-
یکی رفت طلبه شد ..
خوب درس خوند ..
بعدش رفت دانشگاه تهران تدریس کرد
تا با جوونای دانشگاهی انس بگیره!
گلوی اسلام شد و حرف خودش رو بدونترس زد!
خیلی از تودهایها رو مسلمون کرد، در آخر وقتی دیدن کسی جلودارش نیست، مغزش رو نشانه رفتن⚘
#شهید_مرتضی_مطهری🤍
-
یک روز محمدرضا، علیرضا رو تهدید کرد
و گفت «اگه کوتاه نیای به بابا میگم در
مدرسه چیکار میکنی!»
آنها کلاس دوم و سوم ابتدایی بودند
و من با شنیدن این حرف نگران شدم.
مدتی بعد محمدرضا را کشیدم کنار و
گفتم «بابا، علیرضا در مدرسه چیکار میکنه؟»
گفت«با پول توجیبی که بهش میدی،
دفتر و مداد برای بچههایی فقیر میخره.»
راوی: پدر شهید محمدرضا و علیرضا موحددانش
رو تخته سفیدم روش هی ماژیک بکشی
آخر سر میشه عینِ تخته سیاه!
دیگه دل که جای خودشو داره ...
با هرگناه یه خطِ مشکی
رو صفحه سفیدِ دلت میزنی!(:
و توی همین ساعتی که داری این پیام رو میخونی ؛
هیچکس جز مهدی ِ فاطمه (س) به فکر تو نیست!:)
حتی اگه تو طول روز به یادش نبودی ..
- حاجحسینیکتا .