eitaa logo
𝐀𝐍𝐓𝐊𝐇𝐀𝐁 𝐌𝐀𝐑𝐆𝐁𝐀𝐑فور=عزل
168 دنبال‌کننده
211 عکس
21 ویدیو
0 فایل
به نام او تاسیس: 1404/12/9 رمان انتخاب مرگبار🖤 به قلم:رزا🥀 My: @roza001 به سمت من بیا،حتی اگر گلوله ای در تفنگ هستی🩸 106 "عضو جمعیت نویسندگان📖"
مشاهده در ایتا
دانلود
13 بهار: پاشییییید میسو: هوففففف، دو دقیقه خ//فه ش/و بکپ/م بهار: پاشو بریم واس خواستگاری لباس بخریممممم میسو: گم//شوو بهار: هووو هووو هوووو هوو میسو یکی زد تو دهن بهار میسو: منسر خوابم با کسی شوخی ندارم برو اونور شیدا: 🤣🤣 بهار: برو بم//یر میسو: جای رزی خالیه🥲 بهار: نمرده که اینجور میگی گ//رو//گان گرفته شدههه میسو: خو من دلم تنگه شیدا: منم ـ🖤🌀🖤🌀🖤ـ پاساژ. مغازه. شیدا؛ واییییی چقدر قشنگهههه🥺 میسو: نه خیر این قشنگه بهار: با میسو موافقم میسو: تشکر بهار: قربونت میسو: فدات شیدا: تا دو دقیقه پیش داشتن هم دیگه رو ت//یکه ت//.یکه میکردن میسو؛حسود شیدا: برو بابا شیدا: همینو میگیریم بهار: آفرین ـ🖤🌀🖤🌀🖤ـ مغازه. حامی: این کت و شلوار خیلی خوبه شروین: نه حامی: کی با تو بود؟ شروین: 😑 حامی: نظر تو چیه نیما؟ نیما: نظری ندارم حامی: برو بابا. نیما:چیه؟ حامی:مثلا من دارم ازدواج میکنم نیما:منم کسی که دوسش دارم الان تگیر یه قا*تل حرفه ای و هیچ غلطی هم نمیتونم بکنم فرید:قا*تل؟ نیما:بله ادامه دارد.....
14 حامی:ببخشید نیما:ولم کن . 🖤💙🖤 ‌. شب خواستگاری لیلا:خب اینم پسر ما مامان شیدا:بله .فقط من باید دخترم راضی باشه بعد از کللی حرف زدن‌. حمید :خب برید حرفاتون بزنید. شیدا:چشم حامی:بله 🖤💙 شیدا:خب حامی:به جمالت شیدا:یسری قول ها است که باید بم بدی حامی:جانم؟ شیدا:ناراحتم نکنی.به حرفم گوش کنی.عصبی نشی.محبت کنی حامی:چشم پرنسس خانم😂 شیدا:خب تو چی؟ حامی:حرفی ندارم شیدا:آفرین بریم‌. حامی:بریم 💙🫂🌀 بابای شیدا:خب حرفاتونو زدید؟ شیدا:بله حامی:آره لیلا:مبارکه جانا:مبارک 🖤🥺🩸 رزا:من میخوام برم نقابدار:باز شروع کرد رزا:میخوام برممممممم نقابدار:دو دقیقه حرف نزن رزا:میزاری برم یا نه نقابدار:خ*فه شو(داد) رزا:🥺 نقابدار:ببخشید رزا:گم*شو نقابدار:شیدا ازدواج داره میکنه رزا:هوراااا نقابدار:تو که قرار نیست بری رزا:حداقل تو به خواستت نمیرسی نقابدار:ولی تورو میک*شم رزا:.... ادامه دارد...
15 رزا:چ چ چی؟ نقابدار:می*کش*مت رزا:ج ج جدی م م میگی؟ نقابدار:نمیدونم رزا:😔 نقابدار:فعلا ساکت بمون رزا:سکوت کرد‌. 🖤🩸🖤 فرید:حامی حامی:جونم؟ فرید:نیما کو؟ حامی:نمیدونم رفت اتاقش فرید:پس چرا صدایی ازش نیس بهار:من برم ببینم چیشده میسو:نه من میرم. شروین:چه فرقی داره میسو:من میرم بهار:باش میسو:رفتم سمت اتاقو در زدم.دو بار در زدم اما صدایی نشنیدمو با صحنه از مواجه شدم. بهار:جیغ میسو بود. حامی:یا خدا شروین:چیشد؟ حامی:دوییدیم سمت اتاق نیما بهار:جیغ شروین:شوکه شدم حامی:ن ن نیما میسو:از ترس زبونم بند اومده بود. بهار:سکوت کردم انگار کلی سوال داشتم اما زبونم نمیذاشت بپرسم. ادامه دارد.‌..
16 حامی: تنها چیزی که دیدیم ج//نازه ی نیما بود. چ//اق//و از وسط شکمش رد شده بود. فرید: زنگ بزن آمبولانس شروین: دستام پر خون شده بود، اشک آروم از گونه ام پایین میومد. میسو: خ خ خوبی؟ شروین: رومو برگردوندمو نگاهش کردمو سرمو به نشانه ی نه تکون دادم. رفیق چندین و چند سالم نبضش نمیزد. نویسنده: سکوت دردناکی فضا رو گرفته بود. حامی: زنگ زدم آمبولانس. 🖤💙 حامی: سریع بردنش اتاق عمل. یک ساعت منتظر موندیم، میسو از ترس بیهوش شد و سرم زدن بهش. منتظر بودم تا دکتر بیاد یک کلمه بهم بگه حالش خوبه. یک ساعت بعد... حامی: چیشد دکتر؟ دکتر: تسلیت میگم 🖤 شروین: چی میگید؟(داد) دکتر: اروم باشید اینجا بیمارستانه شروین: نیما داداش پاشو بگو دارن اینا دروغ میگن(داد) پاشووووووووو(داد) حامی: آروم شروین: با چشمای خودم دیدم پارچه ی سغید رو روی سرش کشیدن و نبضش نمیزد. پلیس: میتونم چند تا سوال از خانم میسو جلالی بپرسم؟ پرستار: بفرمایید تو اتاق هستن پلیس: بله ممنون. بهار: چطور به رزا بگیم؟ شیدا: همین که خودشو زنده تحویل بگیریم زیاده فرید: درباره ی اون موضوع حرف نزنید پلیس نباید بفهمه(آروم) شیدا: باش 🖤🌀🖤 رزا: هوی نقابدار نقابدار: چیه؟ رزا: تا الان کجا بودی؟ نقابدار: به شما ربطی داره؟ رزا: برو بمیر نقابدار: فعلا که نیما خان مرده رزا:.... ادامه دارد...
امروز پارت نداریم!
17 رزا: چیییی؟ نقابدار: تسلیت رزا: اصن تو کی هستی؟؟ چرا اینکارارو میکنی؟(بغض) نقابدار: میخوای بدونی من کیم؟ رزا: آرهه😭 نقابدار: چند سال پیش توی یه پرورشگاه بودم که دوتا دختر وارد پرورشگاه شدن اسم یکیشوت رزا و دیگری هم شیدا بود چند سال گذشت و تو و شیدا 10سالتون شد و من 14سالم یه شب اومدن دنبال شما تا شما رو ببرنو به سرپرستی بگیرن. که یه روز خبر پیچید که شماها همه تصادف کردید و مردید. ولی من فهمیدم که شما زنده اید. از پرورشگاه فرار کردم.بعد چند سال خبر رسید شما با یه هویت دیگه دارید زندگی میکنید. رزا: خب؟ 😭 نقابدار: خب؟ رزا: بعدش؟ نقابدار: بعدی نداره رزا: حداقل نقابتو بردار اسمتو بگو 😭 نقابدار: باش رزا:... نقابدار: اسم من کوروشه نقابشو دراورد. رزا: 🥺 کوروش: پدر مادر تو یه مافیای خفن بودن که... رزا: که چی؟ کوروش:که. بقیشو میگم.فقط بدون همه الان دنبال تو و شیدا هستن، اگه با حامی ازدواج کنه سرنوشت خوبی نداره. رزا: 😶 💙🌀💤 چند روز بعد... حامی: شروین داداش پاشو مراسم خاکسپاریه نیماعه شروین: حامی باور نمیکنم(بغض) حامی: بمیرم برات شروین: نیما رو دیگه نداریم💔 فرید: 🥲 ادامه دارد...