eitaa logo
ریحآنه.
100 دنبال‌کننده
16 عکس
0 ویدیو
0 فایل
می‌نویسم، آنچه در ذهن میگذرد...
مشاهده در ایتا
دانلود
بخش اولِ مجموعه‌ی «منطق؛ نقابِ نجیبِ ترس» همیشه خیال می‌کرد انسانِ محکمی‌ست؛ از آن‌هایی که پیش از هر قدم، هزار احتمال را سبک‌سنگین می‌کنند و پیش از هر دلبستگی، راهِ فرار را می‌شناسند. دلش را به زنجیرِ استدلال بسته بود و نامِ این اسارت را «پختگی» گذاشته بود؛ غافل از آنکه بعضی زندان‌ها، پنجره دارند و دقیقاً به همین دلیل، زندان بودنشان فراموش می‌شود. او از آشوب بیزار بود. از آدم‌هایی که ناگهانی می‌خندیدند، ناگهانی گریه می‌کردند و بی‌محاسبه دوست می‌داشتند. برای او، احساسات شبیه آتشی بودند در انبارِ کاه؛ کافی بود اندکی نزدیکشان شوی تا همه‌چیز را خاکستر کنند. پس میانِ خود و جهان، دیواری از منطق کشیده بود؛ دیواری بلند، سرد و تمیز… درست مانند اتاقِ آدم‌های تنهایی که به مرتب بودنِ کتابخانه‌شان افتخار می‌کنند. اما بعضی شب‌ها، درست در عمیق‌ترین ساعتِ سکوت، ترک‌های ظریفی بر دیوارِ ذهنش می‌افتاد. لحظه‌هایی کوتاه و هولناک که در آن‌ها حس می‌کرد شاید این همه «فهمیدن»، فقط راهی بوده برای «حس نکردن». و این فکر، از هر بی‌منطقی‌ای بیشتر می‌ترسانْدَش. زیرا اگر منطقش حقیقت نبود، پس سال‌ها به چه چیزی تکیه کرده بود؟ جزو ریحانه نوشت ها...
«منطق؛ نقابِ نجیبِ ترس» بخش دوم مجموعه گاهی با خودش فکر می‌کرد چرا آدم‌ها این‌قدر به «نزدیک شدن» اصرار دارند. مگر نه اینکه هر تعلقی، طنابی‌ست که جهان برای کشیدنِ انسان به سمتِ رنج بر گردنش می‌اندازد؟ او این را خوب فهمیده بود؛ آن‌قدر خوب که دیگر هیچ‌کس را تا انتهایِ قلبش راه نمی‌داد. آدم‌ها خیال می‌کردند آرام است. پخته. عاقل. و او، با لبخندی کم‌رنگ، این تصویر را حفظ می‌کرد؛ درست مانندِ سربازی که روی زخمِ عمیقش مدال آویخته باشد تا کسی بویِ خون را نفهمد. سال‌ها برای نترسیدن، فکر کرده بود. برای فرار از آشوب، تحلیل کرده بود. برای فرونریختن، همه‌چیز را زیر تیغِ منطق برده بود؛ حتی خودش را. اما حقیقت این بود که بعضی آدم‌ها آن‌قدر از غرق شدن می‌ترسند که تمام عمر، کنارِ ساحل می‌ایستند و نامِ این نزیستن را «احتیاط» می‌گذارند. و او، آرام‌آرام، داشت به این فکر می‌رسید که شاید میانِ «عاقل بودن» و «جرئتِ زندگی کردن»، فاصله‌ای عمیق وجود دارد؛ فاصله‌ای به وسعتِ تمامِ شب‌هایی که انسان، به جایِ حس کردن، فقط فکر می‌کند. جزو ریحانه نوشت ها...