زنها به خرابیها زیبایی میبخشند، به قلبهای سرد عشق، به خشونت لطافت و به زخمها التیام. زنها محضر عشقاند، محضر مهربانی، محضر لطافت. زن بودن است و عاشقی.
رآدیو سکوت .
؛ خوب پُر است، پر انرژی، پر از حالِ خوب، پُر از لبخند. «برای بقیه خوب ذوقزده میشود، کوچکترین موف
عزیزم ،
«اشکهایم را، به وقتِ دلتنگی، بین لطافتِ ابرها میپیچم؛ که باران شوندو بعد کلمه به کلمه، واو به واوِ حرفهای نگفتهام قطره قطره بر تار به تارِ موهایت بوسه زنند، بر مژههایت شبنم شوند و بعد از چشمت نیز همچون اشک بر گونه بغلتند، تا که شاید»
ابرها باور کنند تو نیز برای من دلت کمی فشرده، کوچک، تنگ شده.
رآدیو سکوت .
به قولی از آقای بهرام بیضایی، شب هزار و یکم: «میان ما چه افتاده؟ شادی را دیگران کُشتند. ما چرا انتقام از خود میگیریم؟»