@Aminikhaah15_Mohandesi_Khelghat_Moghaddamat_aminikhaah.ir.mp3
زمان:
حجم:
7.5M
🔉 مهندسی خلقت | مقدمات
🎤 استاد امینی خواه
🎯 جایگاه قرآن و نحوه بهره بردن از آن برای کشف مهندسی خلقت
🔔 جلسه پانزدهم(پایان)
🔘 حقیقت قرآن،
و نوع بهره مندی آنانی که،
به رموز و اسرار آن دست یافته اند❗️
🌱 این سلسله مباحث بر اساس یک نقشه راه، گام هایی ست به سوی "رهایی"🕊 و "حیات طیبه"🌴
بوسیله ی❓
آگاهیهای بسیار بسیار ضروری، کلیدی و سرنوشت ساز‼؛
و
به تعبیر فرنگی ها
"گیم چنجر"‼️
"بازی" عوض کن!
"رهایی" از "رنج" های "خاک تو سری"😔
یکی مشکل مالی داره
یکی دیگه همسر نداره
اون یکی با همسرش مشکل داره
خونواده ای بچه ندارن
خونواده دیگه بچه هاشون اذیت میکنن
بعضی ها هم والدین براشون شدن سوهان روح
یِ خونواده ای هم هستن که همه شون با هم درگیرند و هیچکدوم تحمل دیگری رو نداره‼️
چه باید کرد❓
💫لطفاً با ما همراه باشید؛
با"رهایی" تا "رهایی"
#مهندسی_خلقت #مقدمات
#جایگاه_قرآن ۱۵
⭕️ لطفاً جهت پیوستن به کانال رهایی،
بر روی لینک زیر کلیک نمایید.👇
@Rahaei02
تاثیر درک مهندسی خلقت بر معنویت، بخش دوم، نظام تسخیر، جلسه اول(خلاصه متن)
بسم الله الرحمن الرحیم
از این جلسه بحث مهندسی خلقت به صورت جدی آغاز می شود.
خداوند ، اسمایی دارد که یکی از این اسما «مهندس» است ، یعنی خدای متعال این عالَم را با مهندسی آفریده است .
امام رضا (علیه السلام) در شرح مهندس بودن خداوند ، روایتی را بیان می کنند که بسیار مفصل است ، ایشان به یونس غلام علی بن یقطین [علی بن یقطین از یاران برجسته ی امام موسی کاظم(ع) و نفوذی ایشان در دربار هارون الرشید بود که حتی تا مقام وزارت دستگاه بنی عباس پیش رفت] می فرمایند :
یونس ، اعتقاد شیعه بر آن است که هر اتفاقی در عالَم می افتد ، بر اساس «مشیت» ، «اراده» ، «تقدیر» و «قضا»ی الهی است.
حضرت ، چهار واژه فرموده اند که هر کدام از نظر معنا کاملا با دیگری متفاوت است اما ما در زبان فارسی همه را ترجمه می کنیم « خواست خدا ».
درک مفهوم هر کدام از این کلمات ، کلیدی برای فهم آیات قرآن است.
در ادامه ی روایت ، حضرت هر چهار واژه را معنا میکنند و می فرمایند:
مشیت ←یعنی خداوند همت کند تا کاری را انجام بدهد .
اراده← یعنی خداوند مشیت را تمام کند و کاری را که همت کرده به نتیجه برساند.
تقدیر ← یعنی «هو الهندسه من الطول و العرض و البقاء»؛ «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقا است»
(خداوند در مرتبه «تقدیر» عالم را مهندسی می کند و برای هر شی ای نسبت به شی دیگر محدوده و اجلی معین می کند.)
قضا ←یعنی خداوند تقدیر عالَم را امضا می کند.
مرحوم ملاصدرا در شرح اصول کافی ، به این روایت که می رسد در مورد مهندس بودن خداوند می فرماید:
مهندس، کسی است که چاه می کند ، مهندس مشتق شده است از واژه ی « هنداز » است و هنداز یک کلمه فارسی بوده است که «زا» تبدیل به «سین» شده است ( هنداز شده هنداس) و چون در زبان عرب ، «زا» بعد از«دال» نداریم، اسم شده است هندسه( یعنی فارسیش هندازه بوده ،عربی اش شده هندسه )
هندازه به معنی اندازه است و اندازه یعنی مقدار .
پس مهندس کسی است که اندازه گیری می کند.
(اینجا جناب ملاصدرا بحثی فلسفی هم دارد که ما قصد وارد شدن به آن را نداریم)
پس با توجه به روایات ، خداوند متعال یک «مهندس» است و کارش اندازه گیری در عالَم است.
وقتی می گوییم عالَم هندسه دارد به این معنا است که اندازه دارد و بدانید که هیچ چیزی مثل فهم این هندسه در معنویت انسان اثر گذار نخواهد بود.
(در این مورد مفصل در آینده صحبت خواهد شد)
برای کسب معنویت کافی است ، هندسه عالم را بپذیریم و آن را باور کنیم.
در روایت آمده ، دو نفر با هم دعوا می کردند ، حضرت از کنار آنها رد شدند و فرموند: اینها اگر می دانستند ، خداوند، آدم ها را چطور آفریده ، باهم دعوا نمی کردند.
پس اگر کسی از مهندسی خلقت سر دربیارود با آرامش و معنویت زندگی می کند.
برای روشن شدنِ فهمِ مهندس بودن خداوند ، مثالی را بیان می کنیم ، یک مهندس را در نظر بگیرید که ماشین را اختراع کرده و در این ماشین یک سری اجزا را با همدیگر ترکیب کرده و طوری برای هر ترکیب برنامه مشخص نموده که نسبت به هم اثر دهی و اثر پذیری ایجاد کنند ،مثلا به ترمز این اثر را می دهد تا کل مجموعه را متوقف کند و یا برای مثال ، موتور را تاثیر پذیر از گاز، ترمز و …قرار می دهد.
پس روشن است که مهندس ، اندازه ها را تعیین می کند ،ترکیب ها و اجزا را کنار هم قرار می دهد و تاثیر گذاری ها را مدیریت می کند.
هدف ما در این سلسله مباحث این است که شرح دهیم ،خداوند متعال عالَم را با چه هندسه ای آفریده است و هر کدام از مجموعه ها چه اثر دهی و اثر پذیریی نسبت به یکدیگر دارند.
اولین بحثی که برای شروع ، روی آن تمرکز می کنیم ، بحث «نظام تسخیر» است.
خدای متعال عالَم را بر اساس نظام تسخیر آفریده است و مبنای فکری تمدن اسلامی نظام تسخیر است ، امام زمان (علیه السلام) که تشریف بیاورند عالم را بر اساس نظام تسخیر مدیریت می کنند.
مرحوم علامه طباطبایی (ره) در «تفسیر المیزان» تقریبا ۵۰ صفحه راجع به نظام تسخیری بحث کرده اند.
برای درک عظمت المیزان نکته ای را ذکر می کنیم ،که شهید مطهری در کتاب “احیای تفکر اسلامی” نوشته اند
باید تفسیر المیزان ۲۰۰ سال در حوزه و دانشگاه تدریس شود تا بلکه بعد از ۲۰۰ سال بفهمیم علامه طباطبایی در این کتاب چه گفته است.
همچنین خودِ شهید مطهری جای دیگر بیان کرده اند که من کتاب “فلسفه تاریخ” را از مطالعه ی سه صفحه از المیزان ، الهام گرفتم و این سه صفحه ، چنان فهمی به من داد که کل کتاب فلسفه تاریخ را نوشتم.
حالا در این کتاب المیزان ، بحث بسیار زیبا و دقیقی از نظام تسخیر بیان شده است و برنامه ما این است که از جلسات آینده قدم به قدم جلو می رویم و پاراگراف ، پارگراف متن المیزان را مورد بررسی قرار می دهیم.
#مهندسی_خلقت #نظام_تسخیر_متن
https://eitaa.com/Rahaei02
@Aminikhaah001_Mohandesi_Khelghat_Nezame_Taskhiri_aminikhaah.ir.mp3
زمان:
حجم:
7.1M
تاثیر درک مهندسی خلقت بر معنویت، بخش دوم، نظام تسخیر، جلسه اول(صوت)
#مهندسی_خلقت #نظام_تسخیر_صوت
https://eitaa.com/Rahaei02
تاثیر درک مهندسی خلقت بر معنویت، بخش دوم، نظام تسخیر، جلسه دوم(خلاصه متن)
بسم الله الرحمن الرحیم
کتاب بسیار ارزشمندی از مرحوم علامه طباطبایی به جا مانده ، به نام “روابط اجتماعی در اسلام” ،البته این کتاب از خود ایشان نیست ، در واقع اثر جناب آقای محمدجواد حجتی کرمانی ست (ایشان از شاگردان مرحوم علامه طباطبایی بودند و در اثر انس با المیزان با مبانی فکری مرحوم علامه آشنا شدند و بعد این کتاب را نوشتند) و مرحوم علامه طباطبایی مقدمه ای بر این کتاب زده است ، برنامه ما این است که چند جلسه ای بر مبنای این کتاب بحث را پیش می بریم تا ان شاءالله برویم سراغ خود ِاز المیزان.
برای شروع بیان می کنیم که نظام تسخیر از دو حیث مد نظر است :
۱- عالَم را خدای متعال در تسخیر انسان آفریده است.
وَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً مِنْهُ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ(جاثیه:۱۳)
همه آنچه در آسمان ها و زمین است در تسخیر شماست.
۲- خودِ انسان ها در تسخیر یکدیگر هستند.
همه نظام تسخیری از این آیه گرفته شده اند:
نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا، وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ، لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیًّا …(زخرف:۳۲)
ما جوری عالم را آفریده ایم که بعضی ها ، بعضی دیگر را در سخریه بگیرند.
نوع رابطه ما با یکدیگر بر اساس نظام تسخیر است ،
برای وارد شدن به بحث ، چند مقدمه لازم است.
مقدمه اول این است که انسان موجودی اجتماعی است و این مسئله کاملا روشن است و نیاز به استدلال ندارد.
هر انسانی در خودش این تمایل را دارد که در جامعه باشد و اگر بخواهد ارتباطش را با دیگر انسان ها قطع کند ، زندگی برایش بی معنا می شود.
در اینجا موضوعاتی در بحث انسان شناسی و خدا شناسی وارد است که ما قصد وارد شدن به این فضا را نداریم.
این حرفها به دلیل این که از دوران ابتدایی تا دانشگاه برای همه مطرح شده ، یک حالت شعاری و تکراری پیدا کرده، از طرفی ما در این جلسات قصد اثبات خدا را نداریم ، فعلا همان اطلاعاتی که در ذهن مخاطبین جلسات هست ،برای ما کفایت می کند ،بلکه هدف آن است که بگوییم کسی که خدا را قبول دارد ،با کسی که خدا را قبول ندارد ، چه تفاوتهایی در زندگی با همدیگر دارند؟! و سبک زندگی و ساختار اجتماعی و سیاسی آنها چه تفاوتی با هم می کند؟
پس از قبل می دانیم که انسان مُلکی دارد، ملکوتی دارد، دنیایی هست ،آخرتی هست، ….خیلی خب نمی خواهیم اینها را اثبات کنیم. می رویم سراغ بقیه ی حرفها باید بفهمیم با این دانسته ها قرار است چه اتفاقی در زندگی ما رخ بدهد.
گفتیم ، انسان فطرتاً موجودی اجتماعی است.
تاریخ و آثار به جا مانده از گذشتگان نشان می دهد، انسان پیوسته به حالت اجتماع زندگی می کرده است.
حالا نکته در این است که چرا انسانها اجتماعی زندگی می کنند؟
جواب اینجاست ، خدای متعال انسان را طوری آفریده که محتاج است:
یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ … (فاطر:۱۵)
انسان یک موجود فقیر و محتاج است،همه حرفهای نظام سازی و اینها روی این بُعد از انسان است که انسان محتاج است .
همه نظام های سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی؛ هنرشان این است که انسان را مدیریت نیاز کنند ، یا براش نیاز بتراشند یا نیازهایش را برطرف کنند.
انسان نیازمند است. برخی نیازهای او فردی است و بعضی اجتماعی است .
برای مثال انسان در طول شبانه روز ،نیازهای ضروری دارد ،مثل خوراک ، پوشاک ، امنیت ، مسکن و…
سوال این است که چند مورد از این نیازها را انسان به تنهایی قادر است که برآورده کند؟
به عنوان مثال یک صبحانه ساده مثل نان و پنیر را در نظر بگیرید ، اگر بخواهید همین دو قلم را خودتان به تنهایی از دل طبیعت تامین کنید، چقدر برایتان زحمت دارد و آیا می توانید؟
(برای تهیه نان)
آرد لازم است ، برای آرد ،گندم و برای گندم ،زمین….
برای کِشت ، زارع لازم است و برای زارع ،ابزار و وسایل.
یعنی فقط برای یک نانِ اول صبح ، باید زمین داشته باشید، کِشت کنید، گندم را درو کنید ، آن را آرد کنید و بعد آرد را نان کنید… حالا این ها را که انجام دادی برای پنیر ،گاو لازم است ، شیر راباید بگیرید، آن را پنیر کنید و سایر مراحل…
پس برای یک صبحانه ساده به گاودار و کشاورز و بیش از بیست نفر دیگر نیاز است تا نیاز ما برآورده شود.
پس روشن است که خداوند عالَم را اینطور آفریده که موجودات به یکدیگر محتاج اند و براثر همین احتیاجات با هم ارتباط برقرار می کنند.
ساده ترین نوع ارتباط و احتیاج همین است که در ازدواج وجود دارد ، که در واقع شفاف ترین چیزی است که انسان آن را می بیند ، چرا که هر جوانِ به بلوغ رسیده ای ، احساس می کند به یک جنس مخالف نیاز دارد. این امر یک نیاز طبیعی برای انسان است.
حالا شما در نظر بگیرید ، در امنیت یا مسکن یا سایر موارد به چند نفر نیاز داریم؟
عالَم ، عالَم نیاز است ، همین نیازها روابط را شکل می دهند و این روابط نظام تسخیر را به وجود می آورد.
واژه دیگری که علامه طباطبایی به جای تسخیر به کار برده ، واژه «استخدام» است ،یعنی انسان ها همدیگر را استخدام می کنند ، همه ما بلااستثنا در استخدام هم هستیم و این به معنای نظام تسخیر در روابط انسانی است.
نظام تسخیر ، در روابط انسانی_کیهانی ، معنای دیگری است از استخدام که در جلسات بعد توضیح می دهیم.
تا روشن بشود که این که در قرآن آمده خورشید و ماه و کواکب و نجوم در تسخیر انسان است یعنی چه؟!
(درواقع این بحث دیگری است که به آن در اصطلاح می گویند «ولایت تکوینی»)
پس روشن شد که به حَسَب نیازهایی که از دیگران تامین می کنید در تسخیرید و به حسب نیازهایی که دیگران از شما برآورده می کنند آنها در تسخیر شمایند.
مرحوم علامه طباطبایی در این باره آیه ای را مطرح می کنند که خیلی لطیف است:
… بَعْضُکُم مِّن بَعْضٍ …(ال عمران:۱۹۵)
ذهن تیزبین علامه آیه را می فهمد و می فرماید:
«بَعْضُکُم مِّن بَعْضٍ » یعنی همه ی شما از همید.
پس تعریف قرآن این است چون نیازهای یکدیگر را برآورده می کنید پس شما «بَعْضُکُم مِّن بَعْضٍ» هستید.
ممکن است من ظاهراً بگویم این فرد از من نیازی را برآورده نمی کند ، اما دقیق که نگاه کنم می بینم ، او هم بخشی از ساختار اجتماع را شکل می دهد و خودِ ساختار اجتماع یک هویت است ، و جامعه آثار و خاصیتی برای شما دارد ، هیچ کس بی تاثیر بر روی دیگری و هیچ کس مستقل و بی نیاز از دیگری نیست.
این موضوعاتی که مطرح شد، مراحل اولیه بحث است، در جلسات آینده مهندسی خداوند در نظام تسخیری را بیشتر شرح خواهیم داد.
#مهندسی_خلقت #نظام_تسخیر_متن
https://eitaa.com/Rahaei02
@Aminikhaah002_Mohandesi_Khelghat_Nezame_Taskhiri_aminikhaah.ir.mp3
زمان:
حجم:
6M
تاثیر درک مهندسی خلقت بر معنویت، بخش دوم، نظام تسخیر، جلسه دوم(صوت)
#مهندسی_خلقت #نظام_تسخیر_صوت
https://eitaa.com/Rahaei02
بسم الله الرحمن الرحیم
سخنی با همراهان عزیز در کانال
امروزه با انبوهی از اخبار، اطلاعات و مطالب جذّاب مواجه ایم
اما
وقت و فرصت ما، اندک
و ناگزیر از انتخابیم
و
نکته مهم در انتخاب،
انتخاب برتر و به عبارتی، "بهترین انتخاب" است
در بین مطالب خوب، بعضی هاشون، انسان رو "گرم" میکنند و بعضی دیگر "پخته"
و باید توجه داشت که
هر گرمی، سرد میشود
اما
هیچ پخته ای هرگز خام نمیشود.
بعضی از آگاهیها تحوّل آفرین اند؛
دنیا و آخرت انسان رو دگرگون میکنند؛
مقاومت انسان رو افزایش داده و به دنبال آن افزایش رضایت مندی از زندگی را رقم میزنند.
با عدم اطلاع از بعضی آگاهیهای ضروری، مرتکب اعمالی میشویم، که متاسفانه با انجام آنها، بلاها و تنبیهات سختی برای مان رقم میخورد...
به گمان حقیر این سلسله مباحثی که در کانال قرار گرفته، از نوع آگاهیهائی است که میتواند یا برای خودمان مفید باشد یا برای عزیزانی که از یک سو با شرایط سخت زندگی و رفتار نامناسب اطرافیان به اصطلاح کم آورده اند و از سوی دیگر تحت شدیدترین بمباران رسانه های شیطانی قرار گرفته اند.(شبهه در باورها/تحریک شهوات)
و حقیر و شما سروران، با رساندن این مطالب به آنان، از یک طرف سبب "رهایی" و "نجات" یک انسان گردیده ایم و از سویی به تکلیف ایمانی و انسانی خویش عمل نموده ایم؛ انشاءالله🌸
⭕️ لطفاً جهت پیوستن به کانال رهایی،
بر روی لینک زیر کلیک نمایید.👇
@Rahaei02
تاثیر درک مهندسی خلقت بر معنویت، بخش دوم، نظام تسخیر، جلسه سوم(خلاصه متن)
بسم الله الرحمن الرحیم
بحثی که در این جلسه بیان خواهد شد را مرحوم علامه ، در جلد چهارم المیزان و در ذیل آیه آخر سوره آل عمران مطرح فرمودند:
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا…(ال عمران:۲۰۰)
ایشان در مورد واژه « رابِطُوا » وارد بحث می شوند و مرابطه را این طور توضیح میدهند و می فرمایند:
انسان اساساً یک موجود محتاج است و خدای متعال این موجودِ محتاج را در هندسه عالم بگونه ای آفریده است که احتیاجات او به واسطه ی نوع بشر تامین می شود .
البته انسان یک سری از احتیاجاتش از روابط کیهانی تامین می شود ، اما بخش عمده ای از تامین نیازها در ارتباط با انسان های دیگر است ، که البته این هم از مدیریت خداوند است که خداوند عالَم ، نیازهای انسان را به واسطه ی افراد دیگر ، تامین می کند.
📘 متن المیزان←«اجتماع انسانى مانند سایر خواص روحى انسان و آنچه که مربوط به او است از روز آغاز پیدایش بصورت کامل تکون نیافته تا کسى خیال کند که اجتماع نمو و تکامل نمى پذیرد، نه در کمالات مادى و نه در کمالات معنوى بلکه اجتماعى شدن انسان هم مانند سایر امور روحى و ادراکیش دوش به دوش آنها تکامل پذیرفته، هر چه کمالات مادى و معنویش بیشتر شده، اجتماعش نیز سامان بیشترى به خود گرفته است و مسلما انتظار نمى رود که این یک خصوصیت از میان همه خصوصیات و خواص انسانیت مستثنا باشد، یعنى خصوص اجتماعى بودنش از همان اول پیدایشش بطور کامل تحقق یافته باشد، و اجتماع امروزیش با اجتماع روز اول خلقتش هیچ فرق نکرده باشد، بلکه این خصیصه انسان مانند سایر خصائصش که بنحوى با نیروى علم و اراده او ارتباط دارند، تدریجا بسوى کمال در حرکت بوده و کم کم در انسان تکامل یافته است.»
🔷توضیح← علامه طباطبایی در اینجا منظورشان این است که جامعه انسانی مثل خود انسان به مرور رشد داشته است و بشر هرچه جلوتر رفته تجربه های بیشتری پیدا کرده و تمدن عظیم تری را شکل داده و روابطش گسترده تر شده است.
و انسان در طول تاریخ و در گذر زمان کمالات فردی و اجتماعیش پیشرفت داشته است.
اولین جامعه ای که در عالَم شکل گرفته است، یک جامعه دو نفره بود ، یک زن و شوهر (آدم و حوا)
اینها بر اساس تمایلات و نیازهای اولیه شان به همدیگر روی آوردند .
📘متن المیزان←«آنچه بعد از دقت و تامل در حال این نوع از موجودات یعنى انسان روشن مىشود این است که اولین اجتماع و گردهم آیى که در بشر پیدا شده گردهم آیى منزلى از راه ازدواج بوده، چون عامل آن یک عامل طبیعى (منظور ازدواج ) بوده است که همان جهاز تناسلى (که زن و مرد هر کدام جهاز تناسلى مخصوص به خود را دارند) است، و این خود قوى ترین عامل است براى اینکه بشر را به اجتماع خانوادگى وادار نماید زیرا معلوم است که این دو دستگاه هر یک بدون دیگرى بکار نمى افتد، به خلاف مثلا جهاز هاضمه
🔷توضیح← علامه می فرمایند برای مثال شما جهاز هاضمه یا همان دستگاه گوارشیتان به تنهایی کار می کند، البته درست است که برای تامین نیازِ آن ، شما به دیگران نیاز دارید اما این افراد برای تامین نیازِ شما مقدمه اند و در واقع شما خودتان به تنهایی ، نیاز را برطرف می کنید ،ولی در مسئله ازدواج اینطور نیست و خودِ این نیاز ، برای تامینش وابسته به یک فرد دیگر است .
نیاز یک مرد به یک زن و نیاز یک زن به یک مرد باعث ازدواج میشود، و ازدواج باعث به وجود آمدن کوچک ترین جامعه که خانواده است میگردد.
و این نشان دهنده مهندسی خداوند است که خدا بشر را ضعیف و محتاج آفریده :
خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعیفاً ( نساء:۲۸ )
📘متن المیزان←«که اگر فرض کنیم در محلى و زمانى یک فرد انسان تک و تنها باشد، مى تواند با جویدن برگ و میوه درختان تغذى کند ولى نمى تواند به تنهایى فرزندى از خود منشعب سازد و همچنین دستگاه هاى دیگرى که در بدن انسان تعبیه شده، براى بکار افتادنش نیازى به انسانهاى دیگر ندارد و تنها جهاز تناسلى است که باید در بین دو نفر مشترکا بکار بیفتد، دو نفر از جنس مخالف (یعنى یک مرد و یک زن).
بعد از تشکیل اجتماع کوچک یعنى خانواده،
یک مشخصه دیگر بشرى خودنمایى کرد، که ما در مباحث گذشته این کتاب آن مشخصه را استخدام نامیدیم»
در اینجا واژه دیگری مطرح می شود به نام «استخدام» .استخدام همان ،تسخیر است ، وقتی بشر قرار است با یک بشر دیگر زندگی کند اینها باید همدیگر را در جهت تامین نیازهایشان تسخیر کنند.
یک زن احتیاج به امنیت و قدرت دارد که آنها را مرد تامین می کند( مرد از نظر فیزیولوژیکی قوی تر است پس باید برای زن تامین امنیت کند) و زن هم توانایی هایی دارد و باید به وسیله ی آنها مرد را تامین کند .