حقیقتا به حُربن ریاحی حسودیم میشه..
شاید آدم خیلی خوبی نبود،ولی چون گِلش خوب و مرغوب بود تونست لحظۀ ۹+۹۹ برگرده!
درست عین همون مریضِ روی تختِ بیمارستان که کُد میخوره و در نهایت با شوک برقی برمیگرده..
یه وقتایی هم به ظاهر سالمی ولی یهو ناغافل سکته میکنی که خودِ حضرت عزرائیل یه دلیل انجام دادن کار ها با ضربِ x3 چند روز میره مرخصی توفیقی..
و این مورد دومیه از نظر منِ کمترین دقیقا مصداقِ همون حرفیه که میگه:
از این میترسم روزی برسه که دیگه حسینی نباشم!(((((((((:
من نه حُر هستم
نه میدونم جنسِ گِلَم چیه!..
فقط میدونم در حال حاضر عاشقِ حسینم و از فردای بی او،واهمه دارم!!
خطاب به آقایِ امام حسین‹ع›:
حُر رو با همۀ بدی هاش قبول کردی آقا جان!
سنگینیِ بارِ گناه فقط روی دوشم نیست..
سرم رو هم انداخته پایین؛
با این تفاسیر،قبولم میکنی؟!((:
هدایت شده از گرافاتشوریدهیکگیاهسمی
من هرروز روزی ۳۶۲۵۲۶ بار از روز اول محرم :
- پس کِی شب عباس(ع) میرسه؟!
برخلاف این چند سال اخیر؛
شبی هم جور نشد همراه بقیه برم ده..
دلم اونجا بود و جسمم اینجا
آخرشبی پای گوشی نشسته بودم و کلم های باقی مونده از سالاد رو میخوردم تا علاوبر زنده موندن وجدان خودمو در مقابلِ ِ غذا درست نکردنمم آروم کنم که یهو در خونه رو زدن..
عموم بود؛
ظرف غذا رو داد دستم و بهم گفت تا از دهن نیوفتاده بخور!
•من نرفتم ولی امام حسین غذای تبرکش رو فرستاد(((((:
دیشب خیلی یهویی یه جوری خوابم برد انگار شیشه های مورفین بیمارستانی رو سر کشیدم!
الانم عین معتاد هایِ خمارمم🫠
میگفت: مِهر اربابم حسین؏ بپاشید به زخمهای زندگیتون؛
خشک میکنه ریشهٔ هر چی درد و غمِ روحیه!
از این مذکر هایی که وقتِ سینه و زنجیر زنی به طرف خانم ها برمیگردن چشماشون رو میندازن پایین خوشم میاد!
حالا میخواد بچه ۶ ساله باشه یا پیرمردِ ۶۰ ساله؛
رَهــــــآؤا
برخلاف این چند سال اخیر؛ شبی هم جور نشد همراه بقیه برم ده.. دلم اونجا بود و جسمم اینجا آخرشبی پای گو
من خمارِ چایِ روضه هات هستم(((:
•ماندگار شده از شبِ شش امِ محرم
شمسی رستاق