eitaa logo
رادیو اسرار🇵🇸🎤📻
516 دنبال‌کننده
267 عکس
102 ویدیو
12 فایل
سلام به همگی قراره اینجا پادپخش (پادکست) ، رمان،معرفی کتاب و داستان های جذابی براتون باشتراک بذاریم👀 🔎زیر مجموعه اسرار رسانه @Media_secret ما رو به دوستانت معرفی کن🥰 در ایتا با ذکر آدرس یا فوروارد لطفا 🎈راه ارتباطی با ما: @MRZ_134
مشاهده در ایتا
دانلود
✂️ یک قاچ کتاب 🤓 هر زمینی که در آن کشاورزی نکنند وجب به وجبش خار درمی آید.🫤 شما اگر گلستانش نکنی خارستان شدنش قطعی است.🤌🏻🌸 . کتاب راه رشد 📚 @Radio_asrar https://ble.ir/ketab_reyhaneha
رادیو اسرار🇵🇸🎤📻
قبل از آنکه قهوه‌ات سرد شود ☕️⏰ نوشته: توشیکازو کاواگوچی 📝 فصل اول: عاشقان #قسمت_۴ حالا فهمید چر
قهوه ت سرد نشه 5.mp3
زمان: حجم: 12M
قبل از آنکه قهوه‌ات سرد شود ☕️⏰ نوشته: توشیکازو کاواگوچی 📝 فصل اول: عاشقان فومیکو مردد پرسید:«یعنی اون خانمه یکی از مسافرای زمانه؟!» _بله می‌خواست شوهر مرحومش رو ببینه ولی زمان از دستش در رفت و قانون رو شکست و تبدیل به روح شد! فومیکو کمی مردد شد. سفر در زمان از تصوراتش کمی خطرناک تر بود. چقدر طول می‌کشید تا قهوه سرد شه؟! چجوری باید همچین خطری رو به جون می‌خرید؟! @Radio_asrar 🎧🍒
رادیو اسرار🇵🇸🎤📻
قبل از آنکه قهوه‌ات سرد شود ☕️⏰ نوشته: توشیکازو کاواگوچی 📝 فصل اول: عاشقان #قسمت_۵ فومیکو مردد پرس
قهوه ت سرد نشه 6.mp3
زمان: حجم: 12M
قبل از آنکه قهوه‌ات سرد شود ☕️⏰ نوشته: توشیکازو کاواگوچی 📝 فصل اول: عاشقان _فقط باید قهوه رو به موقع تموم کنم مگه نه؟ ازپسش برمیام. کازو سری تکون داد و فنجون روبه روی فومیکو رو پر از قهوه کرد. بخار گرمی از قهوه بلند شد و فومیکو دیگه کازو رو کنارش ندید. سرش گیج می‌رفت. یهو همه‌ چیز محو شد و بخار لرزان قهوه فومیکو رو در بر گرفت. دنیای اطرافش لرزید و آروم آروم شدت لرزه بیشتر شد... @Radio_asrar 🎧🍒
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قارِن گفت اگه دِرفش رو دیدید به سمت دژ حرکت کنید و فریادم یعنی آغاز حمله... 💎🗣 🪶۔۔۔۔ نثر شعر قسمت 38 اینجاست ˚𐔌՞. .՞𐦯 ˚@Radio_asrar
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
رادیو اسرار🇵🇸🎤📻
همیشه کنجکاویم در مورد زندگی شهدا بدونیم 🥲 شهیدا خیلی از ما فاصله نداشتند: زندگی، حرف زدن و رفتار شو
رادیو اسرار پرستارِ شهیده ¹.mp3
زمان: حجم: 2.5M
سایه های روشن (شهیده نبوی نیا) ¹ (❁´◡`❁)*✲゚*   🫶 'کم کم، صدا وشلوغی از بيرون شنیده می‌شود،🧨 ناگهان صداي زنگ تلفن همراهش را می‌شنود...📞 ' 🪈@Radio_asrar 💛باتشکر از دوست شهیده: @shahideh_Nabavinia73
فردا یه قاچ کتاب🍰 داریم از یه کتاب خواندنی که زمان چاپش بسیار پرطرفدار بود☺️ +منتظرش باشید🍁
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا