هدایت شده از رحمتیسم | Rahmaatism
اسرائیل در روز هفتم اکتبر، ۱۲۰۰ کشته داد. در تمام سه سال بعدش مجموع کشتههای اسرائیل در تمام جبهههای نبرد، ۹۰۰ کشته بود. که تازه بیش از نیمی از این کشتهها، باز هم کارِ نیروهای حماس در غزهی پسا ۷ اکتبر بود. یعنی تمام جبهههای غیر از غزه، طی سه سال، روی هم قریب به ۴۰۰ کشته روی دست اسرائیل گذاشتند.
این اعداد حیرتانگیزند. در عظمت شاهکار هفت اکتبر و غیوران غزه همین بس، که در وضعیت محاصره ۳۶۰ درجه، طی یک صبح تا بعد از ظهر، سه برابر تمام جبههها طی جنگهای سه سال گذشته، خونِ شهروند اسرائیلی روی زمین ریختند. همان اسرائیل که برای حفظ جان یک اسیرش، اتوبوس اتوبوس اسیر آزاد میکرد، در نصف روز، تلفات چهاررقمی داد. حالا تصور کنید در آن موقعیت که چنین شوکی به اسرائیل وارد شده بود، دستها در پایتخت مقاومت نمیلرزید و مقاومت پشت خودش را خالی نمیدید. تصور کنید خیالِ خام فرار از جنگ، خالقان این شاهکارِ بیبدیل را در غزه تنها نمیگذاشت. تصور کنید تهران به جای انتشار تصویر قربانی از غزه و محکومیت رسانهای نسلکشی، سه سال زودتر از شوکِ ۲۳ خرداد و ۹ اسفند، با ابتکار عمل خودش، به عنوان مهاجم وارد جنگ میشد. نمیگویم آسان بود، نمیگویم همه چیز گل و بلبل میشد اما حتما وضعیت از امروزی که زندگیاش میکنیم خیلی بهتر بود. امروزی که مثل آب خوردن از بمب اتم حرف میزنند و از ۳ میلیون تلفات احتمالی در تهران. امروزی که آسمان و دریا به رویمان بسته است و چشم دوختهایم به انتخابات آمریکا و اسرائیل. میشد که اینطور نشود. حتما میشد. کافی بود دستهای روی ماشه، ایمان داشتند به اینکه صلح، پاداشِ جنگیدن است و جنگ، تنبیهِ عافیتطلبان.
ble.ir/naneveshteha
@Rahmaatism ¦ #Comrade