نمیدونم چرا آدم پیش کسی که دوسش داره بچه میشه یه ورژنی پیدا میکنه که خودشم تو تنهایی از خودش ندیده
برای تو:)
_
ای غـم !
نمی دانم روز ِ رسیدن،روزی ِ گام ِ ڪه خواهد بود
امـا در این ڪابوس ِ خون آلود
در پیچ و تاب ِ این شب ِ بن بست
بنگر چه جان های ِ گرامی رفته اند از دست
دردی ست چو <<خنجر>>
یا خنجری چون درد
این من ڪه در من
پیوسته میگرید
در من ڪسی آهسته میگرید . . .
آدما تا یه جایی
چون دوسِتون دارن از خودشون میگذرن
اما یه روز اونقدر خالی و پوچ میشن
که از شما و خودشون باهم میگذرن
و هیچوقت اون آدم قبلی نمیشن
نه برای شما، نه برای خودشون.
یه وقتایی تو ماه تو سال تو هفته کم میارم و دلم میخواد دیگه نباشم الان از اون وقتاست