eitaa logo
𝐀𝐍𝐓𝐊𝐇𝐀𝐁 𝐌𝐀𝐑𝐆𝐁𝐀𝐑
172 دنبال‌کننده
211 عکس
21 ویدیو
0 فایل
به نام او تاسیس: 1404/12/9 رمان انتخاب مرگبار🖤 به قلم:رزا🥀 My: @roza001 به سمت من بیا،حتی اگر گلوله ای در تفنگ هستی🩸
مشاهده در ایتا
دانلود
پارت بده بخوانیم
𝐀𝐍𝐓𝐊𝐇𝐀𝐁 𝐌𝐀𝐑𝐆𝐁𝐀𝐑
فداشش بشمم منن علیرضا عه خودمههه.🤏🏻🤓
هدایت شده از 𐌼i vɵillɵŨsɵ
++
هدایت شده از 𐌼i vɵillɵŨsɵ
𐌼i vɵillɵŨsɵ 'نُورِشَب‌ِمَن با سرعت به سمت شرکت بابا می‌دویدم،باید عمو رو می‌دیدم وارد شرکت که شدم هرچی سراغ عمو رو گرفتم گفتن که عمو چند وقتی هست که نمیاد،این کار همیشگیش بود وقتی بدهیاش زیاد میشدن غیبش میزد. خواستم از شرکت برم بیرون که یکی صدام زد رو مو برگردوندم که دیدم آقاداریوشِ طلبکار بابا. +بله آقا داریوش؟ _تو حنا دختر محمد‌ی درسته دیگه!؟ +بله خودمم امری داشتید؟ _میدونی که محمد به من بدهکارِ الانم که مُرد کی قراره طلب منو بده؟ +من کار میکنم خودم پولتون رو میدم! _تو که فکر نمی‌کنم بتونی طلب منو بدی،پس بهتره یه‌جور دیگه طلب‌منو بدی. ترس برم داشت میدونستم اون آدم هیزو کثیفیه آروم زمزمه کردم. +چ.چه‌جوری ؟ نگاه هیزی رو انداخت از سر تا پام رو اسکن کرد،با این کارش ترس درونم رخنه زد و تند تند از شرکتت بیرون اومدم،حالم بد بود تنهایی درد بدی بود ولی امنیت نداشتن بدتر.. No ?ΛƧKIΉ