eitaa logo
رفیق شهیدمෆ࿐•°|ོ
4.6هزار دنبال‌کننده
21.2هزار عکس
8.5هزار ویدیو
303 فایل
دلبسته‌دنیا‌که‌عاشق‌شهادت‌نمی‌شود🌷 رفیق‌شهیدمْ‌دورهمی‌خودمونیه✌️ خوش‌اومدی‌رفیق🤝 تأسیس¹⁰/⁰³/¹³⁹⁸ برام بفرست،حرف،عکس،فیلمی،صدا 👇 https://eitaayar.ir/anonymous/vF1G.Bs4pT جوابتو👇ببین @harfaton1 کپی‌آزاد✅براظهورصلوات‌📿هدیه‌کردی‌چه‌بهتر
مشاهده در ایتا
دانلود
کشته شد! 📚موضوع مرتبط: 📆مناسبت مرتبط: تاریخ تولد 🍀〰〰〰..🌸..〰〰〰🍀 @Refighe_Shahidam313 🍀〰〰〰〰〰〰〰〰🍀
🍀🍀🍀🍀🍀🍀 رفتیم توی کمپ اسرای عراقی.  توی آن همه،یک اسیر ناراحت و درهم،کز کرده بود یه گوشه. علی آقا رفت سروقت او. دستی روی سر او کشید. عراقی سفره دلش رو باز کرد که: «یه انگشتری یادگاری از خانواده ام داشتم،یه رزمنده ایرانی به زور اون رو از دستم در آورد!» علی آقا،این رو که شنید انگشتر خودش رو درآورد و کرد توی انگشت اسیر عراقی. یه تسبیح هم بهش هدیه کرد و یه کمپوت گیلاس براش باز کرد. اسیر عراقی زیر و رو شده بود. منبع:کتاب دلیل 📚موضوع مرتبط: 📆مناسبت مرتبط: تاریخ تولد 🍀〰〰〰..🌸..〰〰〰🍀 @Refighe_Shahidam313 🍀〰〰〰〰〰〰〰〰🍀
متن وصیتنامه شهید رسول خلیلی مدافع حرم حضرت زینب(س) خوش ندارم که این شادمانی را با لباس های سیاه و غمگین ببینم، غم اگر هست برای بی بی جان حضرت زینب (س) باید باشد، اشک و اه و ناله اگر هست برای اربابمان ابا عبدالله الحسین (ع) باید باشد و اگر دلتان گرفته روضه ایشان را بخوانید که منم دلم برای روضه ارباب و خانم جان تنگ است. این دنیا با تمامی زیبایی ها و انسان های خوب و نیکوی آن محل گذر است نه وقوف و ماندن! و تمامی ما باید برویم و راه این است. دیر یا زود فرقی نمی کند؛ اما چه بهتر که زیبا برویم. 📚موضوع مرتبط: 📆مناسبت مرتبط: تاریخ تولد 🍀〰〰〰..🌸..〰〰〰🍀 @Refighe_Shahidam313 🍀〰〰〰〰〰〰〰〰🍀
سیدعبدالحسین دستغیب همان‌طور که در علوم رسمی‌ و اندیشه‌های متداول علوم اسلامی‌ تلاشی پیگیر کرده و در قرآن و عترت اشتغال داشت، در تهذیب نفس و سیر و سلوک کمر همت بسته بود. وجود ایشان از اندیشه مریدپروری به دور بود اما به دلیل بروز شرایط از لطافت‌های روحی خود مدد می‌گرفت و در راه دستگیری دیگران دریغ نمی‌کرد. یکی از کرامات ایشان 👇 سیدی در حالی که دو بچه‌اش را به همراه داشت از روستاهای بوشهر به شیراز آمده، در حوزه علمیه شیراز از یکی از طلاب سراغ منزل آقای دستغیب را می‌گرفت، به او گفته شد با آقای دستغیب چکار دارید؟ در حالی که نگاه به یکی از بچه‌ها که صورتی زرد و جسمی‌ نحیف داشت، کرده پاسخ داد: بچه‌ام مریض شده بود. او را به بوشهر بردم جوابش کردند و گفتند: باید زود او را به شیراز برسانی، من که پولی نداشتم تا خرج سفر و دوا و درمان کنم، سرگردان و درمانده شدم، در آن حال به حضرت مهدی (عجّل‌الله‌ تعالی فرجه) متوسل شدم تا آقا مرا کمک کند و به مناجات با خدا مشغول شدم. ناگهان دریافتم که حضرت مهدی مرا پذیرفته و به من گفتند: ناراحت نباش! به شیراز برو آنجا نماینده ما آقای دستغیب کمک می‌کند و کارت را اصلاح می‌نماید. آن سید را به خانه آقای دستغیب بردند و چون آنجا رسیدند به محض ورود آن پیرمرد، آیت‌الله دستغیب با او احوالپرسی گرمی‌ کرد و بدون آنکه حرفی زده شود یا خودش سوال بکند، گفت: بچه‌ات را همراه آورده‌ای؟ حالش خوب است؟ غصه نخور، خودم تمام خرجش را به عهده میگیرم. 📆مناسبت مرتبط: تاریخ شهادت