ولی یه ثانیه میام یه چیزی بگم از سختیاش سریعا همه گارد میگیرن که وای نه رشته مورد علاقته
این مرض چیه که از خونه میزنم بیرون همش استرس دارم که درو بستم یا نه . خونه اتیش نگیره دزد نزنه
کنکورمو بدم یه پیج میزنم توش سفارش مردم رو میگیرم یه داستان کوتاه رو انیمیت میکنم براشون
هدایت شده از زُحلخانم؛
بچه ها یکی از دوستانم هست که من واقعا شاهد تمام تلاشها و شب بیداری ها و کارهاش بودم و از اون سمت هم شاهد کم لطفی هایی که در حق خودش و آثارش شد هم بودم و باید اضافه کنم کلا رشته ی انیمیشن(به طور کلی هنر) واقعا واقعا واقعا سخته یعنی توانت رو ازت میگیره.
حالا توی تمام این روند تلاش و زحمت ها کار این آدم دوست داشتنی وارد یه جشنواره شده و نیاز به رای مردمی داره.
برای رای دادن نیاز دارید به سایت وارد بشید و شماره ی تماستون رو وارد کنید، میدونم که ممکنه در حد ۳ دقیقه ازتون وقت بگیره ولی واقعا و جدا ازتون میخوام این لطف رو در حق من بکنید و اگر دوست داشتید اثرشون رو تماشا کنید و بهش امتیاز بدید.
https://madresefestival.ir/panel/movie/9889
این بسته یه بسته معمولی نیست کلی خاطره پشتش داره
اولین ماه رمضونی که روزه گرفتم و کلش رو افطار مهمون امام رضا بودم هرشب به عشق این بسته ها میرفتم نماز جماعت شرکت میکردم و تا پنج سال این روند مهمونی ادامه داشت.
اگه همینجوری شیر عسل بدید دستم اونم گرم عمرا بخورم ولی این شیرعسلی که تو این بسته بود انگار واقعا از یه دنیای دیگه اومده بودن .
خلاصه اینو دیدم گفتم یادی کنم از روزای قدیم