دلم میخواد زانو هامو توی شکمم جمع کنم،دستامو دورش حلقه کنم در حالی که سرم رو کج و کوله روش میذارم تا صبح برات گریه کنم و زجه بزنم..
من قلبم برات درد میکنه حضرتِ ماه!
کاش میتونستم انقدر برات گریه کنم تا بمیرم..
دوباره زنده بشم و گریه کنم تا بمیرم!
و این قشنگ ترین چرخۀ زندگی کردنه(((:
از علامه امینى نقل شده که فرمودند:
شب و روز تاسوعا و عاشورا براى سلامتى
امام زمان صدقه دهید..
چون قلبِ حضرت، اندوهناکِ
جَدِّ غریبشان، حضرت سیدالشهداء ست💔
«آجرک الله یا مولانا یا صاحب الزمان
فی مصیبت جدک الحسین؏»
رَهــــــآؤا
هنوز هم جای دختر سهساله روی شانۀ علمدارهاست((((:
ولی امسال شاید برای بار دوم معنی،علمدار رو بیشتر درک کردیم(((:
تاسوعا تموم شد و فردا عاشوراس..
ولی من هنوز حالم خوب نشده!
حس میکنم برخلافِ همۀ انتظارم واسه رسیدن محرم هیچ بهره ای نتونستم ببرم؛
هیچ کارِ مفیدی نکردم..
اون جوری که میخواستم اشک نریختم و خیلی جاها حتی نتونستم گریه کنم!
حالم از خودم بده،حسین جان..
میترسم آخرین محرم زندگیم باشه و دست خالی بمونم؛
خودت کمکم کن،که جز تو کسی رو ندارم(((:
اگر از جذابیت های پذیرایی توی روستامون بگم اینجوری هه که :
تا چهارهزار پرس غذا رو با بهترین نظم و هماهنگی ممکن به دست عاشق های امام حسین میدن..
دو ساعت بعدش هم همه غذا خورده و ظرفا شسته و حسینه جارو کشیدن و منتظرِمراسم نخل برداری؛