هدایت شده از ‹ ᎡϴᎷᎪΝ ›
Part 2
«سانچی از ماشین پیاده میشه و وارد کافه میشه موقع ورود همه ادای احترام میکنن و خم میشن سانچی میره سر میز همیشگی میشینه و گارسن میاد »
گارسن : درود ارباب؛ امیدوارم امروز حالتون خوب باشه چی میل دارین؟
سانچی : همون قهوه همیشگی با یه کیک
گارسن : بله ارباب حتما «احترام»
ویو سانچی:بعد از سفارشم گوشیمو دراوردم تا سرگرم شم اما برام یه پیامک اومد واریز پول چه دنیایی فقط پول پول پول ، حالم بهم میخوره دیگه ، سرمو بلند کردم چشم به یه میز افتاد ته کافه دختری تنها و اروم نشسته بود چهرش خیلی معلوم نبود ولی از نیمرخ میشه فهمید چقد خوشگله اون ارامش و لطافت خاصی داشت خدایا کی زنی مث اون بم میدی؟
گارسن : بفرمایید قربان سفارش شما
سانچی : مرث
گارسن : نوش جان
ویو سانچی:موقع خوردن قهوه ام همش به اون توجه میکردم، ظاهرش جوری بود که انگار ناراحته چشماش پر اشک بود و اشکا یکی یکی بیرون میریختن
«ساعتی بعد»
ویو سانچی: تقریبا هوا تاریک سده بود که کافه رو به قسط برگشت به خونه ترک کردم ، سوار ماشین شدم و حرکت کردیم وسطای راه دیدم گوشیم نیس پس به سمت کافه برگشتیم تا گوشیمو بردارم
سانچی : برو گوشیمو وردار بیار
دستیار : بله قربان!
ویو سانچی:بعد رفتن دستیار پنجره رو پایین دادم تا یکم هوا بیاد اما، صدای جیغ زدن یه دختر و کمک خواستنش کل محله رو برداشت
ادامشو میخوای جوین شو
https://eitaa.com/joinchat/3679061706C80511e1ea0
هدایت شده از Wּꩌׄ۫iּꩌׄ۫lּꩌׄ۫lּꩌׄ۫iּꩌׄ۫aּꩌׄ۫m
151.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از لئو ورژن اسپایدرمن 🤙🏻
178.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
درود فرشته کوچولو ها ، خب امروز روز شماست
تبریک میگم بهتون نانازیا
خیلی دوستون دارم ، مراقب خودتون باشید بوث به کلتون
لئو_