#حدیث_مهدوی
#نرم_افزار_جامع_مهدویت
امام حسن عسگری
«اسماعيل بن علي نوبختي مي گويد: در آخرين روزهاي زندگي امام حسن عسکري عليهالسلام به محضر آن حضرت مشرف شدم، آقازاده ي گرامي، پدر بزرگوارش را کمک مي کرد، تا وضو بگيرد، چون در اثر بيماري (مسموم بودن) خود قدرت نداشت. آقازاده ي گرامي بر سر مبارک و پاهاي شريف آقا، مسح کرد چون کار وضو به پايان رسيد، امام عليهالسلام خطاب به نور ديده ي گرامي فرمود:«ابشر يا بني! فانت صاحب الزمان، و انت المهدي، و انت حجة الله في ارضه، و انت ولدي و وصيي، و انا ولدتک، و انت «م. ح. م. د» بن الحسين بن علي بن محمد بن علي بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن ابي طالب، عليهم السلام. ولدک رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم و انت خاتم الأوصياء الأئمة الطاهرين، و بشر بک رسول الله و سماک و کناک بذلک عهد الي ابي عن آبائک الطاهرين».«مژده باد فرزندم! که تو «صاحب الزمان» هستي، تو «مهدي» هستي، تو «حجت خدا در روي زمين» هستي، تو پسر من و جانشين من هستي، من تو را آوردم. تو «م. ح. م. د» پسر حسن، پسر علي، پسر محمد، پسر علي، پسر موسي، پسر جعفر، پسر محمد، پسر علي، پسر حسين، پسر علي، پسر ابوطالب (که درود خدا بر همه شان باد) هستي. تو پسر رسول اکرم صلي الله عليه وآله وسلم هستي، تو آخرين وصي، از امامان طيب و طاهر هستي، رسول گرامي (صلي الله عليه وآله وسلم) براي تو بشارت داده، هم او نام و کنيه ات را بيان فرموده، و آن را توسط يکايک پدرانت با پدرم پيمان بسته است».«اسماعيل نوبختي مي گويد: چون سخنان امام حسن عسکري عليهالسلام پايان يافت، در همان ساعت، جان به جان آفرين تسليم کرد». [24]
اثباة الهدي/ ج3/ ص509
#حدیث_مهدوی
#نرم_افزار_جامع_مهدویت
کلام امام زمان
يعْمَلُ کُلُّ امْرِي ءٍ مِنْکُمْ ما يقْرُبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْيتَجَنَّب ما يدْنيهِ مِنْ کَراهيتِنا وَ سَخَطِنا، فَاِنَّ امْرَءا يبْغَتُهُ فُجْأةٌ حينَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا ينْجيهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلي حُوبَةٍ.
ای شیعه ما
هر يک از شما بايد عملي را انجام دهد که سبب نزديکي به ما و جذب محبّت ما گردد، و بايد دوري کند از کرداري که ما نسبت به آن، ناخوشايند و خشمناک ميباشيم، پس چه بسا شخصي در لحظهاي توبه کند که ديگر به حال او سودي ندارد و نيز او را از عِقاب و عذاب الهي نجات نميبخشد.
بحارالانوار/ج53/ ص176
#حدیث_مهدوی
#نرم_افزار_جامع_مهدویت
امام محمد باقر
«فضيل مي گويد: به خدمت امام باقر (عليهالسلام) عرض کردم: آيا براي آن روز پرشکوه وقت معيني هست؟ فرمود:«کذب الوقاتون، کذب الوقاتون، کذب الوقاتون».«هر کس وقت تعيين کند، دروغ گفته است. هر کس وقت تعيين کند، دروغ گفته است. هر کس وقت تعيين کند، دروغ گفته است».
غيبت شيخ طوسي/ ص262
#حدیث_مهدوی
#نرم_افزار_جامع_مهدویت
امام زین العابدین
«من ثبت علي موالاتنا في غيبة قائمنا، اعطاه الله اجر الف شهيد مثل شهداء بدر».
«کسي که در زمان غيبت قائم ما (عجل الله فرجه) بر موالات ما ثابت بماند خداوند به او پاداش هزار شهيد از شهداي بدر عطا مي فرمايد».
اعلام الوري/ ص402
#حدیث_مهدوی
#نرم_افزار_جامع_مهدویت
امام حسین
لو قام المهدي لأنکره الناس، لأنّه يرجع إليهم شابّاً وهم يحسبونه شيخاً کبيراً.
ا گر مهدي ـ عليهالسلام ـ قيام کند مردم او را انکار ميکنند و نميشناسند؛ زيرا آن حضرت در اوج جواني ظهور ميکند و حال آنکه آنها ميپندارند که او پير و کهنسال است.
معجم الاحاديث امام مهدي (ع)/ 354/ 3 از عقد الدرر
#حدیث_مهدوی
#نرم_افزار_جامع_مهدویت
امام حسن مجتبی
«تصطلح في ملکه السباع، و تخرج الأرض نبتها، و تنزل السماء برکتها، و تظهر له الکنوز، يملک ما بين الخافقين، فطوبي لمن ادرک ايامه و سمع کلامه».
«در زمان او درندگان با يکديگر سازش مي کنند، زمين گياهانش را خارج مي کند، آسمان برکاتش را فرو مي فرستد، گنجهاي نهفته در دل زمين براي او ظاهر مي شود. بين شرق و غرب عالم تحت سيطره ي او در مي آيد. خوشا به سعادت کسي که زمان او را درک کند و به اوامر او گوش فرا دهد».
يوم الخلاص/ ص374
[Forwarded from سروش]:
#حدیث_مهدوی
#نرم_افزار_جامع_مهدویت
امام صادق
«ان لصاحب هذا الامر غيبة، المتمسک فيها بدينه کالخارط لشوک القتاد».
«براي صاحب اين امر غيبتي است که هر کس در زمان غيبت او به دين خود چنگ بزند، همانند کسي است که خارهاي درخت قتاد را با دست پاک کند».
اثباة الهدة/ ج3/ ص534
#حدیث_مهدوی
#نرم_افزار_جامع_مهدویت
امام صادق
«اياکم و التنويه، اما والله ليغيبن امامکم سنينا من دهرکم و لتمحصن حتي يقال: مات او هلک، باي واد سلک. و لتدمعن عليه عيون المومنين و لتکفأن کما تکفأ السفن في امواج البحر. و لا ينجو الا من اخذ الله ميثاقه و کتب في قلبه الايمان و ايده بروح منه، و لترفعن اثنا عشره رأية مشتبهة لايدري من اي».
«مفضل بن عمر مي گويد: از امام صادق (عليهالسلام) شنيدم که مي فرمود:- «از مطرح شدن بپرهيزيد (در آخر الزمان همه سعي در تبرج و مطرح شدن و ديده شدن دارند) که امام شما ساليان متمادي غائب خواهد شد و شما در بوته ي آزمايش قرار خواهيد گرفت. خواهند گفت: مُرده، از دنيا رفته، معلوم نيست در کدام وادي گام نهاده! از ديدگان مومنان سيل اشک براي او (از درد هجران و شماتت دشمنان) سرازير خواهد شد. شما نيز همانند کشتي که دستخوش امواج کوه پيکر دريا شود، دستخوش امواج حوادث خواهيد شد. از اين طوفانها و بحرانها جز کساني که خداوند از آنها پيمان گرفته، بذر ايمان در دلشان کاشته، و با روحي از خود تأييدشان کرده، رهايي نمي يابند. آنگاه دوازده پرچم مشابه به اهتزاز درآيد که معلوم نمي شود کداميک از کجاست؟»مفضل مي گويد: من به شدت گريستم. امام صادق عليهالسلام فرمود: چرا گريه سر دادي؟! گفتم چگونه گريه نکنم؟ در حالي که مي فرماييد: دوازده پرچم مشابه خواهد بود که از يکديگر شناخته نخواهد شد، پس ما چه خواهيم کرد؟ به کجا خواهيم رفت؟! امام عليهالسلام به نور آفتابي که از روزنه وارد اطاق شده بود نگاه کرد و فرمود: «اين نور خورشيد را مي بيني؟» گفتم: آري، فرمود:«والله لامرنا ابين من هذه الشمس».«به خدا سوگند، امر ما از اين خورشيد روشن تر است».
کمال الدين/ ص347
#حدیث_مهدوی
#نرم_افزار_جامع_مهدویت
کلام امام زمان
لا ينازِعُنا مَوْضِعَهُ إلاّ ظالِمٌ آثِمٌ، وَ لا يدَّعيهِ إلاّج احِدٌ کافِرٌ.
ای شیعه ما
کسي با ما، در رابطه با مقام ولايت و امامت مشاجره و منازعه نميکند مگر آن که ستمگر و معصيت کار باشد، همچنين کسي مدّعي ولايت و خلافت نميشود مگر کسي که منکر و کافر باشد.
بحار الانوار/ ج53/ ص179/ ضمن ح9
#حدیث_مهدوی
#نرم_افزار_جامع_مهدویت
کلام امام زمان
ای شیعه ما
تقوي پيشه سازيد و به ما اعتماد کنيد و چارهي اين فتنه و امتحان را که به شما رو آورده از ما بخواهيد.
توقيع به شيخ مفيد
#حدیث_مهدوی
#نرم_افزار_جامع_مهدویت
حضرت فاطمه زهرا
قال أبي لجابر بن عبد الله الأنصاري إن لي إليك حاجة فمتى يخف عليك أن أخلو بك فأسألك عنها فقال له جابر أي الأوقات أحببته فخلا به في بعض الأيام فقال له يا جابر أخبرني عن اللوح الذي رأيته في يد أمي فاطمة بنت رسول الله ص و ما أخبرتك به أمي إنه في ذلك اللوح مكتوب فقال جابر أشهد بالله أني دخلت على أمك فاطمة ع في حياة رسول الله ص فهنيتها بولادة الحسين فرأيت في يديها لوحا أخضر ظننت أنه من زمرد و رأيت فيه كتابا أبيض شبه لون الشمس فقلت لها بأبي و أمي أنت يا بنت رسول الله ما هذا اللوح فقالت هذا لوح أهداه الله تعالى إلى رسوله ص فيه اسم أبي و اسم بعلي و اسم ابني و اسم الأوصياء من ولدي و أعطانيه أبي ليبشرني بذلك قال جابر فأعطتنيه أمك فاطمة ع فقرأته و استنسخته فقال أبي فهل لك يا جابر أن تعرضه علي قال نعم فمشى معه أبي إلى منزل جابر فأخرج صحيفة من رق فقال يا جابر انظر في كتابك لأقرأ عليك فنظر جابر في نسخته فقرأه أبي فما خالف حرف حرفا فقال جابر أشهد بالله أني هكذا رأيته في اللوح مكتوبا-بسم الله الرحمن الرحيم هذا كتاب من الله العزيز الحكيم لمحمد نبيه و نوره- و سفيره و حجابه و دليله نزل به الروح الأمين من عند رب العالمين عظم يا محمد أسمائي و اشكر نعمائي و لا تجحد آلائي إني أنا الله لا إله إلا أنا قاصم الجبارين و مديل المظلومين و ديان الدين إني أنا الله لا إله إلا أنا فمن رجا غير فضلي أو خاف غير عدلي عذبته عذابا لا أعذبه أحدا من العالمين فإياي فأعبد و علي فتوكل إني لم أبعث نبيا فأكملت أيامه و انقضت مدته إلا جعلت له وصيا و إني فضلتك على الأنبياء و فضلت وصيك على الأوصياء- و أكرمتك بشبليك و سبطيك حسن و حسين فجعلت حسنا معدن علمي- بعد انقضاء مدة أبيه و جعلت حسينا خازن وحيي و أكرمته بالشهادة و ختمت له بالسعادة فهو أفضل من استشهد و أرفع الشهداء درجة جعلت كلمتي التامة معه و حجتي البالغة إليك عنده بعترته أثيب و أعاقب أولهم علي سيد العابدين و زين أوليائي الماضين و ابنه شبه جده المحمود محمد الباقر علمي و المعدن لحكمتي سيهلك المرتابون في جعفر الراد عليه كالراد علي حق القول مني لأكرمن مثوى جعفر و لأسرنه في أشياعه و أنصاره و أوليائه- انتجب بعده موسى فتنة عمياء حندس لأن خيط فرضي لا ينقطع و حجتي لا تخفى و إن أوليائي يسقون بالكأس الأوفى من جحد واحدا منهم فقد جحد نعمتي و من غير آية من كتابي فقد افترى علي ويل للمفترين الجاحدين عند انقضاء مدة موسى عبدي و حبيبي و خيرتي علي وليي و ناصري و من أضع عليه أعباء النبوة و أمتحنه بالاضطلاع بها يقتله عفريت مستكبر يدفن في المدينة التي بناها العبد الصالح إلى جنب شر خلقي حق القول مني لأسرنه بمحمد ابنه و خليفته من بعده و وارث علمه فهو معدن علمي و موضع سري و حجتي على خلقي لا يؤمن عبد به إلا جعلت الجنة مثواه و شفعته في سبعين من أهل بيته كلهم قد استوجبوا النار و أختم بالسعادة لابنه علي وليي و ناصري و الشاهد في خلقي و أميني على وحيي أخرج منه الداعي إلى سبيلي و الخازن لعلمي الحسن و أكمل ذلك بابنه م ح م د رحمة للعالمين عليه كمال موسى و بهاء عيسى و صبر أيوب فتذل أوليائي في زمانه و تتهادى رءوسهم كما تتهادى رءوس الترك و الديلم فيقتلون و يحرقون و يكونون خائفين مرعوبين وجلين تصبغ الأرض بدمائهم و يفشوا الويل و الرنة في نسائهم أولئك أوليائي حقا بهم أدفع كل فتنة عمياء حندس و بهم أكشف الزلازل و أدفع الآصار و الأغلال أُولئِكَ عَلَيهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ- وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ قال عبد الرحمن بن سالم قال أبو بصير لو لم تسمع في دهرك إلا هذا الحديث لكفاك فصنه إلا عن أهله.
امام صادق عليهالسلام مي فرمايد: پدرم (حضرت باقر عليهالسلام) روزي به جابر بن عبدالله انصاري فرمود: من با شما کاري دارم، چه وقتي براي شما زحمت نيست که با شما خلوت کنم و پرسشي از شما بکنم؟ جابر عرض کرد: هر وقت اراده بفرماييد. وقتي تعيين شد و با يکديگر خلوت نمودند. امام باقر عليهالسلام فرمود: اي جابر! براي من از لوحي که در دست مادرم فاطمه (سلام الله عليها) دخت پيامبر (صلي الله عليه و اله و سلم) ديده اي سخن بگو، و از آنچه مادرم فاطمه (سلام الله عليها) به تو خبر داده که در لوح نوشته شده است براي من بگو. جابر گفت:«خدا را گواه مي گيرم که در زمان رسول اکرم (صلي الله عليه و اله و سلم) به خدمت مادرت فاطمه (سلام الله عليها) شرفياب شدم تا ولادت حضرت حسين (عليهالسلام) را تبريک و تهنيت عرض کنم. در دست مبارکش لوحي سبز رنگ ديدم که پنداشتم از زمرد است. روي آن لوح نوشته اي سفيد رنگ شبيه نور خورشيد ديدم. به خدمتشان عرض کردم: پدر و مادرم به فدايت، اي دخت پيامبر! اين چيست؟ فرمود:«اين لوحي است که خداي تبارک و تعالي آن را به پيامبرش اهداء نموده است. اسم پدرم و اسم همسرم و اسم دو فرزندم و اسامي اوصياء ديگر
#حدیث_مهدوی
#نرم_افزار_جامع_مهدویت
احاديث عن الامام المهدي(عجله الله تعالي فرجه الشريف)
أنا صاحب الحق علامةُ ظهورِ أمري کثرة الهرج والمرج والفتن
ای شیعه ما
من صاحب حقم. نشانهي ظهورم زياد شدن هرج و مرج و آشوب و گرفتاريهاست.
منابع:الغيبة (للطوسي)/ كتاب الغيبة للحجة / النص / 302 / 4 - فصل بعض معجزات الإمام المهدي ع و ما ظهر من جهته ع من التوقيعات على يدي سفرائهبحار الأنوار (ط - بيروت) / ج 51 / 320 / باب 15 ما ظهر من معجزاته صلوات الله عليه و فيه بعض أحواله و أحوال سفرائه ..... ص : 293