سبک زندگی قرآنی(۱۰)
قانون حجاب وعفاف
آیات سوره احزاب بخشی از قوانین انسان ساز حجاب وعفاف را در صحنه زندگی پیش روی بشریت قرار داده است.آیات ۵۵ تا۶۲ سوره احزاب نمایانگر سبک زندگی عفیفانه است.
۵۵- بر آنها در مورد پدران و پسران و برادران و برادرزادهها و خواهرزادههایشان و زنان [همکیش] خود و بردگانشان گناهی نیست [که نزدشان بیحجاب باشند]، و [ای زنان پیامبر!] از خدا بترسید که خدا بر هر چیزی ناظر است
۵۶- بیگمان، خدا و فرشتگان او بر پیامبر درود میفرستند ای کسانی که ایمان آوردهاید! بر او درود فرستید و سلام گویید، سلامی [شایسته و تسلیم فرمان او باشید]
۵۷- بیگمان، کسانی که خدا و پیامبر او را آزار میدهند، خدا آنها را در دنیا و آخرت لعنت کرده و برایشان عذابی خفتبار آماده کرده است
۵۸- و کسانی که مردان و زنان مؤمن را با [نسبت دادن] گناهی که نکردهاند آزار میدهند، قطعا تهمت و گناه آشکاری را به گردن گرفتهاند
۵۹- ای پیامبر! به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهای خود را بر خود بپیچند این برای آن که [به عفیف بودن] شناخته شوند و مورد تعرض [هوسبازان] قرار نگیرند نزدیکتر است، و خدا آمرزنده و مهربان است
۶۰- اگر منافقان و کسانی که در دلهایشان مرض است و شایعه افکنان در مدینه، [از کارهای خود و آزار زنان] باز نایستند، تو را سخت بر آنان میشورانیم که جز مدت کوتاهی نمیتوانند در کنار تو در این شهر بمانند
۶۱- مورد خشم و لعنت [خدا] هستند و هر کجا یافته شوند دستگیر و به سختی کشته میشوند
۶۲- این سنّت خدا در بارهی کسانی است که پیشتر بودهاند، و در سنّت خدا هرگز تغییری نخواهی یافت.
سبک زندگی قرآنی(۱۱)
جهاد همیشگی با دشمنان داخلی وخارجی
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ.» بعضی می فرمایند: این آیه مربوط به درگیری با دشمنان قوی و بیرحم است و کلمهی «رابطوا» را به این معنا که شما خود را برای رزم محکم آماده کنید، میگیرند؛ یعنی آنها هم استقامت میکنند، شما هم استقامت کنید. ولی در هر حال این آیه دشمنان داخلی را نیز در برمیگیرد که بدترین آن ها نفس و شیطان است. و یعنی تنها راه نروید. در تنهایی خیالات و آفت ها نمیگذارد به راحتی راه بروید. با هم باشید وهم دیگر را توصیه کنید. روش بزرگان هم این است. حتی مراجع و بزرگان یك جلسه را در هفته دارند و به شاگردان خود می گویند و می آیند و روایات ائمه (علیهم السلام) را می خوانند و این مرجع می شنود. هرکدام از این ها تأثیر خاصی دارد، و لو این احادیث را چندین بار خوانده باشیم. چه اشکالی دارد که یکی از ما بخوانیم و بقیه گوش کنند این جلسات، جلسه ذکر و یادآوری همدیگر است، جلسه علمی نیست که بگوییم این مطالب را می دانیم. بعضی از عزیزانی که این جلسات را شروع کرده اند، به برکات این جلسات اذعان دارند.
سبک زندگی قرآنی( ۱۲)
جز خدا، به کسی یا چیزی تکیه نکنید.
لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لاَ يَسْتَجِيبُونَ لَهُم بِشَيْءٍ إِلاَّ كَبَاسِطِ كَفَّيْهِ إِلَي الْمَاء لِيَبْلُغَ فَاهُ وَمَا هُوَ بِبَالِغِهِ وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلاَّ فِي ضَلاَلٍ
(رعد:١۴)
تنها خواندن او حق است و كسانى را كه (مشركان) جز او مى خوانند هيچ پاسخشان نمى گويند، مگر مانند كسى كه دو دستش را به سوى آب گشوده تا آنرا بدهانش رساند و حال آنكه نخواهد رسيد و دعا و خواست كافران (از غير خدا) جز در گمراهى (وبه هدر رفتن و انحراف) نيست.
انسانِ محدود، در زندگى پرحادثه دنيا، نيازمند پناهگاهى مطمئن است،
انبيا پناهگاه واقعى را به او معرّفى مى كنند، امّا كمك هاى ديگران (طاغوت ها) يا براى استحمار يا استثمار يا تبليغات وحفظ موقعيّت خود مى باشد و در واقع آنچه براى آنها مطرح نيست، انسان است.انسان، فطرتاً تشنه حقّ و خواستار حقيقت است «ليبلغ فاه»
ولى راه وصول به آن را گم مى كند.
امّا جز ايمان به خدا و عشق و انس به او و دعا و درخواست از او، هيچ چيز ديگرى انسانِ بى نهايت طلب را سيراب نمى كند. «و ما هو ببالغه»
چرا كه غير از اللَّه هر چه باشد سراب است و دعا از غير او بيهوده.
1_2264192125.pdf
2.09M
نقش فطرت در بیان عقاید(توحید ومعاد)
استاد حسن محمدی
سبک زندگی قرآنی(۱۳)
مومن ومدیریت زمان
قرآن با ارزش گذاری بر زمان واغتنام از فرصت ها از مومنان دعوت به برنامه ریزی ومدیریت زمان می کند. واز آنها می خواهد برای زندگی خود برنامه داشته باشد. ازامام کاظم علیه السلام روایت شده است: تلاش کنید که وقت شما چهار(ساعت) بخش باشد
۱-ساعتی برای مناجات با خدا «عبادت خدا»
۲-ساعتی برای کار زندگی «تلاش و کوشش برای زندگی»
۳-ساعتی برای معاشرت با برادران و اشخاص مورد اعتماد که شما رااز عیب هایتان آگاه نمایند واز دل با شما خالص و یک رو باشند
۴-و ساعتی که در آن لذت های غیر حرام خویش خلوت کنید «تفریحات سالم »
بله انسان با تقسیم درست زمان خود می تواند به تمام کارهای خود «عبادت ، تلاش برای امرار معاش ، نشست و برخاست با دوستان ،تفریحات سالم » برسد
منبع : تحف العقول،ص۷۴۹
ازامام صادق عليه السلام روایت شده است :🔸هيچ مؤمنى نيست مگر آنكه خداوند از ايمان او انيس و دلی آرام براى او قرار مى دهد، چندان كه اگر بر قلّه اى باشد احساس تنهايى نكند.
میزان الحکمه
سبک زندگی قرآنی(۱۴)
• معیت با صادقین
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ (توبه:۱۱۹)اى كسانىكه ايمان آوردهايد! از خدا پروا كنيد و با راستگويان باشيد.
در روايات شيعه و سنى آمده است كه مقصود از «الصَّادِقِينَ»، حضرت محمّد (صلى الله عليه و آله) و آلمحمّد عليهم السلام مىباشند.آيه ۱۷۷ سورهى بقره، اهل ايمان، انفاق، نماز، وفاى به عهد و صبر در برابر مشكلات را صادق مىشمارد و آيه ۱۵ سوره حجر و ۸ سوره حشر، مهاجرانِ رنج كشيده و جان بركف را «صادق» شمرده است.
قرآن، دوستى، همنشينى و همراهى با راستگويان را از عوامل تربيت و جلوگيرىِ انسان از انحراف می داند «اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ»
قرآن بر معیت وهمراهی با رهبران الهى تاکید دارد. «كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ»
تكامل جامعه در سايهى ايمان، تقوا ، صداقت و اطاعت از رهبر معصوم است.
🔸بسیاری از مردم ضعیف الایمان به قول خودشان «زرنگ» هستند و نمیدانند که دچار اشتباه هستند آنها نفاق و دورویی و مکر و خدعه را یک امتیاز برای خود میشمارند و به آن نام «زرنگی» میدهند. صداقت و صراحت و یکرویی را از کمشعوری میشمارند، گمان میکنند که با مکر و خدعه و نفاق بهتر میتوان با عوامل حیات هماهنگی کرد و پیش رفت. غافل از اینکه طبع عالم بر درستی و صداقت است. آن کس که با خدا مکر کند خداوند فوق همه مکرکنندگان است.
🔹قرآن کریم همواره از راستی و صداقت و صراحت دم میزند و با ندای بلند میفرماید که مکر و نیرنگ و نفاق -با همه پیشرفتهای موقت- محکوم به شکست خوردن است؛ روزگار٬ بساط نیرنگ و دورویی را درهم میپیچد و شیشه نفاق را میشکند. اساس عالم بر حقیقت است نه بر مَجاز، و نمیتوان نظام راستین جهان را به بازی گرفت.
استاد مطهری، حکمتها و اندرزها، ج۱، ص۲۵۲
سبک زندگی قرآنی(۱۵)
فرصت انفاق واحسان:
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لا بَیْعٌ فیهِ وَ لا خُلَّهٌ وَ لا شَفاعَهٌ وَ الْکافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ.(بقره : ۲۵۴)
ای کسانیکه ایمان آورده اید از آنچه به شما روزی داده ایم انفاق کنید پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن نه خرید و فروش است و نه دوستی و نه شفاعت و کافران خود ستمگرند
در اين آيه خداوند اهرمهايى را براى تشويق مردم به انفاق بكار برده است وبه آنها یاد آوری می کند آنچه دارى، ما به تو داديم از خودت نيست. «رَزَقْناكُمْ»پس مقدارى از آنچه دارى كمك كن، نه همه را. «مِمَّا»اين انفاق براى قيامت تو، از هر دوستى بهتر است. «يَأْتِيَ يَوْمٌ .»
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست. استفاده از فرصتها در كارهاى خير، ارزش است. «مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ» شیطان با وساوس گوناگون روحیه ورفتار انفاق، اکرام واحسان را در انسان از بین می برد.
محروم كردن امروز فقرا ومحرومین، محروم شدن فردای انسان است.. اگر امروز انفاق وبخششى صورت نگيرد، در آن روز هم محبّت و دوستى و وساطتى در بين نخواهد بود. «أَنْفِقُوا يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ .»
ياد معاد، عاملى براى تشويق به انفاق است. «أَنْفِقُوا . يَأْتِيَ يَوْمٌ .» از راههاى ايجاد روحيّهى سخاوت، توجّه به دستِ خالى بودن انسان در قيامت است. «لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ»
بخل، نشانهى كفران نعمت وكفر به توحید در حاکمیت ورزاقیت وعدههاى الهى است. «انفقوا .. والكافرون»
كفر، نمونهى بارز ظلم است.«الْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ»
سبک زندگی قرآنی(۱۶)
اهل تقوا اهل اقامه نماز وانفاق
الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ(بقره:۳)
(متّقين) كسانى هستند كه به غيب ايمان دارند و نماز را به پاى مىدارند و از آنچه به آنان روزى دادهايم، انفاق مىكنند.
قرآن، هستى را به دو بخش تقسيم مىكند: عالم غيب و عالم شهود. متّقين به كلّ هستى ايمان دارند، ولى ديگران تنها آنچه را قبول مىكنند كه برايشان محسوس باشد.حتّى توقّع دارند كه خدا را با چشم ببينند و چون نمىبينند، به او ايمان نمىآورند. چنانكه برخى به حضرت موسى گفتند: «لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً» ما هرگز به تو ايمان نمىآوريم، مگر آنكه خداوند را آشكارا مشاهده كنيم.
اين افراد دربارهى قيامت نيز مىگويند: «ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ» جز اين دنيا كه ما در آن زندگى مىكنيم، جهان ديگرى نيست، مىميريم و زنده مىشويم و اين روزگار است كه ما را از بين مىبرد.
چنين افرادى هنوز از مدار حيوانات نگذشتهاند و راه شناخت را منحصر به محسوسات مىدانند و مىخواهند همه چيز را از طريق حواسّ درك كنند.
هدايت داراى مراحل و قابل كم و زياد شدن است. «وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً»متّقين نسبت به جهان غيب ايمان دارند، كه برتر از علم و فراتر از آن است. در درونِ ايمان، عشق، علاقه، تعظيم، تقديس و ارتباط نهفته است، ولى در علم، اين مسائل نيست.
ايمان، از عمل جدا نيست. در كنار ايمان به غيب، وظايف و تكاليف عملى مؤمن بازگو شده است. «يؤمنون، يقيمون ، ينفقون»
اساسىترين اصل در جهانبينى الهى آن است كه هستى، منحصر به محسوسات نيست. «يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ»
پس از اصل ايمان، اقامهى نماز و انفاق از مهمترين اعمال است. «يُؤْمِنُونَ ،يُقِيمُونَ ،يُنْفِقُونَ» (در جامعهى الهى كه حركت وسير الى اللّه دارد، اضطرابها و ناهنجارىهاى روحى و روانى و كمبودهاى معنوى، با نماز تقويت و درمان مىيابد و خلأهاى اقتصادى و نابسامانىهاى ناشى از آن، با انفاق پر و مرتفع مىگردد.)
برگزارى نماز، بايد مستمر باشد نه موسمى و مقطعى. «يُقِيمُونَ الصَّلاةَ» در انفاق نيز بايد ميانهرو باشيم. «مِمَّا رَزَقْناهُمْ» از هرچه خداوند عطا كرده (علم، آبرو، ثروت، هنر ) به ديگران انفاق كنيم.«مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ» ازامام صادق عليه السلام روایت شده است: از آنچه به آنان تعليم دادهايم در جامعه نشر مىدهند.
سبک زندگی قرآنی(۱۷)
انسجام صالحانه در برابر دشمن
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّهً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ.( بقره: ۲۰۸)
ای کسانیکه ایمان آورده اید همگی در صلح و آشتی درآیید و از گامهای شیطان پیروی نکنید که او دشمن آشکار شماست.
قرآن، ايجاد رابطهى مسالمتآميز با گروههاى زير را مطرح كرده است:
۱- با مشركانِ بىآزار. «لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ» با كسانى كه سرجنگ با شما ندارند و مزاحم وطن شما نيستند، خوشرفتارى كنيد.
۲- با اهل كتاب. «قُلْ ،. تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ» به اهل كتاب بگو:بياييد تا در آنچه ما و شما هم عقيده هستيم، متّحد باشيم.
۳- با ديگر مسلمانان. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً»
قرآن، درباره اجتماع بزرگ سياسى عبادى حج فرموده در آنجا فسق و جدال نباشد. پس مىتوان جامعهاى بدون فسق وجدال تشكيل داد و چه بهتر كه هميشه چنين باشيم و از گامهاى شيطانى كه عامل تفرقه است دورى نمائيم.روايات متعدّد، دخول در سِلم را ورود در تحت رهبرى معصوم دانستهاند. (تفسير نورالثقلين، ج ۱، ص ۲۰۵) درروايات آمده است: «ولاية على بن ابىطالب حصنى»
و ناگفته پيداست كه دخول در حِصن و دژ، دخول در سِلم و سلامتى و آرامش است و چه آرامشى بالاتر از اينكه انسان احساس كند رهبرش الهى، معصوم، آگاه، دلسوز و پيشگامترين افراد در همه ارزشها و كمالات مىباشد.
ورود در فضاى سِلم و سلام و تسليم امكان ندارد، مگر:
۱- در سايهى ايمان«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا»
۲- وکنار گذاشتن سليقهها
۳- و تنها تسليم قانون خدا بودن. «ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً»
ايجاد صلح، وظيفهى همه مسلمانان است. «كَافَّةً» وسوسههاى شيطان، انسان را مجبور به گناه نمىكند، بلكه انسان قدرت مقابله با شيطان را دارد و به همين دليل از اطاعت او نهى شده است. «لا تَتَّبِعُوا» شيطان، گام به گام انسان را منحرف مىكند. «خُطُواتِ» شيطان، دشمن صلح و وحدت است وهمهى نداهاى تفرقهانگيز، بلندگوهاى شيطانى هستند. «ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ»