نکته ای ازعارف توحیدی آیت الله انصاری همدانی:
"خداوند تمام اسرار عرفان را در نماز جمع کرده است."
اینگونه بود که به نماز، بسیار اهمیت میداد و دیگران را هم به آن توصیه میفرمود و از آنان میخواست که نوافل را نیز به جا آورند و حتی اگر نمازهای مستحبی و بهویژه نماز شب ترک شد؛ قضای آن را به جا بیآورند
خودشناسی در بیان آیت الله حائری شیرازی(ره):
انسان خودش را با جسمش اشتباه می گیرد! وقتی در #آینه نگاه میکند و جسم خودش را میبیند، این اشتباه را میکند.
به او میگویند چه کسی را در آینه دیدی؟ میگوید: «خودم را دیدم». نه! انسان خودش را نمیبیند! خیلی کار دارد که انسان به جایی برسد که خودش را ببیند. گاهی یک انسان از دنیا میرود قبل از این که حتی یک بار خودش را دیده باشد!
انسان به هر چیزی #تعلق پیدا کرد خودش را با او اشتباه میگیرد. اولین اشتباهی که انسان میکند این است که بدنش را خودش میداند؛ چون به این بدن تعلق پیدا کرده است.
[در فیلم گاو]، مش حسن از بس علاقه داشت به این گاو، خودش هم شده بود گاو! هرچه می خواستند به او حالی کنند که تو گاو نیستی، باورش نمی شد. این همان حال و روز ماست! ما [به خاطر تعلقی که به بدنمان داریم]، باور کردهایم که همین هیکل هستیم. وقتی انسان میفهمد که خودش چیز مهمی بوده که دیگر فرصت از کف رفته است. انبیا آمدند که به انسان بگویند: ای انسان! تو فقط همین بدن نیستی، تو یک #دریا هستی که این بدن، یک قطرهاش است.
وقتی انسان میمیرد، نعش خودش را از بیرون میبیند. آن وقت میفهمد که من این نعش نبودم. کسانی که روی خودشان کار کردهاند، گاهی بیرون از جسمشان میایستند و جسم خودشان را تماشا میکنند.
#انبیاء آمدند به آدم بگویند «تو گاو نیستی»! اما آدم عصبانی میشود و میگوید: «اِلّا و لابد من همینم». مش حسن هر وقت برایش جو میبُردند، میگفت اینها دوست من هستند. اما هرکس برایش نان میبُرد، فکر میکرد دشمنش است. مشکل انسان همین است.
از امام صادق عليه السلام روایت شده است :هر كه صد مرتبه بگويد:
يا رب صل على محمد و آل محمد
خداوند صد حاجت او را برآورده مى كند ،سى حاجت در دنيا و هفتاد حاجت در آخرت.
📚« اصول كافى ، جلد 4
از عارفی پرسيدند : چرا اينقدر ذکر "صلوات" در منابع دينی ما تاکيد شده؟! و برای آمرزش گناهان ، وسعت روزی ، صحت و سلامتی ، گشايش در کارها صلوات تجويز کرده اند؟!
سر و راز اين ذکر چيست؟؟؟!
پاسخ داد: اگر به قرآن نگاه کنيد،
فقط و فقط يکجا در قرآن هست
که خداوند انسان رو هم شأن و هم درجه ی خودش می کند .
يعنی از انسان مي خواهد که بياید کنار او و با هم در یک کاری مشارکت کنندو آن اين آيه ست:
"انّ الله و ملائکته يصلّون علي النبي يا ايها الذين آمنوا صلّوا عليه و سلموا تسليما"
خدا و ملائکه اش دارند براي پيامبر صلوات ميفرستند شما هم بیایید و همراهی کنید.
با عرض تسلیت وتعزیت شهادت جمع کثیری از مردم مظلوم وبی دفاع وتشنه غزه خواستار اشد مجازات برای صهیونیست های خونخوار وکودک کش واربابان پست وضد بشری او امریکا، انگلیس و فرانسه هستیم. انشاء الله بزودی با عنایت امام زمان(ع) انتقام خون این شهیدان گرفته می شود
⭕️برژینسکی مشاورامنیت ملی سابق ایالات متحده امریکا :
🔻 امروز بایدرهبران ابرقدرت های جهانی ازمسئولین ایرانی برای حفظ امنیت خود وقت قبلی بگیرند.
🔹همانطورکه بارها اعلام کرده ام کشوری که تحت شدید ترین فشارها وتحریمها بوده است اکنون با این همه مشکلات رتبه 17 اقتصاد جهانیست.
🔹 دانش هسته ای رانهادینه کرده، درسلولهای بنیادی جزو پیش قراولان جهان است، پنجمین ارتش وقوای مسلح نظامی جهان را داراست.
🔹خاورمیانه کاملآ تحت نفوذ وسیطره آنهاست، ومن اعتماد راسخ دارم این کشوربااین ظرفیت ها وتوان بومی درآینده ای نه چندان دور احیاگر تمدن بزرگ اسلامی-ایرانی مورد نظر آیت الله خمینی می شود.
بندگی خدا. در خاطره ای ازآیت الله شیخ محمدتقی بهلول:
نوجوان بودم وبا مادرم با کاروان و کجاوه به«گناباد» میرفتیم.وقت نماز شد.مادرم کارواندار را صدا کرد و گفت:کاروان را نگهدار میخواهم اول وقت نماز بخوانم.کاروان دار گفت:بیبی! دوساعت دیگر به فلان روستا میرسیم.آنجا نگه میدارم تا نماز بخوانیم.مادرم گفت:نه!میخواهم اول وقت نماز بخوانم..کارواندار گفت:نه مادر.الان نگه نمیدارم.مادرم گفت:نگهدار.او گفت:اگر پیاده شوید، شما را میگذارم و میروم.مادرم گفت:بگذار و برو..من و مادرم پیاده شدیم.کاروان حرکت کرد.وقتی کاروان دور شد وحشتی به دل من نشست که چه خواهد شد؟.من هستم ومادرم.دیگر کاروانی نیست. شب دارد فرا میرسد وممکن است حیوانات حمله کنند.ولی مادرم با خیال راحت با کوزهی آبی که داشت،وضو گرفت و نگاهی به آسمان کرد،رو به قبله ایستاد و نمازش را خواند.لحظه به لحظه رُعب و وحشت در دل منِ شش هفت ساله زیادتر میشد.در همین فکر بودم که صدای سُم اسبی را شنیدم.دیدم یک دُرشکه خیلی مجلل پشت سرمان میآید..کنار جاده ایستاد و گفت:بیبی کجا میروی؟مادرم گفت:گناباد.
او گفت:ما هم به گناباد میرویم.بیا سوار شو.یک نفس راحتی کشیدم.گفتم خدایا شکر.مادرم نگاهی کرد و دید یک نفر در قسمت مسافر درشکه نشسته و تکیه داده.به سورچی گفت:من پهلوی مرد نامحرم نمی نشینم.سورچی گفت:خانم! فرماندار گناباد است.بیا بالا. ماندن شما اینجا خطر دارد. کسی نیست شما را ببرد.مادرم گفت:من پهلوی مرد نامحرم نمینشینم!
در دلم میگفتم مادر بلند شو برویم.خدا برایمان درشکه فرستاده است؛ ولی مادرم راحت رو به قبله نشسته بود و تسبیح میگفت!آقای فرماندار رفت کنار سورچی نشست. گفت مادر بیا بالا.اینجا دیگر کسی ننشسته است. مادرم کنار درشکه نشست و من هم کنار او نشستم ورفتیم.دربین راه از کاروان سبقت گرفتیم و زودتر به گناباد رسیدیم.عزیزان..اگر انسان بندهٔخدا شد،بيمه مىشود و خداوند امور اورا كفايت و كفالت مىكند.(أَلَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عبده)
امربهمعروف و نهی از منکر در بیان آیت الله حائری شیرازی ره: به ساعتتان نگاه کنید؛ این چرخدندههای ساعت، در هم دنده شدهاند. دندههایشان داخل هم است؛ یکی که میچرخد، دیگری را هم میچرخاند. امربهمعروف، یعنی اینکه دندۀ یکی در دندۀ دیگری گیر کند. امربهمعروف، دنده است؛ ترک امربهمعروف، یعنی خلاص کردن! خلاص کردن یعنی اینکه یکی بچرخد و دیگری نچرخد.
وقتی امربهمعروف و نهی از منکر ترک میشود، یعنی این چرخ و آن چرخ از هم دور شدهاند؛ زدهای توی خلاص! این میچرخد، اما آن دیگری نمیچرخد. دندۀ فرد نمیخورد به دندۀ جمع؛ یعنی خوبی فرد، سرایت به دیگری نمیکند.
خوبیها وقتی شخصی شد و امر به معروف تعطیل شد، این دارد برای خودش میچرخد و آن دیگری هم دارد برخلاف آن میچرخد و منکرش را انجام میدهد. نتیجهاش اینست که «مجموعۀ جامعه» نمیچرخد.
گاهی انسان زورش نمیرسد دیگری را بچرخاند، میزند در خلاص؛ خودش در زندگی شخصیاش یک آدم سالمی است، اما در زندگی اجتماعی دندهاش به دیگران گیر نمیکند. میخواهد اگر دیگران در غفلت میروند، او در غفلت نرود؛ اگر دیگران نمازشان را به تأخیر میاندازند، او به تأخیر نیاندازد، لذا دنده را خلاص میکند تا بتواند نمازش را سر وقت بخواند. اما نه، هنر این است که در عین اینکه انسان نمازش را سر وقت میخواند، در دنده هم بزند.
Notes_231020_052854.pdf
حجم:
1.7M
هدایای انسان به هنگام سفر آخرت از نظر رسول اکرم(ص):