eitaa logo
شیعه پاسخ
6.4هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
280 ویدیو
63 فایل
❕بزرگترین مجموعه محتوایی پاسخ به شبهات در فضای مجازی ! 🔶 پاسخگویی توسط اساتید حوزه با سبکی نوین !!! طرح شبهه و سوال : @poorseman سایت: shiapasokh.com shiapasokh.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🤔 ❔اخیرا یکی از دوستان هم لباس شما گفت که این مطالبی که بعضیها به عنوان معجزه علمی قران یاد میکنند معجزه نیست او می گفت اینها بیان اخبار غیبی است و این کار را بسیاری از مرتازان هندی انجام می دهند پس کار قران صرفا گفتن یک سری اخبار غیبی بوده آیا این حرف درست است ؟؟ من تا به حال برای اثبات معجزه بودن قران به این نکات علمی اتکا کرده بودم چون نمی توانستم جنبه های دیگر ان را به خوبی درک کنم و لمس کنم و نمیتوانم به معجزه بودن قران از نظر فصاحت و بلاعت پی ببرم چون عرب زبان نیستم و ادبیات عرب نیز نخواندم ❗️❗️ 💠💠 ❕یکی از وجوه اعجازی قرآن ، اعجاز از نظر اخبار غیبی است که در ذیل پیرامون آن بحثی داشته ایم ؛ 💠https://eitaa.com/Rahnamaye_Behesht/3292 ❔حال کاربر ، سوال کرده است که فرق اخبار غیبی که قرآن می دهد ، با اخبار غیبی که کاهنان و مرتاضان می دهند چیست ❗️آیا چنین خبرگویی غیبی برای قرآن فضیلت است در حالی که مانند آن را کاهنان و مرتاضان نیز انجام می دهند ❗️ 👌پاسخ اين سؤال با توجه به يك نكته روشن مى ‏شود و آن اين‏كه پيشگويى‏ هاى مرتاضان و اخبار غيبى كاهنان هيچ‏گاه اخبار مطمئن و خالى از اشتباه نبوده و نيست، گاه درست از آب در مى ‏آمده و گاهى خطا، و هر دو نمونه‏ هاى فراوانى دارد، بنابراين اخبار و اطلاعات آنها را هرگز نمى‏ توان به عنوان علم غيب معرفى كرد، لذا گاه خود آنها نيز اعتراف مى‏ كنند كه اطلاعات ما از طريق شياطين است و آنها هميشه به ما راست نمى ‏گويند . 👌يا به تعبير ديگر آنها بر اثر رياضت اشباحى را در افق ذهنشان از دور مى‏ بينند، و اين اشباح را پيش خود تفسير مى‏ كنند، گاه اين تفسيرها درست است و گاه خطا، همچون خواب‏هايى است كه افراد مى‏ بينند كه گاه تعبير آنها درست و گاه نادرست مى ‏باشد. اين آگاهى‏ هاى آميخته با شك و مطالب نادرست هرگز نمى ‏تواند به عنوان علم غيب تلقى شود . 📚پیام قرآن ج 7 ص 228 ❕در گذشته در رابطه با فرق معجزات با کارهایی که کاهنان و مرتاضان انجام می دهند ، توضیحاتی ارائه کرده ایم ؛ 💠https://eitaa.com/Rahnamaye_Behesht/3294 ❕در رابطه با اعجاز قرآن از نظر فصاحت و بلاغت و فهم این اعجاز برای کسانی که از زبان عربی اطلاع ندارند نیز باید توجه کرد که ما می بینیم بزرگان سخنور عرب در برابر فصاحت و بلاغت قرآن ، اظهار عجز و ناتوانی کرده اند ، شکست آنان در برابر قرآن ، دلیل روشنی بر الهی بودن این کتاب و اعجاز آن از نظر فصاحت و بلاغت است و این مساله ای است که برای غیر عرب زبانان نیز قرینه روشنی بر الهی بودن این کتاب محسوب می شود . ❕ نقل می کنند ؛ 👌هنگامى كه آيات سوره غافر نازل شد؛ پيامبر اسلام در مسجد الحرام به نماز ايستاده بود، وليد بن مغيره مخزومى- مرد معروف و سرشناس مكه كه سران قريش به عقل و درايت او اعتقاد داشتند و در مسائل مهم با او به شور مى ‏پرداختند- نزديك حضرت بود و تلاوت آيات را گوش مى ‏داد. هنگامى كه پيامبر متوجه اين معنا شد، آيات را تكرار كرد، اين آيات سخت وليد بن مغيره را تكان داد و هنگامى كه به مجلس قومش (طايفه بنى مخزوم) بازگشت؛ گفت: «به خدا قسم! هم اكنون كلامى از محمد شنيدم كه نه شباهت به سخن انسان‏ها دارد؛ و نه به سخنان پريان»، «گفتار او شيرينى و زيبايى و طراوت فوق العاده‏ اى دارد؛ شاخه‏ هايش پر ميوه و ريشه هايش پر مايه؛ و سخنى است كه از هر سخن ديگر بالاتر مى‏ رود و هيچ سخنى بر آن برترى نمى ‏يابد. اين را گفت و به منزلش بازگشت » 📚مجمع البیان ج 6 ص 587 _ مفاتیح الغیب ج 20 ص 259 ❕یا در نقل دیگر آمده است که سه نفر از سران قریش ( ابوسفیان و ابوجهل و اخنس بن شريق) شبى از شب‏ها براى شنيدن آيات قرآن به صورت مخفيانه نزد خانه پيامبر آمدند که آيات قرآن را تلاوت مى‏ كرد هر كدام در گوشه‏ اى پنهان شدند، بى آنكه ديگرى با خبر شود و تا صبح گوش به تلاوت قرآن سپردند و هنگام طلوع فجر متفرق شدند . به زودى در جاده، يكديگر را ديدند و هر كدام به نحوى، ديگرى را سرزنش كرد ديگر اين كار را تكرار نكنيد كه اگر بعضى از سفيهان شما اين منظره را ببينند؛ افكارى براى آنها پيدا مى‏ شود»! شب ديگر همين كار را تكرار كردند و صبح هنگامى كه يكديگر را مشاهده كردند همان سخنان شب قبل و همان سرزنش‏ها و قرارداد عدم تكرار چنين كارى را مطرح كردند، و به خانه ‏هاى خود رفتند؛ اتفاقاً شب سوم نيز همين مسأله دقيقاً تكرار شد، و صبح هنگامى كه يكديگر را بار ديگر ملاقات كردند، بعضى گفتند: «ما از اينجا تكان نمى‏ خوريم تا عهد و پيمان ببنديم و براى هميشه اين كار را ترك كنيم»، سرانجام پيمان بستند و متفرق شدند » 📚سيره ابن هشام، ج 1، ص 337. @Rahnamye_Behesht ipasookh.ir