eitaa logo
رسانه کتاب آکادمی روح‌بخش
21.5هزار دنبال‌کننده
828 عکس
179 ویدیو
20 فایل
خوش اومدید به دنیای کتاب ما🌷 📚 خلاصه میکنیم| میخونیم|معرفی میکنیم|هدیه میدیم 📌اینجا به درد کتابخونا میخوره. زیر نظر آکادمی روح بخش [تبلیغات نداریم] لینک ناشناس: https://punz.ir/message/09Y7qdl ارتباط با ادمین: @rbook_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
. در سال ۱۳۳۰ در شهر قم متولد شد. او فرزند شیخ عباس و نو‌ه‌ی شیخ محمدعلی بود. تولد در چنین خانواده‌ای بستری مناسب برای یادگیری علوم مذهبی فراهم آورد و ایشان نیز نشان داد که در این زمینه استعداد فوق‌العاده‌ای دارد و به شدت تشنه‌ی یادگیری است. او در سن ۱۳سالگی شروع به یادگیری علوم دینی و حوزوی کرد و دروس سطح حوزه را در کم‌تر از ۴ سال به پایان رساند. در راه یادگیری این علوم او از محضر اساتید زیادی، از جمله پدرش، بهره جست. گاهی پدر، فقط مشوق فرزند می‌شود و تلاش می‌کند از او حمایت کند، اما گاهی علاوه‌بر این، استادی وی را هم برعهده می‌گیرد. وی ز آن دسته افرادی بود که موهبت شاگردی پدر خود را داشت و از این‌حیث بسیار خرسند و خوش‌حال بود. وی در جایی نوشت: «هر چه دارم از پدرم است. تمامی سوز تشیع و ولایت و محبت اهل‌بیت را از ایشان دارم. در عظمت نگاه ایشان حقارت دنیا را می‌دیدم. هم اوست که برایم درسی بوده تا در تنهایی به تولدی و تولیدی برسم؛ و نداریم و تکلیفی نیست را به نداریم و باید بسازیم و کاری کنیم، راه بدهم؛ و همین اعتقاد مرا بر آن داشت تا به تربیت و سازندگی فکر کنم.» این عقیده باعث شد تا او در ۱۸ سالگی اولین یادداشت تحلیلی و مقاله‌ی انتقادی سلسله‌وار خود را که بعدها تبدیل به کتاب شد، منتشر کند. تلاش پدر برای آموزش پسر، و شوق یادگیری در او به نتیجه رسید و او شروع به نوشتن کرد. البته تا پیش از نگارش این کتاب و منتشر شدن مباحث آن، بسیار مطالعه کرده بود و در ذهن خود مخزنی عظیم از دانش در زمینه‌های مختلف داشت. وی از آن دست انسان‌هایی بود که از خواندن و یادگیری خسته نمی‌شد. او زمانی که حدودا ۱۴ سال داشت با ادبیات کودکان و نوجوانان آشنا شد و مثل خیلی از نوجوانان آن زمان مجله‌های روزگار خود را خواند. پس از آن سراغ ادبیات نوجوانان جهان رفت و بعد به مطالعه‌ی تاریخ‌ادبیات ایران و جهان پرداخت و نمونه‌هایی از شاهکارهای ادبی آن زمان را خواند. با خواندن هر یک از این کتاب‌ها سؤالی در ذهنش پدیدار می‌شد و به مسئله‌ای تازه می‌رسید. او بیش از ۲۰۰ هزار صفحه از ادبیات ایران و جهان خواند. وی در بین صفحه‌ها و کتاب‌ها به دنبال جواب سؤالات خود بود. او دریافته بود که آرامش تنها در ادبیات پیدا می‌شود. در واقع انسانی که هر سو رو می‌گرداند ترس و وحشتی می‌بیند یا آن‌قدر در شلوغی تکنولوژی، دست‌وپا می‌زند که گاهی خود را فراموش می‌کند، شاید تنها ساحل امنش در ادبیات باشد. برخی از آثارش در روزگاری به انتشار رسیدند که جو ملتهب مبارزات با رژیم شاهنشاهی برقرار بود و بسیاری از اصحاب قلم به‌واسطه‌ی نوشته‌هایشان دستگیر می‌شدند. آثار او منحصر به علوم دینی نمی‌شود و وی در زمینه‌ی ادبیات، هنر، شیوه‌های تربیتی و... نیز کتاب‌های ارزشمندی دارد. از او بیش از ۳۰ عنوان کتاب به‌یادگارمانده است. . https://eitaa.com/Rbook_ir
رسانه کتاب آکادمی روح‌بخش
#نویسنده . در سال ۱۳۳۰ در شهر قم متولد شد. او فرزند شیخ عباس و نو‌ه‌ی شیخ محمدعلی بود. تولد در چنین
🙋‍♂️ برای ادمین جواب را بفرستید. @rbook_admin یکمی فکر کنید یا از والدین مشورت بگیرید، ولی از گوگل استفاده نکنید. اگه نیاز به کمک داشتید، فردا کلمه کمک را برای من بفرستید.
سلام، شما که خواب بودید، من داشتم از تبلیغ شهرستان برمی‌گشتم.(ریا نباشه) تازه رسیدم، یه استراحت ریز بکنم، ان شاءالله ساعت هشت بیدار بشم جواب همه پیاما را میدم. 🌺🙏
رسانه کتاب آکادمی روح‌بخش
#چالش_نماز_باحال 📌 #روز_هجدهم 📖 محدوده ای که باید بخونید: صفحه ۱۷۲ تا صفحه ۱۷۹ (حدود ۸ صفحه ) ⏰ ز
📌 📖 محدوده ای که باید بخونید: صفحه ۱۸٠ تا صفحه ۱۸۵ ⏰ زمان تقریبی برای مطالعه: ۱۵ تا ۲٠ دقیقه 📍چه سوالاتی در این محدوده جواب داده میشه؟ ۱. چطور دیگران رو به نماز دعوت کنیم؟ 🔺تا شب فرصت داری این قدم انجام بدی. 🤝 ببینم چیکار میکنی... https://eitaa.com/Rbook_ir
✂️ . صدا آن قدر گرم و پهناور بود که از گوشها می‌گذشت و قلبها را نشانه می‌رفت. قلب فادیا شروع به تپیدن کرد. لحن دلنشین صدا پاهایش را سست کرد و دلش را لرزاند آهسته زمزمه کرد: «بقیة الله ...» مادر بزرگ یک دستش را به قاب پنجره گرفت و دست دیگرش را روی سینه‌اش گذاشت. زیر لب سلامی گفت و رو به قبله کمی به جلو خم شد. قطره اشکی آرام از گوشه چشمش سر خورد و روی پیراهن گل دارش افتاد. فادیا با خودش فکر کرد نکند این صدا.... صدای منجی است؟ دستپاچه شده بود نمی‌دانست چه کار کند. سراسیمه از این طرف شاخه به آن طرفش می‌پرید. دوباره آن صدای دلنشین در گوشش طنین انداز شد: «ای مردم جهان من امام شما هستم کسی هست که مرا یاری کند؟» 📚 نگهبان سرزمین موعود https://eitaa.com/Rbook_ir
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
رسانه کتاب آکادمی روح‌بخش
📚کتاب: نگهبان سرزمین موعود . 📌 توضیحات: کتاب در قالب ادبیات پایداری نوشته شده. نویسنده از تمثیلی توی دنیای پرندگان استفاده کرده که از امید و انتظار و پایداری فلسطین و تلاش میگه. این کتاب، از آرمان فلسطین میگه. این کتاب به نظر من درباره مهمترین موضوع صده اخیر نوشته شده، یعنی مساله فلسطین. . ❓به درد کی میخوره؟ مناسب برای نوجوون. اگه نوجوونی حتما بخون. اگرم پدر و مادری یا کسیی که نوجوون دور و برت هست، این کتاب و بهش پیشنهاد بده. . 🛒 از کجا پیداش کنم؟ به ادمین پیام بدید؛ 🙋‍♂ @rbook_admin https://eitaa.com/Rbook_ir
📌 ماجرای این کتابی که الآن میخوام معرفی کنم، اینه؛ . چند وقت پیش یکی از نوجوونای اینجا گفت که من اصلا خودم و قبول ندارم! همیشه خودم و تحقیر میکنم. همیشه موفقیت های بقیه حتی کوچیکش رو میبینم ولی خودم هیـــــــــچ....😔 میترسم حودم برا خودم تصمیم بگیرم. اصلا نمیتونم جلوی درخواست بقیه نه بگم. 🤦‍♂ تو جمعا هم همیشه ساکتم و حرف نمیزنم، یه وقتی نگن این بیسواده و نفهمه و.... . خلاصه که همیشه یکی از درونم داره خودم و نقد میکنه، همیــــــــــــــــشه. 😭🤦‍♂😢
رسانه کتاب آکادمی روح‌بخش
📌 ماجرای این کتابی که الآن میخوام معرفی کنم، اینه؛ . چند وقت پیش یکی از نوجوونای اینجا گفت که من ا
این متن طولانی که الآن میخوام بذارم و اونایی بخونن که نمیتونن قبول کنن که خودشون قهرمان زندگی خودشون میتونن بشن. اونایی بخونن که خودشون و قبول ندارن و همیشه به خودشون سرکوفت میزنن. 👇
📌 1/6 آن روز را کاملاً به یاد می‌آورم. در خیابان برکلی، در کالیفرنیا رانندگی می‌کردم و می‌خواستم از شیب‌دارترین خیابان شهر بالا بروم که این فکر به ذهنم خطور کرد: من همینی‌ام که هستم، اساس و بنیاد من همین است و قرار نیست تغییر کند. تا آن‌زمان که در اواخر دههٔ سی بودم درمورد خودم فکر می‌کردم من دختری هستم که یک همخانه و تعداد کمی دوست صمیمی دارم و بیشتر وقت‌های آزادم را تنها می‌گذرانم اما گمان می‌کردم اینها موقتی‌ست. آن‌زمان دلم می‌خواست تبدیل به آدم دیگری شوم، مثلاً یک انسان خیلی اجتماعی مثل خواهرم که هر روز تعداد زیادی از دوستانش با او تماس می‌گیرند. حالا که خودم را باور کردم و طرز فکرم را بهبود بخشیدم زندگی اجتماعی درخشانی دارم و به‌طور ناگهانی به‌جای اینکه مثل همیشه تقریباً ساعت نه شب به تختخواب بروم (حتی زمانی‌که به دانشگاه می‌رفتم) تبدیل شدم به آدمی شب‌زنده‌دار.
2/6 . زمانی‌که در حال رانندگی بودم متوجه شدم که من همینی‌ام که هستم، آدمی که دوست دارد روی تخت لم بدهد و یک‌عالم کتاب بخواند، عاشق خوابیدن است، آدمی که همیشه هوشمندانه و عقلانی عمل کرده است اما به‌لحاظ جسمی و فیزیکی دست‌وپاچلفتی‌ست، آدمی که تعداد کمی دوست صمیمی در زندگی‌اش نگه داشته است اما به تمام انسان‌ها عمیقاً اهمیت می‌دهد و آدمی که زمان‌های زیادی را به‌تنهایی می‌گذراند. من زمانی‌که پنج‌ساله یا سی‌وپنج‌ساله بودم همین‌طور بودم و به‌احتمال‌زیاد در هشتادوپنج‌سالگی هم همین خواهم بود. همچنین متوجه شدم مدلِ شخصیتی من، به‌طور کلی فقط برای خود من درست و خوب است.