〖 آغوش زبانِ مُشترکِ آدمهاست!
فقط با لَهجههای مُتفاوت...
زَنی که گریه میکُند،
یک آغوشِ مُحکم میخواهَد،
از جنسِ پیراهنِ چهارخانهی مَردی
که تمامیتِ ارضیِ اندامَش را در بر بگیرد!
کودکی که زمین خورده است،
آغوشی که بویِ التیامِ زخمهایَش را بدهد
و نازَش را بکِشد و با هر چی شده عزیزکم،
گریه نکنای، بغضَش با صدای بلندتَری بتِرکد!
و مَردی که توی بالکن به روبهرو خیره شدهاست،
دو دستِ ظریف میخواهد
که از پُشتِ سر، دورِ کمرَش حلقه بشود
و سیگار را از دستانش بیرون بکِشد؛
آغوشی که تهَش
عطر تنش تا ساعت ها در سرت بماند...! 🧸♥️〗
#فاطمهصابرینیا ꧇)
#شعر