هدایت شده از 𝒓𝒐𝒛𝒂(ورژن تنها)𝗥𝗼𝘀𝗲
PEART. . . 3
کنسرت تموم شد
آرش: حامی
حامی: بله جانم؟ 🤓
آرش: توی کنسرت همش حواست یه جا دیگه بود اتفاقی افتاده؟
حامی: نه بابا🤓
آرش: باش
.......
هانا: دیدی حامی چجوری نگات میکرد🤪
نفس: بسه 😤
هانا: باشه حالا اههههه🙄
.........
حامی میره خونه ی مامان و باباش
حامی: سلام مامان، سلام بابا
مامان لیلا: سلام پسرم☺️
جانا: بههههه داداشی خبریه یه سری به ماهم زدی😝
حامی: نه همینجوری🙂
جانا: تو گفتی مآهم باور کردیم😁
حامی: خب حالا😒
مامان لیلا: باز شما دوتا افتادین به جون هم، پسرم بعد چند روز اومده🥰
جانا: مامان پسرتو انقدر لوس نکن😂
حامی: بتوچه 😒
مامان لیلا: با هردوتونم بسه😤
حامی: مامان راستش میخوام یه چیز ی بگم بهتون
مامان لیلا: جانم؟ بگو؟
حامی: امممم راستش....
ادامه دارد...
#پارت. . . . 4
حامی: اممممم هیچی بیخیال🙂
مامان لیلا: اگه چیزی میخوای بگو ما...
حامی: نه چیزی نمیخوام بگم ☺️
جانا: داداش ایستگامون کردی😐
حامی: اصلا بیخیال
بابا حمید تازه از سر کار برگشت
بابا حمید: بههههه سلام پسر گلم خوبی؟
حامی: سلام، بابا ممنون به خوبیت
چند ساعت بــــــعـــــــد
حامی: خب دیگه من باید برم، یسری کارا دارم
مامان لیلا: چه زود، ولی برو خدانگهدارت
جانا، باباحمید: خداحافظ
حامی: قربونت خدافس
...........
(راوی: حامی سوار ماشین شد و تو راه خونه اش بود که یهو همون دختر رو دید...
حامی از ماشینش پیاده شد)
حامی: سلام
نفس: سلامـ، شما اینجا چیکارمیکنین
حامی: سوار ماشین شین میگم
نفس: من چرا باید سوار ماشین شما شم؟!
حامی: خواهش میکنم
نفس: باشه
(نفس سوار ماشین شد)
نفس: بفرماییید
حامی: راستش گفتنش برام سخته ولی...
ادامه دارد...
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_c5rxun&btn=شنوا.هستم.قلبم
بیاین ناشناس پارت بدم😐😒