#خاطراتجبههوشهـღـدا📖
تک پسر خانواده بود و بیتاب رفتن به #جبهه، حتی مخالفت های خانواده هم بی ثمر بود، تا این که پدر فکری به خاطرش رسید! حسنعلی چشمانش را باز کرد و خود را روبروی شرکت ناسیونال دید، آمده بود با ۷۰ هزار تومانی که پدر به او داده بود، ماشین بخرد، با خودش گفت: «حسنعلی! چه می کنی؟ امروز ماشین، فردا سرمایه، بعد مغازه و ...! همگی نتیجه ای جز فراموشی جبهه نخواهد داشت».
🌷قید ماشین را زد و به خانه بازگشت، نقشه های پدر نقش بر آب شده بود، زیرا او پول را به پدر بازگرداند و صبح روز بعد بدون آن که به کسی چیزی بگوید، بند #پوتینهایش را محکم بست و راهی جبهه شد.
🌹خاطره اى به ياد شهید حسنعلی خلیلتبار
شادی روحشون #صلوات📿
🌷 کانال رهروان شهدا🌷
🕊@Rahrovanaeshohadaa🕊