتدا فرزند دلبندشان، علی اکبر(ع) را برای شهادت در راه خدا فراخواند.جلوه دیگر ایثار در کربلا، کار زیبای حضرت ابوالفضل (ع) بود. آن حضرت که با لب تشنه وارد فرات شد، چون خواست آب بنوشد، یاد لب‌های تشنه امام حسین (ع) و کودکان تشنه‌کامش افتاد و به خود نهیب زد که: آیا آب می‌نوشی، در حالی که برادر و مولایت حسین (ع) تشنه و در آستانه شهادت است؟ پس آب را ننوشید و بازگشت و لب‌تشنه به شهادت رسید. این الگوهای ماندگار ایثار وشهادت سرمشق ایثارگری هزاران شهید جان برکف در طول زمان به خصوص دوران انقلاب و دفاع مقدس از نظام مقدس اسلامی شده اند.
از حضرت امام علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام) روایت شده است:اگر دوست داری بدون گناه به ملاقات خدا بروی در دنیا به زیارت امام حسین(ع) برو. اَلَّلهُم‌عجِّل‌‌لِوَلیِڪَ‌‌الفرَج
توصیه ای تربیتی ازآیه الله العظمی سید علی اقا‌ قاضی(ره): هرحقی از دیگران بر گردنت باشد تا ادا نکنی باب قرب و معرفت باز نمی‌شود.خداوند رضایتش را در رضایت مردم قرار داده.
درسی از درس های عاشوراء(۱۲) از درس های ارزنده وموثر نهضت حسینی، توجه به دو فریضه مهم امر به معروف و نهی ازمنکر است. امام حسین (ع) در وصیت نامه‌ای که هنگام خروج از مدینه و در زمان وداع با برادرش محمد بن حنفیه برای وی نوشت، هدف از حرکت خویش را چنین برشمرد:‌من نه از روی سرمستی و گستاخی، و نه برای فساد و ستمگری حرکت کردم، بلکه تنها برای طلب اصلاح در امت جدم حرکت کردم. می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیره جدم و پدرم علی بن ابی طالب عمل نمایم.ازحضرت سیدالشهدا (ع) در جای دیگری نیز روایت شده است:«بارخدایا! من به معروف اشتیاق، و از منکر تنفّر دارم.» بر این اساس، در زیارت‌های گوناگونی که درباره امام حسین (ع) از پیشوایان معصوم (ع) وارده شده، این تعابیر دیده می‌شود: «گواهی می‌دهم تو نماز را به پا داشتی و زکات دادی و امر به معروف نمودی و نهی از منکر کردی.»
عزت در خانه خداست شیخ رجبعلی خیاط می‌گوید «زمانی دنبال علم کیمیا بودم، مدتی ریاضت کشیدم تا به بن بست رسیدم و چیزی دستگیرم نشد، سپس در عالم معنا این آیه عنایت شد: «من کان یرید العزة فلله العزة جمیعا» (فاطر:۱٠) هر کس عزت می‌خواهد، عزت فقط نزد خداست.عرض کردم من علم کیمیا می‌خواستم.گفته شد: علم کیمیا را برای عزت می‌خواهند و حقیقت عزت در این آیه است، خیالم راحت شد.چند روز بعد از این جریان، دو نفر (اهل ریاضت) به در منزل مراجعه و جویای بنده شدند، پس از ملاقات گفتند: دو سال است در زمینه علم کیمیا تلاش کرده‌ایم و به بن‌بست رسیده‌ایم، متوسل به حضرت رضا علیه‌السّلام شده‌ایم، ما را به شما احاله داده‌اند! شیخ تبسمی کرد و داستان فوق را برای آنان تعریف کرد و افزود : «من برای همیشه خلاص شدم، حقیقت کیمیا دنباله روی از خود خداست»(کیمیای محبت،ص۱۶۳) «قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ» (انعام:۹۱) فقط بگو خدا، بقيه را دور بینداز. كسی كه ايمان دارد امیدش به اين و آن نیست، امیدش فقط به خداست، به این و آن نمی‌چسبد تا چیزی گیرش بیاید، مؤمن عزت را فقط از خدا واولیاء الهی که آبرومندان وعزتمندان درگاه الهی هستندمی خواهد.
🔻امام حسین علیه السلام بخاطر "امر به معروف و نهی از منکر" به قتلگاه رفت، شما هی حسین حسین میگید ولی به هیچ قتلگاهی نزدیک نمی شوید اصلا اهداف وبرنامه های نهضت حسینی چرا در شعار شما؛ مرام شما وسبک زندگی شما جریان ندارد. (رحیم پور ازغدی)
درسی از درس های عاشوراء(۱۳) از جمله درس های مکتب عاشوراء به کل بشریت در طول تاریخ، نفی نژاد‌پرستی است. زمانه جا هلیت اولی پر بود از تفاخر عرب وعجم، سیاه وسفید کما اینکه بشریت در جاهلیت فعلی گرفتار همین تفاخرات شیطانی با عنوان نژاد پرستی است. امام حسین(ع) خط بطلانی بر تفکر شیطانی نژاد پرستی کشیده است. مکتب حسینی، مکتب انسانیت، حریت وآزادگی وشرافت است. شهید، شهید است، چه تفاوت دارد که از چه نژاد و رنگ و زبانی باشد؛‌ سفید و سیاه، عرب و عجم، رومی یا زنگی. ملاک ارزش در اسلام، عقیده و ایمان است.شهادتکده کربلا، بزمگاه عشق است و همه‌گونه شهیدی دارد؛ جوان، پیر، خردسال، شیرخوار، سیاه، سفید، عرب و عجم. آنجا، یگانگی است و از نابرابریِ نژادی اثری نیست. پیشوای شهیدان، حسین (ع) در صحنه نبرد، این آموزش دینی و انسانی را به کار گرفت و سپاس و ستایشی همسان به همه یارانش، از پیرمرد تا نوجوان، و از رییس قبیله تا غلام سیاه روا می‌دارد. واینگونه با تفکر شیطانی نژاد پرستی وتفاخرات نژادی مبارزه می کند.
تاثیرات تربیت خانوادگی برآیه الله العظمی شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی(۱):  شیخ حسنعلی، فرزند علی اکبر مقدادی اصفهانی معروف به نخودکی اصفهانی، فقیه، عارف، زاهد و صاحب کرامات فراوان، در سال ۱۲۷۹ در نیمه ماه ذی‌‌القعده، در خانواده‌‌ای متدین و متقی چشم به جهان گشود. پدرش، مرحوم ملا علی اکبر، مردی متقی و پرهیزگار و معاشر و دوستدار اهل علم و ملازم مردان حق و عارفان بزرگی همچون حاج محمدصادق تخت پولادی بود. او بر اثر مشاهده کراماتی از حاج محمد صادق در مورد همسرش و افزایش شیر در سینه او، تا آخر عمرش از ارادتمندان ویژه مرحوم حاجی محمد صادق شد و مدت ۲۲ سال در خدمت او بود و شب‌های دوشنبه و جمعه نزد او می‌‌رفت و در تخت پولاد با او به عبادت و ریاضت می‌‌پرداخت.پدر حسنعلی، نیمی از آنچه، از راه کسب و کار به دست می‌‌آورد، در اختیار حاج محمدصادق می‌گذاشت و به همراه او به فقرا و مستمندان کمک می‌رساند. از دیگر افتخارات ملا علی اکبرـ پدر مرحوم شیخ حسنعلی ـ که بعدها آن فرزند خلف و صالح با عشق و علاقه آن را دنبال کرد، خدمت به سادات و فرزندان حضرت زهرا ـ علیهاالسلام ـ بود. مرحوم ملا علی‌اکبر، در تربیت و پرورش فرزندش، نهایت دقت و تلاش را به عمل آورد.وی فرزندش را از همان کودکی در هر سحرگاه که خود برای عبادت و شب زنده‌داری بر می‌خاست، بیدار می‌کرد تا او لذت مناجات، نماز، دعا و راز و نیاز را از همان سال‌های کودکی بچشد و ذکر و یاد خدا، شیره جانش شود. این پدر شایسته، فرزندش را از هفت سالگی نزد حاج محمد صادق تخت پولادی که دارای نفسی گرم بود، برد و تربیت و تهذیب وی را به او واگذار کرد. مرحوم حاج شیخ حسنعلی تا یازده سالگی که استادش وفات یافت، در خدمت او بود. فرزند مرحوم شیخ حسنعلی در این باره می‌نویسد: «پدرم از همان کودکی زیر نظر حاجی به نماز و روزه و انجام مستحبات و نوافل شب و عبادت پرداخت و تا یازده سالگی که فوت آن مرد بزرگ اتفاق افتاد، پیوسته مورد لطف و مرحمت خاص مرشد و استاد خود بود».