یه بار باهم رفتیم مقبره شهدا....
کلی گفتیم خندیدیم....
یهو اسممو صدا زدـ
گفتم جانم؟
گفت یه قولی میدی بهم؟
گفتم آره
گفت یادگار مادرمونو زمین نندازی یه وقتتت🥲
لبخند زدم و گفتم باشه قول میدم!
توهم یه قولی بده
باهم شهید بشیم
خندید و گفت:
چه توقعاتی. من که لیاقت ندارم. ولی چشممم💔
+دوست ریحانه سادات برام تعریف کرده 💚
کپی نشه ـ
فلسفه یک لبخند:))
اولین مای بارد:)))
منم میخوام خب...😭
تو اونجا مای بارد میخوری من اینجا چایی😂👩🦯
یا صاحب الزمان 🥲
ان شاءالله ان شاءالله ان شاءالله
قسمت همتون😭
اصلا نمی دونم چه حسیه
فقط می دونم تا وقت هست باید استفاده کنم .