یکم حرف با رفقایی که امروز آزمون داشتن:_)🌿
از خاطرات ۳ سال پیش خودم میگم براتون...
شاید یکمی کمکتون کنه:)
✨
اون سال ، تاریخ آزمون تیزهوشان زودتر از نمونه بود...
شب قبل آزمون اول،کلی احساسات مبهم و همزمان داشتم...
فکر میکردم فردا خطِ آخرِ دنیاست؛[اشتباه میکردم]
نتیجه یکساااال تلاش و خونِ دل خوردنا فردا مشخص میشه.!
چون سال نهم رو بکووووب نشستم پایِ درسام و خوندم و خوندم...
[اولین سالی بود که با خانوادم مسافرت نرفتم، تمامِ عید رو نشستم خونه و درس خوندم، کل ساااال!
صبحا عصرا شبا...
تست و تست...
درس و درس...]
#یکمتجربه
-ReyhaNil
یکم حرف با رفقایی که امروز آزمون داشتن:_)🌿 از خاطرات ۳ سال پیش خودم میگم براتون... شاید یکمی کمکتون
خلاصه.
صبح رسید و با استرسی که [سعی میکردم کنترلش کنم] حرکت کردیم سمتِ محل آزمون...
یادمه صندلی جلو نشسته بودم؛ مامانم جلویِ حوزه نگه داشت ؛ نگاهی به صورتم کرد و گفت: ریحانا اگه استرسِت زیاده همین الان برگردیم خونه؛
اصلا لازم نیست آزمون بدی...
[مامان بابام از همون اول مخالف آزمون دادن و ورودِ من به مدارس خاص بودن و چون خودم خیلی اصرار کردم اجازه دادن... حالا بعداً میگم چرا.]
منم گفتم: نه، من خوبم مامان!
خلاصه بغل و آرزوی موفقیت و اینا که تموم شد، رفتم داخل حوزه..
#یکمتجربه
-ReyhaNil
خلاصه. صبح رسید و با استرسی که [سعی میکردم کنترلش کنم] حرکت کردیم سمتِ محل آزمون... یادمه صندلی جلو
پروسه آزمون دادن گذشت و
آزمون با همه فراز و نشیبهاش،
بالاخره تموم شد.
من موندم در انتظار نتیجه ها.
کارِ اشتباهی که [نباید میکردم] ولی کردم، نگاه کردن پاسخنامه های احتمالی بود که از در و دیوارِ فضای مجازی میریخت!.
دیدن همانا و سردرگمی های بیشتر همانا..!:(
#یکمتجربه
-ReyhaNil
پروسه آزمون دادن گذشت و آزمون با همه فراز و نشیبهاش، بالاخره تموم شد. من موندم در انتظار نتیجه ها.
تو فاصله آزمون تیزهوشان و نمونه [اگه اشتباه نکنم یه هفته ای فاصله بود]
درمونده شده بودم.:_)
...
نمیدونستم بقیه چطور آزمون دادن و هیچ چیزِ قطعی وجود نداشت...
رسید شبِ آزمون نمونه.
به دوستم زنگ زدم😭
بهش گفتم من از روزی که آزمون تیزهوشان دادم درس نخوندم از بس ذهنم درگیر شده که نتیجه چی میشه و خودم نمیدونم واقعا چطوری آزمون دادم؛
احساس میکنم ترازم لب مرز باشه و...😭
بهم گفت:
خب اینجوری که آزمون نمونه رو از دست میدی...!!
بشین مرور کن برای آزمون فردا و این صحبتا.
#یکمتجربه
-ReyhaNil
تو فاصله آزمون تیزهوشان و نمونه [اگه اشتباه نکنم یه هفته ای فاصله بود] درمونده شده بودم.:_) ... نمی
نشستم دینی رو کامل مرور کردم، یکم علوم خوندم و بدون استرس خوابیدم...
[اینم بگم هدف اصلیم تیزهوشان بود برای همین اونقدرا برای نمونه استرس نداشتم ولی خب...]
صبح رفتم حوزه آزمون نمونه...
کاملاً معمولی و ریلکس شماره صندلیمُ پیدا کردم و نشستم🦦
دینی ، عربی و علوم رو یادمه خوب جواب دادم..
سرِ مطالعات و ریاضی و زبان گیر کردم!.
وقت داشت میرفت منم خوش خیال و اروم آروم سرِ هر سوال نشستم به فکر کردن..
[اینجا سرِ ریلکس بودن زیادد ضربه خوردم😭😂]
یهو به خودم اومدم دیدم ای وااااای!!!
۳۰ دقیقه بیشتر نمونده و من هنوز نرسیدم سوالای ریاضی رو نگاه کنم اصن😭😂😭
خودمم نفهمیدم توی اون ۳۰ دقیقه چطورییییی به سوالا جواب دادم.
#یکمتجربه
-ReyhaNil
نشستم دینی رو کامل مرور کردم، یکم علوم خوندم و بدون استرس خوابیدم... [اینم بگم هدف اصلیم تیزهوشان ب
از حوزه که اومدم بیرون یکی از همکلاسی هامُ دیدم؛ بعد از سلام و چطوری و اینا.
راجب آزمون صحبت کرد.
[من برای زبان سوال نزده زیاد داشتم.]
همکلاسیم برداشت گفت من همه زبان رو زدم خیلییی آسون بود چیزی نداشت اصن..🚶♂
[بماند از استرسی که به من داد>>>]
اشتباهِ منُ نکنین🥲
از یه سری افراد با اخلاقیات سمی فاصله بگیرید خواهشاً.!
نزارید هنوز که هیچی مشخص نیست ناامیدتون کنن.!
#یکمتجربه
-ReyhaNil
از حوزه که اومدم بیرون یکی از همکلاسی هامُ دیدم؛ بعد از سلام و چطوری و اینا. راجب آزمون صحبت کرد. [
با این اوصاف.
اون زمان فکر میکردم دیگه واوِیلااااا..
گذشت و گذشت و کم کم استرسم خوابید و دغدغه : [خب نتیجه؟!؟😭]
تو ذهنم کمرنگ شد تا اینکه...
یه روز صبح [ کله سحررر ساعت ۶]
جوابای نمونه اومد..!
ساعت ۹ نشستم پای سایت اعلام نتایج..
هنوز جمله :
"خدایا لطفا همینو قبول بشم.."
یادمه...
[نمیدونم چرا انقدر مهم به نظر میرسید اون زمان..
بعدها فهمیدم اونقدرا هم نوع مدرسه تاثیر نداره و به تلاش خود دانش آموز مربوطه🚶♂]
#یکمتجربه
-ReyhaNil
با این اوصاف. اون زمان فکر میکردم دیگه واوِیلااااا.. گذشت و گذشت و کم کم استرسم خوابید و دغدغه : [
[اعلام نتایج نمونه با تیزهوشان فرق داشت...
برای تیزهوشان یه قسمت پذیرش یا عدم پذیرش بود با رنگِ کادر سبز یا قرمز...
ولی برای نمونه متن نوشته بود از اون بلند بالاهاااا😭😂]
_شروع کردم به خوندن..
یه بار..
[باورم نشد]
دوباره...
دیدم نههههه
جدی جدی نوشته پاشو بیا مدرسه برای ثبت نام و این حرفا😂😭✨
گریه کردم سرش🦦
[ اشکم دمِ مشکم بود😔😂]
خلاصه باز گذشت...
رسید به نتایج تیزهوشان..
[ و باز هم مسئولان محترم نتایج رو بعد نمازصبح دادن🤌:/ ]
تو خواب و بیداری مامانم صدام کرد که بیا رمزتو بده بزنیم نتایج اومده ولی سایت خطای اطلاعات میده.
گفتم نهههه شما برین بخوابین من خودم میبینمم!
[یادش بخیر...]
وارد سایت شدم با نگرانی زیاد.
به شدتتت مردد بودم قسمت اعلام نتایج رو بزنم یا نه...
#یکمتجربه
-ReyhaNil
[اعلام نتایج نمونه با تیزهوشان فرق داشت... برای تیزهوشان یه قسمت پذیرش یا عدم پذیرش بود با رنگِ کادر
تمامِ جرعتمو جمع کردم تا بتونم ببینم..
_کادرِ قرمز و عدم پذیرش.!
انقدر جا خوردم که همون لحظه گوشیمو خاموش کردم و رفتم تو رختخوابم گریه کردم.
احساس کردم تلاشام پودر شده😭
[واقعا چرا اینجوری فکر میکردم خداوندا!🚶♂]
تا دو هفته تو خودم بودم با حال و روزِ گرفته.!
و به سختی باهاش کنار اومدم..
خیلی سخت.!
چرا؟!
چون از قبول شدن یا نشدن یه کوه بزرگ ساخته بودم در حالیکه اصلااااااا اینجوری نبود.!
#یکمتجربه
-ReyhaNil
تمامِ جرعتمو جمع کردم تا بتونم ببینم.. _کادرِ قرمز و عدم پذیرش.! انقدر جا خوردم که همون لحظه گوشیم
این همه خاطره براتون تعریف کردم که بگم:
-ReyhaNil
این همه خاطره براتون تعریف کردم که بگم:
غول نساززززززید.
به چشمِ یه مرحله از زندگی بهش نگاه کنین✨
نه مرگ و زندگی!!!
شما تلاشتون رو کردین، زحمتتون رو کشیدین...
بقیش رو واگذار کنید به خدا🤍✨
#یکمتجربه