سرگذشت زندگی پروانه
پروانه همیشه احساس میکرد بیرون از دايرهی خانواده است. نگاههای سرد مادر، تحقیرهای پدر، و بیتوجهی خواهرش قلبش را میفشرد. 😭هر روز به خودش قول میداد قوی باشد، اما اشکهایش تنها همدمش بودند.
تا اینکه یک روز، به طور اتفاقی یک نامه قدیمی پیدا کرد: "این کودک دختر ما نیست، او را از پرورشگاه آوردهایم..." 😨
https://eitaa.com/joinchat/3519415246C4bf78a3715
😓 اما این پایان ماجرا نبود؛ ماجرای اصلی وقتی شروع شد که مجبور به ازدواج شد
•●♥بسْمِ اللَّهِ الرحْمَنِ الرَّحِیمِ•●♥
تبلیغ شماره :878
مورخ:8/اردیبهشت /1404
پست آزاد:😍❤️
قیمت :کایی
رضا خان که میگن منم🖤🤍
۴۵ سالمه و پسرم برای سربازی رفته کرج، دخترمم فاطمه که ۱۱ سالشه اکثر اوقات خونه مادرمه!
زندگیمون خوب بود و همه چی رو روال تا اینکه روز تولد دخترم تمام مال و اموالمو زدم به اسم زنم سارگل که عاشقش بودم و میمردم براش🥰❣
اما درست یه هفته بعد تونستم مرخصی بگیرم و زودتر بیام خونه با زنم خلوت کنم! وقتی که رسیدم سارگل حموم بود، نشستم منتظر که صدای پیامکش بلند شد!📱
از سر کنجکاوی گوشیشو برداشتمو پیام رو خوندم اما کاش هیچ وقت اون پیام رو نمیخوندم چهار ستون تنم یهو لرزید ...😱🥶🔥👇
https://eitaa.com/joinchat/682623520Cf520959307
روایت داستان کاملا واقعی ارسالی اعضا👆
•●♥بسْمِ اللَّهِ الرحْمَنِ الرَّحِیمِ•●♥
تبلیغ شماره :879
مورخ:8/اردیبهشت /1404
پست آزاد:😍❤️
قیمت :کایی
پسر خوانده بابام بلایی سرم آورد که باعث شد من به راه نادرستی کشیده بشم🥺
آران، پسرخوانده ی خانواده ی ما بود، توعالم بچگی فکر میکردم مثل سه تا برادرم میمونه و داداشمه🔥
اما وقتی بزرگتر شدم ،فهمیدم عاشقانه دوسش دارم و مرد رویاهامه.😔❤️🔥
تصمیم گرفتم عشقم رو بهش ابراز کنم...
درست زمانی که فهمیدم، آران....🥺👇
https://eitaa.com/joinchat/2805924589C5429167b83
سرگذشت واقعی و ممنوعه اِلین 📛👆
•●♥بسْمِ اللَّهِ الرحْمَنِ الرَّحِیمِ•●♥
تبلیغ شماره :880
مورخ:9/اردیبهشت /1404
پست آزاد:😍❤️
قیمت :کایی
بمن میگن آنشرلی با موهای قرمز❤️🔥🤦♀
داستان من ازونجایی شروع شد که بابام تصمیم گرفت بازنشسته که شد بره حوزه علمیه درس بخونه چون عاشق طلبگی بود!!
بعدم منو زور و اجبار کرد تا چادر سرم کنم!
منم که قایمکی وقتی خواهرم تو آرایشگاه موهاشو رنگ کرده بود یاد گرفته بودم، شیطون رفت تو جلدم و پاشدم رفتم رنگ با اکسیدان گرفتم ریختم تو کاسه قاطی کردمو مالیدم به سرم🥣
یکم که گذشت دیدم موهای طلاییم سرخ شد، دو دستی کوبیدم تو سرم چادرمو برداشتم دوییدم برم آرایشگاه که از شانس بدم یهو...🤦♀😱♨️
https://eitaa.com/joinchat/3279356058Cc09cd8df00
روایت عاشقانه یه طلبه با زهرا خانم قرتی😅
•●♥بسْمِ اللَّهِ الرحْمَنِ الرَّحِیمِ•●♥
تبلیغ شماره :881
مورخ:10/اردیبهشت /1404
پست آزاد:😍❤️
قیمت :کایی
بخاطر ناپدریم پناه بردم به یه اجنبی😭❤️🩹
بعد از مرگ مادرم ناپدریم خیلی مشکوک میزد و نگاهای زومش اذیتم میکرد💔
تا وقتی که فهمیدم میخواد بزور منو به عقد99ساله خودش دربیاره😔
منم از ترس فرار کردم و بدون فکر سمت فرهاد،رقیب تجاری ناپدریم رفتم.😥
اونو جلو شرکت دیدم که سوار ماشین میشد، سریع سوار شدم و با التماس گفتم سریع حرکت کن😱
وقتی از قضیه بو برد برگشت سمت و گفت یه شرط داره که مخفیت کنم
یا خدمتکارم میشی یا....😭❤️🔥👇
https://eitaa.com/joinchat/3519415246C4bf78a3715
مجبور شدم به اجبار تن بدم شرط دومی😭💔
گسترده تبلیغاتی رادین
بخاطر ناپدریم پناه بردم به یه اجنبی😭❤️🩹 بعد از مرگ مادرم ناپدریم خیلی مشکوک میزد و نگاهای زومش اذی
•●♥بسْمِ اللَّهِ الرحْمَنِ الرَّحِیمِ•●♥
تبلیغ شماره :882
مورخ:11/اردیبهشت /1404
پست آزاد:😍❤️
قیمت :کایی
کی تو این قرن از دنیا دخترشو ۱۵ سالگی شوهر میده؟!
داد میزد و از شدت داد زدن گلوش درد گرفته بود و پدرش از اون ور خط جوابش رو داد:😡
- پسرم عموت صلاح دونسته الان دخترشو شوهر بده ما چیکارکنیم؟؟.. الآنم که نامزدن اسم پسره افتاده رو پروانه!!
فرهاد دستی رو صورتش کشید، از بچگی پروانه رو دوست داشت،❤️ با وجود ۱۲ سال اختلاف سن همیشه منتظر بود پروانه به 18برسه بعد پا پیش بزاره و حالا عموش داشت چیکار میکرد 😢
- بابا تو میدونی منم میدونم چون پروانه بچهی زن صیغه ایشه، عمو داره به خاطر اون زن عوضیش ردش میکنه بره... پدرش نچی کرد:
- پروانه نمیدونه مادر واقعیش یکی دیگست فرهاد، زبون به دهن بگیر شر نکنی 😨
بابا فردا برو جلوی عقد و بگیر من بتونم خودمو برسونم ایران تو برو نزار سر بگیره اسمش بره تو شناسنامه ی اون مردک🥺
https://eitaa.com/joinchat/3519415246C4bf78a3715
فردا :آیا وکیلم؟!😱
گسترده تبلیغاتی رادین
کی تو این قرن از دنیا دخترشو ۱۵ سالگی شوهر میده؟! داد میزد و از شدت داد زدن گلوش درد گرفته بود و پ
•●♥بسْمِ اللَّهِ الرحْمَنِ الرَّحِیمِ•●♥
تبلیغ شماره :883
مورخ:13/اردیبهشت /1404
پست آزاد:😍❤️
قیمت :کایی