داشتم توی گرما خانمان سوز یزد میرفتم که اتفاقی عروس عمم رو دیدم..
هیچی تعارف زد با ماشین ببرمت
منم گفتم آره میام!
خلاصه تعارف اومد نیومد داره😂
رَهــــــآؤا
داشتم توی گرما خانمان سوز یزد میرفتم که اتفاقی عروس عمم رو دیدم.. هیچی تعارف زد با ماشین ببرمت منم
ما هنوز باهم ناهار میخوریم (: