eitaa logo
𝐀𝐍𝐓𝐊𝐇𝐀𝐁 𝐌𝐀𝐑𝐆𝐁𝐀𝐑
173 دنبال‌کننده
211 عکس
20 ویدیو
0 فایل
به نام او تاسیس: 1404/12/9 رمان انتخاب مرگبار🖤 به قلم:رزا🥀 My: @roza001 به سمت من بیا،حتی اگر گلوله ای در تفنگ هستی🩸
مشاهده در ایتا
دانلود
شخصیتـ: ماندانا رادمنش سنـ: 24 شـغـلـ: کافـه دار رفیق نفس، هانا، نیکا، سارا ویژگی هاش: برونگرا، مهربون، خوشگل، دل رحم
شخصیتـ : نیکا مرادی سنـ: 26 شغلـ:طراحـ لباسـ رفیق نفس، هانا، ماندانا، سارا ویژگی هاش: مهربون، جدی، خوشگل، لجباز، خجالتی دل رحم
شخصیتـ: سارا جوادی سنـ: 25 شغلـ: نقاشـ رفیق نفس، هانا، ماندانا، نیکا ویژگی هاش: مهربون، دل رحم، خوشگل، برونگرا، خوش ذوق
شخصیت: هانا سهرابی سنـ: 24 شـغلـ: میکاپ آرتیست رفیق نفس، ماندانا، سارا، نیکا ویژگی هاش: مهربون، میانگرا، خوشگل، دل رحمـ،
بریم پارت یک و دو
.... 1 makan: خونه ی نیکا هانا: وایییییی بچه ها این پسر رو میشناسین؟ 😫 نفس، سارا، نیکا،ماندانا: کدوم؟ هانا:(عکس رو نشون داد) سارا: آها این پسر خواننده حامیم رو میگه🙄 هانا: آرهههه🥰 خیلی معروفههه خوشبحال اونی که بخواد باهاش بره تو رابطه😂🙃 سارا: حالا که هی میگین حامیم، حامیم یه کنسرتش نریم؟ ☺️ نیکا: اره منم خیلی دوست دارم برم کنسرت🙂 ماندانا: منم هستم😊 هانا: خب منم موافقمـ، نفس نظرتهـ؟ نفس: حالا که همه موافقین من چرا مخالف باشم😌 هانا: خبــــ من برم یه پنج تا صندلی ردیف اول رزرو کنم رفقا✨ 10 دقیقه بعد. . . هانا: خب برای پس فردا رزرو کردم سیسی ها😂😘 نفس، نیکا، سارا، ماندانا: عالیه🤍 ماندانا: خب عشقام من کار دارم باید برم❤️ هانا: باش برو مواظب خودت باش خدافص😚 نفس: اوک خداحافظ🙃 سارا: مواظب خودت باش، خدانگهدار😘 نیکا: باشه عشقم خدافس🤍 ماندانا: قربونتون خداحافظ😊 نیکا: بچه ها راستی واسه کنسرت باید لباس بخریم فردا همتون تو پاساژ لارا ببینمتون یکی هم به ماندانا بگه🤍✨ ادامه دارد••• نکته: پاساژ لارا کاملا خیالی است
... 2 (راوی: فردای اونروز همه پاساژ لارا بودن که برن لباس بخرن) ماندانا: خب بریم داخل این فروشگاه ببینیم چی داره🤗 هانا، نفس، سارا، نیکا: بریم رفتن داخل ماندانا: سلام خسته نباشین🙂 فروشنده: سلام خوش اومدید نفس:(چشمش به یه لباس افتاد) وایی بچه ها چقدر قشنگههه😍 نیکا: قشنگه هااا، ولی مواظب باش از جناب خواننده دلبری نکنی😂😂 نفس: بی مزه😂 سارا، نیکا، هانا، ماندانا: 🤣🤣😂 (راوی: همه لباساشون رو انتخاب کردن و خریدن) فردا، ساعت19:00 همه رو صندلی هاشون نشسته بودن،تایمر شروع شد کل سالن: 5,4,3,2,1 هوووووو، دست و جیغ حامیم با آی ستاره وارد میشه حامیم نصفه موزیکارو خون، نوبت به مرور رسی، موقعی که داشت مرور رو میخوند، محو یه دختر شد که داشت گریه میکرد. 😶‍🌫 هانا: وااااا نفس داری گریه میکنی🙁 ماندانا: نفس اوااا گریه نکن خب🥺 هانا فهمید که حامیم محو نفس شده هانا: ببین نفس حامیم داره نگات میکنه🤫 نفس: شک شد سرشو بالا اورد، نگاه به حامی کرد😳 ادامه دارد...
30تا بشیم دو تا پارت دیگه میدم