تا باز کرد در شب روضه،#لـهـوف را
در خـون تپیده دید تمـام حـروف را
میدید واژهها همه فـریاد میزنند
داغی عظیم و مرثیههای مخوف را
میدید تیرها که نشانه گرفتهاند
«خورشید چشمـهای امام رئوف را»
آماده ی هجوم به قلب مـطـهـرش
پر کردهاند نیزه به نیزه صفوف را
این دشنههای تشنه به تصویر میکشند
بر #مشعرالحرام گلویش #وقـوف را
انگار از #ضریح تنش باز میکنند
با نعلـهای تازه دخیل سیوف را
#نــوكـــر_نـوشـــت:
#حـسیـن_جـان
این قلبها ڪه در به در شاه ڪـربلاسٺ
یڪ گوشه چشم مختصرِ شاه ڪـربلاسٺ
این شوقِ بی نهایٺ و این صبح و این سلام
اینهـا تمـام زیر سـرِ #شــاه #ڪــربلاست
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام #اباعبدالله
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_نـویـد_صـفـری
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﺟﺬﺑﻪ ﯼ ﭼﺸﻢ ﺣﺴﯿﻦ ﺩﺍﻡ ﮔﺬﺍﺷﺖ
ﻣﺮﺍ ﮐﺸﯿﺪ ﺑﻪ ﺳﻤﺘﺶ " ﻏﻼﻡ " ﻧﺎﻡ ﮔﺬﺍﺷﺖ
ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﺷﺒﻨﻢ ﻣﺮﺛﯿّﻪ ﺭﻭﯼ ﮔﻮﻧﻪ ﻧﺸﺴﺖ
ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ ﺗﺮﻡ ﺩﺳﺘﯽ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮔﺬﺍﺷﺖ
ﻣﻘﺎﻡ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﺎﻧﺶ ﻣﻘﺎﻡ ﭘﺎﮐﺎﻥ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺑﻮﺩ ﺁﻥ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻘﺎﻡ ﮔﺬﺍﺷﺖ
ﮐﻪ ﺑﻮﺩ ﺁﻧﮑﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺴﺘﯽ ﺣﺴﯿﻦ ﺣﺴﯿﻦ
ﺣﺴﺎﺏ ﻣﺴﺘﯽ ﻣﻦ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺟﺎﻡ ﮔﺬﺍﺷﺖ
ﮐﻪ ﺑﻮﺩ، ﻣﺎﺩﺭ ﺳﺎﺩﺍﺕ ﺑﻮﺩﻩ ﻭﺍﻟﻠﻪِ
ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺜﻞ ﻣﻨﯽ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻣﺮﺍﻡ ﮔﺬﺍﺷﺖ
ﭼﻪ ﻟﻘﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﺣﻼﻟﯽ ﮐﻪ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻫﺮ ﺷﺐ
ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺳﻔﺮﻩ ﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﯾﻦ ﻏﻼﻡ ﮔﺬﺍﺷﺖ
ﻭ ﮔﻔﺖ ﺭﻭﺿﻪ ﺑﺨﻮﺍﻧﻢ؛ « ﮐﻪ ﺑﻮﺩ ﭘﺎﯾﺶ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺳﯿﻨﻪ ﯼ ﻏﻤﺪﯾﺪﻩ ﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﮔﺬﺍﺷﺖ؟
#نـوكــر_نـوشــت:
#حـسـیـن_جـان
کاش می شد دل دیوانه کمی پر بزند
به در قصر حسین بن علی سر بزنـد
دست بر سینـه گذارید مرا داخل قبر
نکند شاه بیایـد به گدا سر بزنـــــد
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام #خامس_آل_عبا
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_نــویــد_صـفـری
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم