کربلایی حسین طاهری4_5924858379255160799.mp3
زمان:
حجم:
12.6M
ما هم دلتنگت میشیم آقا جان...
یادم بود اما پیدا نشدی
| بریدهای از یک متن بلند |
مامان گفت «فکر کن ببین آخرین بار کجا دیدیش؟» و من هرچه فکر کردم یادم نیامد.
من خیلی چیز گم میکردم و مامان هربار همین را میگفت و من هربار فکر میکردم و هربار یادم نمی آمد آخرین بار کجا دیدمش.
اصلا آخرین بارها چرا باید یاد آدم بمانند؟ خیلی از آخرین بارها، همان موقع که آخرین بار نیستند! بعدا، وقتی که دیگر تکرار نمی شوند، اسمشان میشود آخرین بار.
باز اینکه اولین بار یادم آدم بماند منطقی ست. اینکه بعد از اولین بار چه میشود مهم نیست. تکرار بشود یا نشود مهم نیست. اولین بار همیشه اولین بار است. شاید به یاد داشتن اولین بار کمکی در پیدا کردن گمشده نکند، اما خب من اولین بار را یادم هست:
«آقای شهبازی شما هستید؟»
سال 92 بود، بعد از نمایشگاه کتاب. هوا گرم بود. «ماهبندان» را نوشته بودم از سفرت به خراسان شمالی. آخرین سفر استانی ات بود. از روابط عمومی بیت زنگ زدند که فلان روز، بیا نماز ظهر را پشت آقا میخوانیم. شاید 20 سی نفر بودیم. در همان اتاق تو در تویی که بعدها هم آنجا دیدمت. نماز را خواندیم و بعد دور اتاق ایستادیم و آمدی یکی یکی احوالپرسی کردی و به قدر چند جمله ای با افراد حرف زدی. به من که رسیدی مسئول روابط عمومی معرفی کرد و گفت نویسنده ماهبندان هستند و شما گفتی «آقای شهبازی شما هستید؟» و من گفتم «بله حاج آقا»! من هیچ وقت آنقدر و به اندازه آن لحظه از اینکه آقای شهبازی هستم خوشحال نشدم و هیچوقت آنقدر از اینکه یک نفر اسم من را یادش هست به خودم نبالیدم.
میبینی؟ من هم یادم هست اولین بار کجا دیدمت، هم اولین بار بهم چه گفتی و هم من چه گفتم و حتی یادم هست که احمد احمد هم بود؛ کتاب خاطراتش را خوانده بودم. پیر شده بود و بیش از خودش، عصا مسئولیت ایستادنش را به دوش میکشید.
میبینی من چقدر اولین بار را یادم هست؟ ولی حیف که به یاد داشتن اولین بارها کمک نمیکند چیزی را پیدا کنیم...
|||
آخرین بار را هم یادم هست.
12 بهمن بود. با میمندیان و آزادی و سلیمی نشسته بودیم دقیقا روبروی صندلی شما، جلوی جلو. معلوم نبود میایی یا نه. هربار که چین های پرده ی پشت جایگاه تکان میخورد امیدوار میشدیم که شما باشی اما نبودی. اما بالاخره آمدی و من گریه کردم. بخدا چون دوستت داشتم گریه کردم. آدم گاهی وقتها فقط بخاطر دوست داشتن گریه میکند. نه دلش تنگ است، نه ناراحت است، نه خبر خوشی شنیده، نه خواسته ای دارد.
آخرش هم که خواستی بروی، آمدم جلو و چشم در چشم شدیم و من دست روی سینه گذاشتم و شما لبخندی زدی و با چشم و ابرو اشاره کردی و لعنت به من که نمیدانستم آخرین بار است.
اصلا شاید آن لبخند و آن چشم و ابرو آمدن برای من نبوده باشد اما بخدا اگر میدانستم آخرین بار است مگر به همین خیال خوش و فال خوب که شاید با من بوده باشی قانع میشدم... آه خامنه ای!
|||
آه خامنه ای!
خیلی روز است که روزی خیلی بار همینطور وسط کارهایم و نفسهایم هی یادم می آیی و هی میگویم آه خامنه ای...
همیشه فکر میکردم شاید اگر از قبل می دانستم که کدام بار، آخرین بار است، دیگر هیچ چیز را گم نمیکردم. فکر میکردم اگر آخرین بارها یادم می آمد و میدانستم «آخرین بار کجا دیدمش» گمشده هایم هم پیدا میشدند. اما الان میبینم نه فقط اولین و آخرین بار و وسطهایش، که من اگر هی شما را با جزئیات یادم بیاید هم فایده ندارد...
بعضی چیزها دیگر قرار نیست پیدا شوند و امان از دست آن یادهایی که بعدش قرار نیست چیزی پیدا شود! ای کاش وقتی قرار نیست چیزی پیدا شود، اصلا چیزی هم یاد آدم نمی آمد. آه از حسرت و داغ و... آه خامنه ای...
📌 ماهبندان | محمدرضا شهبازی
هدایت شده از سید کاظم روح بخش
نهج البلاغه خوانی چهل نامه ۹
با موضوع مهارت خود کنترلی
هر روز ۲۰ دقیقه، ساعت ۴ صبح همراه مسابقه و هدایا
#سیدکاظم_روحبخش
https://eitaa.com/joinchat/2334982163C65bbc6af0d
هدایت شده از رسانه کتاب آکادمی روحبخش
#کتاب_صوتی
📚 کتاب «خون دلی که لعل شد»
📌 این کتاب حاوی زندگی نامه شهید آیت الله سید علی حسینی خامنه ای هست.
با زدن روی هر بخش، میتونید صوت همون بخش رو گوش بدید؛
مقدمه | بخش اول| بخش دوم| بخش سوم|
بخش چهارم| بخش پنجم | بخش ششم |
بخش هفتم | بخش هشتم | بخش نهم |
بخش دهم | بخش یازدهم|بخش دوازدهم|
بخش سیزدهم|بخش چهاردهم|بخش پانزدهم|
بخش شانزدهم| بخش هفدهم|بخش هجدهم | بخش نوزدهم (پایان)
https://eitaa.com/Rbook_ir
📌سلیقه و توقع من این است که ما در طول سیصد و شصت یا شصت و پنج روز سال، هر روز به قدر یک روز این نمایشگاه، فروش کتاب در کشور داشته باشیم. دل من این را میخواهد. اگر چنین هم بشود، زیاد نیست؛ چون کشور ما کشوری متمدن و دارای تاریخ و فرهنگ است. کشور ما مثل برخی از ممالک دنیا نیست که گذشتهی پربار و تاریخ و فرهنگ نداشته باشد. در کشور ما اگر مردم ده برابر آنچه آمار اعلام میکند، کتاب بخوانند، خیلی زیاد نخواهد بود و دور از توقع نیست.
📅۲۲ اردیبهشت ۱۳۵۷
https://eitaa.com/Rbook_ir
#برش_کتاب
✍️ فاصلهای که بین خود و خدا دارید، همان فاصلهای است که شما با خود دارید.
📖 شما عظیمتر از آنی هستید که فکر میکنید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📚 کتابایی که میخوای اینجاس👇
https://eitaa.com/Rbook_ir
🍄 #قاچ_کتاب
رسول خدا «صلی الله علیه و آله» میفرمایند: اگر انسان قلبش در طول نماز، متوجه خدا باشد (و بتواند ذهنش را مدیریت کند) وقتی نماز را تمام کند، مانند روزی است که از مادرش به دنیا آمده است.
📖 کتاب مدیریت ذهن در مسیر تقرّب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📚 کتابی که میخوای اینجاس👇
https://eitaa.com/Rbook_ir
هوا بوی جدایی میدهد در موسم دیدار؛
افق ابریست، در راهند بارانهای بسیاری
💔🖤
https://eitaa.com/Rbook_ir
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکو إِلَیْک فَقْدَ نَبِیِّنَا وَ غَیْبَهَ وَلِیِّنَا...
https://eitaa.com/Rbook_ir
📌 شهید سید علی حسینی خامنهای:
نقش کتاب یک نقش بیبدیل است، البته بهترین کتابها، کتابی است که انسان را به سمت خداوند و ارزشهای والا و انقلابی هدایت کند، و امیدواریم کتاب جایگاه حقیقی خود را در جامعه بیابد.
📅 ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۷
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📚 کتابایی که میخوای اینجاس👇
https://eitaa.com/Rbook_ir
اینطوری از مواهب زندگی و بندگی استفاده میشه کرد...!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📚 کتابایی که میخوای اینجاس👇
https://eitaa.com/Rbook_ir
🍄 #قاچ_کتاب
مدیریت ذهن علاوه بر خود، درباره دیگران هم بسیار مهم است؛ زیرا هم در روابط اجتماعی ما و هم در عاقبت بخیر شدن ما مؤثر است.
امام صادق علیه السلام میفرماید: وقتی به کسی نیاز داری، پشت سرش از او بدگویی نکن، چون خداوند آن حرف را در قلب او میاندازد.
📖 مدیریت ذهن در مسیر تقرّب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📚 کتابی که میخوای اینجاس👇
https://eitaa.com/Rbook_ir