eitaa logo
رآدیو سکوت .
437 دنبال‌کننده
118 عکس
9 ویدیو
1 فایل
- نجات‌دهنده کجا بود باباجان ؟ ما پناهنده‌ای بیش نبودیم؛ به دو چشمونِ سیاهش، به کنج‌و پستوهای کُتب، چایِ امام‌رضا، قهوه، قلم، امید، دستای مامان، موسیقی، لبخندِ بابا، طلوعِ آفتاب، ملودیِ آهنگ‌ها، پرواز پرنده‌ها. ` هوای زیستن، یا رب! چنین سنگین چرا باید ؟
مشاهده در ایتا
دانلود
- می‌دانی وطن چیست صفیه خانوم؟ + وطن یعنی همه‌ی اینها نباید اتفاق می‌افتاد. ` غسان کنفانی
وطن یعنی مامان، یعنی بابا، یعنی خونه، نقش جهانِ اصفهان، آغوش، رویاهای دور، زخم، ایستادن، لبخندهای تلخ، برج آزادیِ تهران، آه‌های جانسوز، هم‌بستگی، درک، اتحاد، قصه‌های پر غصه، جنگل‌های گیلان، قله‌ی دماوند. اما یادت باشد عزیزم وطن یعنی من، وطن یعنی تو، وطن یعنی «ما».
آن دخترک شاد را، بال‌هایم را، امیدم را، خنده‌هایم را در ساکی گذاشته و برده‌ام جایی دور. آنقدر دور که امتدادِ دریا باشد. رها کرده‌ام، در جزیره‌ای. تنها، بی‌کس. تا شاید آنجا از دستِ همه دور باشند و سالم بمانند. آخر می‌دانی عزیزم، شادیِ دخترانِ شاد را می‌کُشند و بال‌هایشان را دانه به دانه پَرپَر.
و اما عزیزم، تو بدون که با هر نخی نمیشه نشست و رویا بافت.
زن‌ها به خرابی‌ها زیبایی می‌بخشند، به قلب‌های سرد عشق، به خشونت لطافت و به زخم‌ها التیام. زن‌ها محضر عشق‌اند، محضر مهربانی، محضر لطافت. زن بودن است و عاشقی.
رآدیو سکوت .
؛ خوب پُر است، پر انرژی، پر از حالِ خوب، پُر از لبخند. «برای بقیه خوب ذوق‌زده می‌شود، کوچک‌ترین موف
عزیزم ، «اشک‌هایم را، به وقتِ دلتنگی، بین لطافتِ ابرها می‌پیچم؛ که باران شوندو بعد کلمه به کلمه، واو به واوِ حرف‌های نگفته‌ام قطره قطره بر تار به تارِ موهایت بوسه زنند، بر مژه‌هایت شبنم شوند و بعد از چشمت نیز همچون اشک بر گونه بغلتند، تا که شاید» ابرها باور کنند تو نیز برای من دلت کمی فشرده، کوچک، تنگ شده.