انسان در جامعهی دیکتاتوری، مدام بین انتخابِ "درست" و "نادرست" در کشاکش و تردید است؛ از یک سو با عملی که میداند درست است جانِ خود را به خطر میاندازد و از سوی دیگر با سکوت در برابرِ استبداد آرمانهایش را میبازد. میتوان پرسش را اینگونه نیز مطرح کرد که "بهتر است فریاد برآوریم و مرگِ خود را جلو بیندازیم یا سکوت کنیم و جاندادنِ تدریجیِ خود را طولانی سازیم؟..."
بار هستی
در آغوشم بگیر و نجاتم
بده؛ قاتلی به دنبال من است
که گاه به گاه در آینه ها میبینمش :)
داستایفسکی
نه اینکه فکر کنی مرهم احتیاج نداشت
که زخمهای دلِ خون من علاج نداشت
تو سبز ماندی و من برگبرگ خشکیدم
که آنچه داشت شقایق به سینه، کاج نداشت
منم! خلیفهی تنهای رانده از فردوس
خلیفهای که از آغاز تخت و تاج نداشت
تفاوت من و اصحاب کهف در این بود
که سکههای من از ابتدا رواج نداشت
نخواست شیخ بیابد مرا که یافتنم
چراغ نه! که به گشتن هم احتیاج نداشت
- فاضل نظری