تو وقتی داشت ی از مغازه برمیگشتی تا بری خونه ی گربه ای رو میبینی که از شدت گرسنگی لاغر لاغره، تو از سر دلسوزی ی تیکه نون بهش میدی و وقتی اون تیکه نونو میخوره یهو افزایش قد میده و تورو پخمیکنه. (گربه آزمایشگاهی جهش یافته بود که از آزمایشگاه فرار کرده بود)
خلاصه که دلسوزی نکن
تو میری مغازه و وسایل برای شام میخری و بعد میری به سمت خونت،
توی آشپزخونه داشتی آشپزی میکردی که یهو لوله گاز میترکه و بر اثر انفجار لوله گاز و خفگی پخمیشی.