eitaa logo
ٖؒ﷽‌ریحانة الحسین(ع)‌﷽ؒ
2هزار دنبال‌کننده
3.6هزار عکس
3.4هزار ویدیو
31 فایل
حجاب تو نشانه ریحانه بودن توست🧕🌱 جزئی ازبخشِ قشنگ زندگیِ اکیپ چهارتا دهه هشتادی❤️👭 کپی از پست ها؟حلالت رفیق‌ فقط یک ذکر استغفار‌ به نیت ما‌ کپی‌از روزمرگی‌؟ راضی نیستم شروع نوکری ۱۴۰۲/۸/۱۸ ارتباط با خادم کانال: @reyhane_al_hosseyn «2k... 🛩 ...3k
مشاهده در ایتا
دانلود
🤍بھـٰاࢪ عـٰاشقۍ‌🤍 یک هفته از شب مهمانی میگذرد و پای من تقریبا خوب شده! قرار است که امروز وسایلم را برای رفتن به خانه ی جدید یعنی خانه ی من و مهدی آماده‌بکنم چمدان را با دشواری حمل میکنم چنان سنگین است که کمرم درد میگیرد برای چند لحظه احساس میکنم که بار چمدان کمتر شد با دیدن دست مهدی روی دست خودم سرم را بالا میاورم _ای بابا نشد من یه جابرم تو نباشی! قهقه ی بلندی میزند و در گوشم زمزمه میکند: نمی تونی از دست من فرار کنی کوچولو ایش کوتاهی زمزمه میکنم و به کمک مهدی چمدان را داخل ماشین میگذارم به چهره ی مادر مهدی،پدرش و نرگس که برای بدرقه ی ما جلوی در ایستاده بودند مینگرم به سمت آنها قدم برمی دارم لبخند غمگینی میزنم و خودم را در آغوش مادر میاندازم با بغض می گویم: دلم برات تنگ میشه مامان جون مادر با صدای ضعیفی پاسخم را میدهد +دورت بگردم منم..دلم خیلی برات تنگ میشه بهمون سر بزنید _چشم به سمت حاج رضا قدم برمیدارم و با نگاه مهربانش لبخند میزنم _خیلی بهتون زحمت دادیم آقاجون +این حرفا چیه دخترم ما بهتون عادت کردیم زود به زود بهمون سر بزنید _چشم آقاجون صدای مهدی از پشت سرم بلند میشود +آخه عروس انقدر خودشیرین نگاه معنی داری به چهره اش میاندازم که با استرس ساختگی می گوید: اوه اوه اوضاع وخیمه _آفرین آخرین نفر نرگس است که خودش را در بغلم پرتاب میکند و بوسه های پشت سرهمی روی گونه هایم می نشاند آرام اشک میریزد که بغض میکنم _گریه نکن منم گریم میگیره +نمی تونم ریحانه دلم خیلی برات تنگ میشه محکم درآغوشم او را میفشارم و زمزمه میکنم _منم دلم برات تنگ میشه قول بده بیای خونمون +مگه میشه نیام هرروز جلوی در خونتونم خودم را از نرگس جدا میکنم و با اخم ساختگی می گویم: عه عه حالا من یه تعارف کردم تو سریع قبول کردی؟ حداقل بگو نه زنداداش یه تعارف الکی چیزی دختر حیا کن صدای خنده ی مهدی بلند میشود نرگس با اشک داخل چشمانش آهسته میخندد نویسنده: سرکار‌خانم‌مرادی ✎Join∞❤️∞↷ @Reyhana_Al_Hosseyn