همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت
آنچه در خواب نرفت چشمِمَن و یادِتُـو بود.
تو مگر دَر به دَری، خانـه نداری ای بـغض؟!
همه شـب سر زده مهـمانِ گلـویم هستی...
زیر باران که به من زل بزنی خواهی دید:
فنِ تشخیصِ نم از چهره ی گریان سخت است!
زمانی که صبح ها هیچکس بیدارت نمی کند
و زمانی که هیچکس شبها برای تو صبر نمی کند
و زمانی که میتوانی هر کاری دوست داری انجام
دهی چه صدایش می کنی؟! آزادی یا تنهایی؟!
چارلز بوکوفسکی