eitaa logo
روزنوشت
620 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
424 ویدیو
0 فایل
روزنوشت دریچه ای کوچک به زندگی روزمره من و فرشته هام و چالش هایی که بدون حضور همسر، باهاش دست و پنجه نرم میکنم و کنار عزیزترینام دوباره قدمیکشم و بزرگ میشم💪 @twins_mami کانال تبلیغات👇👇 https://eitaa.com/joinchat/147719197C441ea2df3c
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از روزنوشت
عزیزانی که تازه به جمعمون اضافه شدید خوش اومدید 😍😍 من سیده فاطمه هستم اهل استان سرسبز مازندران و دیار علویان😍 یه بانوی دهه شصتی که مامان دوقلوی کلاس دومی و یه وروجک شیرین عسل ٢٠ ماهه هستم👦🏻👧🏻👶🏻 بخاطر بچه ها ادامه تحصیل ندادم و به همون کارشناسی اکتفا کردم(البته مخالفت همسرجان هم بی‌تاثیر نبود😉😉☹️) الانم با عشق به شغل شریف خانه داری و فرزند پروری مشغولم😍😘 اینجا برام مثل یه دفترچه خاطرات هست وقایع و فعالیت های روزانه مو می‌نویسم📝 اوایل که کسی تو کانال نبود مفصل تر و با جزئيات می‌نوشتم الان سعي ميكنم خلاصه بنويسم تا خسته كننده نباشه😉 اميدوارم دوستای خوبی برای هم باشیم و كنارم موندگار بشید🦋 نظری،پیشنهادی،انتقادی دارید اینجام👇👇👇 @twins_mami اگه دوست داری ناشناس بمونی و راحت تر نظرتو بگی👇👇 https://harfeto.timefriend.net/17283882549458 🦋🌸🦋🌸🦋🌸🦋🌸🦋
دوقلوها از ۱۲ و نیم که اومدن تا همین الان بدون پلک زدن داشتن پویا میدیدن😕 همینکه گفتم خاموش کنید و تکالیفتون رو انجام بدید خوابشون گرفته جل الخالق😳😐
بي انگيزه شدن بى حوصله شدن بخشى از زندگيه... لطفا سخت نگير يه استراحت به خودت بده و بعد پر قدرت شروع كن و ادامه بده.💪 روزنوشت🌿 https://eitaa.com/joinchat/1933967873Cf2e040bb49
چقدررررر دلم برا اون روزا تنگ شده🥲🥲 حنانه تازه میتونست بشینه و‌من لحظه شماری میکردم برای قدکشیدن و بزرگتر شدنش🥺 میذاشتم سرگرم بشه تا به کارام برسم ولی فقط چند دقیقه میشست و بعدش گریه میکرد و مجبور بودم کولش کنم🥴 گل قشنگم پربرگ وزیبا بود ولی الان به لطف حنانه رو به نابودیه و فقط یکی دوتا برگ نصفه نیمه و چنتا ساقه ی پوسیده مونده ازش و افتاده گوشه ی اتاق خواب و پرده ی توری که صبح و عصر سخاوتمندانه نور قشنگ خورشید رو میپاشوند توی هال و حال زندگی رو عوض میکرد🌞✨
تکلیف شام هم روشن شد از ساعت ۴ تا ۶:۴۵ بودم مغازه اومدم دیدم ریحانه گریه میکنه میگه حنانه بیدارشد منم بیدار کرد نذاشت بخوابم☹️ مداد رنگی برداشت و داشت توی دفترش خط خطی میکرد الانم رفته سراغ داداشش میخواد پاک کنش رو بگیره😂😂
قربونت برم من وروجکِ شیرین عسل😘😘 چون داداشش بهش پاک کن نداد رفته خودشو انداخته روی کتاب و دفترش که نتونه مشق بنویسه😂😂 انتحاری هم اینجوری خودشو‌نمیندازه😅
شام خونه ی ما حاضره✌️ "اَلْحَمْدُلِلّٰهِ کَمٰا هُوَ اَهْلُهُ" جاتون سبز🌱 سفره اهالی زمین پربرکت 🌾
خدایا ممنونم که حواست بهم هست ممنونم که هروقت از بچه داری و خونه داری خسته میشم،هروقت کم میارم همون بچه ها و کارها و لبخندهاشون باعث میشه که خستگی هام بریزه شیرین کاری حنانه باعث میشه که امیدوار بشم به ادامه دادن باعث میشی لبخند رو لب هام بیاد😊 خدایا ازت میخوام همیشه و توی همه ی لحظه ها حواست به من باشه بیشتر از قبل خدایا دستم رو رها نکن که تو تنها پشت و پناه مایی❤️
از وقتی از مغازه اومدم تا الان یک لحظه هم سرم آروم نشده اول ریحانه با غرغرهاش برای انجام تکالیف و بعد هم امیرعلی ،باوجود اینکه فرستادمش تو اتاق مشقش رو بنویسه ولی بازم به بهانه های مختلف می اومد تو هال و حنانه میرفت سراغ لوازم التحریرش و درگیر میشدن😢 جیغ های پی درپی حنانه که هیچ رقمه آروم نمیشد و منی که مغزم به مرز انفجار رسید🤕 برای چند دقیقه حس کردم توی گوشام صدای بال زدن پروانه میاد انقدر حالم بد شد که سرمو سمت آسمون بلند کردم و چندبار با عصبانیت گفتم: خدایاااااا کجااییی میبینی منوووو😢😢😢😢 ولی بعد چند دقیقه ریحانه شروع کرد به بازی با حنانه کولش کرد و توی هال میدویید و همراه حنانه میخندید و باعث شد حالم بهتر بشه ولی همون چند لحظه عصبانیت و خودخوری باعث شده جسمم خسته بشه انگار که کوهی رو روی پشتم حمل کردم خدایا توان و ظرفیت نگهداری از امانتی هات رو بهم عنایت کن خدایا ازت صبر میخوام و به تو توکل میکنم❤️
چله برای سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان قرائت زیارت عاشورا + ۴۰ بار ذکر اللهم عجل لولیک الفرج شروع چله از شب (امشب) تا شب ۲۴ رمضان 🌹 التماس دعا