eitaa logo
رآࡅ࡙ــحِـܘ’𝒓𝒂𝒊𝒆𝒉𝒆
1.9هزار دنبال‌کننده
254 عکس
159 ویدیو
1 فایل
بسمه ربــــِّــــ مــَهدی فـاٰطـمـه ࡃج ایـنـجـا¿ یک گوشه ی دل در انتظار.. شایـد از هر چـیزی گذاشتمـ؛ ࡅ߳ـأܢܚـࡅ࡙ـــسْ: ²³`²`¹⁴⁰⁵ کـُپــی؟ بــه شَـرطــه ¹ صلـوآتْ به‌نیت ظُهور.. <بِ جُــز احوالآتْ> پیــشْــرفــت چــَنِلــتونْ؛ @tabligatebano
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام بعد از الظهر بخیر
رآࡅ࡙ــحِـܘ’𝒓𝒂𝒊𝒆𝒉𝒆
#قسمت_بیست_و_نهم #امید۱ از نظرتون بزرگترین امید هر انسان کیه؟ خب اینکه پاسخش معلومه. اما آیا واقعا
اما باید بتونیم اینو باور کنیم که همیشه یه راهی هست. ازونور نمیتونیم. چرا؟ چون چشممون کور شده. هیچ راهی جلومون نیست. اما باید بتونیم یه نفس عمیق بکشیم و دوروبرمونو نگاه کنیم. اینکه ببینیم هنوز زمان داره میگذره. همیشه امیدی هست. فقط باید باورش کنیم. همین! خدا امید ماست. اگه بهش دل ببندیم چنان درست میکنه همه چیزو که بتونی یه نفس در امنیت بکشی. اینکه تو اون بنبست باشیو بفهمی هنوز یه راهی هست! اول اونو نمیدیدی چون باور نداشتی. فکر میکردی تموم شد. اما اون یدونه راه کوچیک اما همیشگی منتظرته. تا ببینیش. چون تنها راهیه که هرگز بسته نمیشه. هرگز بنبست نیست. و تا خود مقصد ادامه داره. چرا کوچیکه؟ چون کوچیک میبینیش! چون اول ندیدیش! اما اگر ازهمون اول که وارد بنبست شدی باور داشتی که همیشه یه پس کوچه وجود داره حتما میدیدیش🙂 زندگی هم همینه. پر از فراز و نشیب و سخت. طوری که وقتی وارد بهشت میشی با خیال راحت به خودت میگی، تموم شد. همه ی سختی ها تموم. الان وقت آسونی هاست.. _«ިߊ‌یِحܘ»
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فقط ای کاش خودمون خودمونو خرابتر ازین نکنیم.. _«ިߊ‌یِحܘ»
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
من محمدم، یه متخصص گوارش، که همه‌ی وقتم رو صرف کارم کرده بودم و تنها تو یه آپارتمان دوبلکس تو تهران زندگی می‌کردم. تا روزی که مهتاب اومد پیشم و پرونده‌ی پزشکیش را روی میزم انداخت: «بخون. لوسمی حاد! این یعنی دیگه هیچ امیدی وجود نداره این نتیجه‌ی اون هوای شیمیایی مزخرف و دفاع مقدسیه، که شما بسیجیا به زور به حلق ماها خوروندید!» حرف‌هاش برام زور داشت؛ اما صبوری کردم. قطعه عکس دو‌نفره‌ای رو جلوم گذاشت و مستقیم و حق بجانب نگاهم کرد: «من باید برای مداوا برم خارج از کشور. این تنها امید و راه‌چاره‌ای که برام مونده. می‌خوام تو این مدتی که ایران نیستم، دخترم بیاد پیش‌ات» برام عجیب بود، که بهم اعتماد کرده بود و دختر هفده‌ساله‌ش رو دستم امانت می‌داد. امانت سربه‌هوا و شیطونی، که از وقتی پا توی خونه‌ی فوقِ مقرراتیم گذاشت، رنگِ زندگیم زیر و رو شد!!! https://eitaa.com/joinchat/3648127820Cebc683f87f عاشقانه‌ی‌مذهبی♥️🍃 تا 1k ویو بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸