( PART6)
#ANTKHAB_MARGBAR
بهار: جونم، چی؟
مامان بهار:ما قراره بیایم تهران.
بهار: ع ع عا ع خب به سللمت، تاریخ دقیق میدید؟؟؟
مامان بهار: فردا ساعت 20:30
بهار: ب ب باشه
مامتن: قریونت، خداحافظ
بهار: خداحافظ
ــــ
بهار: هوففففف، د اخه چرا انقدر یهوییی. هوففففف، برم سوپر مارکت یه چیزی بخرم.
ـ
مکان: سوپر مارکت.
ـ
بهار دستم گذاشتم روی یع نوشیدنی مه همزمان یه نفر دیگه دستشو گذاشت روش.
شروین: من اول دست گذاشتم.
بهار: من اینطور فکر نمیکنم.
شروین: مهم نیست.
بهار: به هر حال مال منه
شروین: نوچ، من اول دستمو گذاشتم روش
بهار: الان دارید سر یه نوشیدنی دعوا میکنی.
شروین: خودتم داری همینکارو میکنی.
بهار: که چی؟
شروین: نخودچی.
بهار: گفتم که مال منه.
شروین: تو اصن میدونی من کیم.
بهار: هر می میخوای باش.
مرد غریبه: اتفاقی افتاده؟
شروین: نه آقا.
مرد غریبه: مطمئنید؟
شروین: بله.
مرد غریبه: دارید سر اون نوشیدنی دعوا میکنید؟
شروینو بهار دستشونو از روی نوشیدنی برداشتن.
شروین، بهار: نه
مرد غریبه: که اینطور، خدانگهدار.
(مرد غریبه نوشیدنیو برداشتو برد.)
بهار: ایییی گَن. دش بزنن
شروین: همینو کم داشتیم.
ادامه دارد...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
𝐀𝐍𝐓𝐊𝐇𝐀𝐁 𝐌𝐀𝐑𝐆𝐁𝐀𝐑 🖤✨
Nvisandeh: 𝐑𝐎𝐙𝐀🖤✨
𝐀𝐍𝐓𝐊𝐇𝐀𝐁 𝐌𝐀𝐑𝐆𝐁𝐀𝐑
( PART6) #ANTKHAB_MARGBAR بهار: جونم، چی؟ مامان بهار:ما قراره بیایم تهران. بهار: ع ع عا ع خب
چه خوب بود🤣🤣
اومد نوشیدنی رو برداشت رفت😏🤣🤣
𝐀𝐍𝐓𝐊𝐇𝐀𝐁 𝐌𝐀𝐑𝐆𝐁𝐀𝐑
چه خوب بود🤣🤣 اومد نوشیدنی رو برداشت رفت😏🤣🤣
شاهکار بانوعه دیگه
( PART7 )
#ANTKHAB_MARGBAR
بـهار: خب من دیگه برم
شروین: یه تبتاپ برداشتم.
ممنون میشم حصاب کنید.
🧑💼: بله حتما.
30تومن ناقابل.
شروین: بفرمایید.
🧑💼: ممنون، خدانگهدار.
کیف پول شروین افتاد.
بهار: هییی آقاهه
شروین: بله؟
بهار: کیف پولت افتاد.
شروین:مرسی
بهار: خداحافظ
شروین: خدانگهدار.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مکان: خونه ی دخترا.
بهار: توضیح دادن ماجرا
ماهک: یعنی الان اون ممکنه یه سلبریتی باشه؟
بهار: عاره، خودش گفت تو میدیونی من کیم.
سالومه: خب شاید، مدل یا یه جیز دیگه باشه.
سحر: عااا خب شاید خواننده باشه.
سالومه: 😂
سحر: چرا میخندی؟
سالومه: چرا یه خواننده بیاد سر یه نوشیدنی دعوا کنه؟
ماهک: اهاااا(داد)
بهار: زه. ررررررر
ترسیدم.
ماهک: تو گوشی سرچکردم شروین حاجی پور.
بهار ببین این بود؟؟؟؟؟؟
بهار: ع ع آره
ماهک: خاک تو سرت
سالومه: مگه کیه؟
ماهک: خواننده
سالومه: برو گم. شو چرت نگو
ماهک: جون تو، ببین
سالومه: بده ببینم.
ــ
سالومه: یعنی بهار 😑
بهار: خو من چمیدونستمممم.
ماهک: 🙄
سحر: باهاش عکی نگرفتییی؟
ماهک: سحر جان، چیزی مصرف میکنی؟
سحر: نه، چرا همچین سوالی میپرسی؟
ماهک: داداش داره میگه نمیدونسته خواننده بوده، بعد بره باهاش عکس بگیرهههه.
سحر: ع بلخشید
ماهک: هوفففف.
بهار: واییییی🤦🏻♀
سالومه: چته؟
بهار: فردا خانوادم از شمال میاین
ماهک: هوففففف
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ. ـــــــــ
زمان: فردا، ساعت 13:30
مکان: خونه ی امیر
شروین: دادا
حامی: جونم؟
شروین: چیکار میکنی؟
حامی: ها؟ هیچی، سوال طرح میکنم.
شروین: خسته نباشی.
حامی: قربونت.
شروین: امیررررررر
امیر: جان؟
شروین: گشنمههه، چیزی ندارییی؟
امیر: نودل دارم، میخوری؟
شروین: اوهوم.
حامی: برا منم بزار
امیر: باشش.
ادامه دارد..
𝐀𝐍𝐓𝐊𝐇𝐀𝐁 𝐌𝐀𝐑𝐆𝐁𝐀𝐑 🖤✨
Nvisandeh: 𝐑𝐎𝐙𝐀🖤✨