الان اونجام که فریدون مشیری میگه:
رک بگویم از همه رنجیدهام! از غریب و آشنا ترسیدهام.
بیخیالِ سردیِ آغوشها، من به آغوشِ خودم چسبیده ام...
هميشه كسى رو براى دوست داشتن انتخاب كن اونقدرى قلبش بزرگ باشه كه نتونى براى اينكه تو قلبش جا بگيرى هى خودت رو كوچيك كنى ...
چون احتیاج داشتم که دوست بدارم و دوستم بدارند، تصور کردم که عاشق شده ام، به عبارت دیگر خودم را به حماقت زدم."
سقوط؛ آلبر کامو
-ࢪوحاء !:)
گفتى: «به تو گر بگذرم از شوق بميرى.»
قربان قدت؛ بگذر و بگذار بميرم!(: