eitaa logo
روشنا!
26 دنبال‌کننده
327 عکس
118 ویدیو
1 فایل
آنقدر شلوغ شده ایم که درنگ برای نوشتن را لازم نمیدانیم در جستجوی مکثِ بزرگِ من و صرفا دفترچه ای برای ضبط صدای قلم ها ... کپی؟ دوست نمی داریم(:
مشاهده در ایتا
دانلود
کاش یه روزی شیعه ی واقعی تون بشیم!
هدایت شده از 128:)
تقبل منا ابا عبدالله (:
تو را نادیدن ما غم نباشد که در خیلت به از ما کم نباشد...
شب گذشته جدة ي مادري ، در عالم رویا آمده بود سراغ یکی از آن اقوامی که به همراهی با ما راهی روستا شده بود و به پاس تشکر یک دستبند زمردین دستش بسته بود و رفته بود! بعد شرح ماجرا ما گشتیم و ببینیم این بنده خدا چه کرده که چنین مورد توجه جده مادری قرار گرفته که به اصطلاحا ننجان میخواندیمش خبر رسید که او همان شب، پیش از خواب با برادرها و پسر دایی های قد و نیم قدمان بازی می‌کرد و تا حدود یک نیمه شب دور آتش جمعشان کرده بود و اصطلاحا سیب زمینی زیر آتش می‌پخته است :) بعد متحیر مانده بودیم که چقدر این اجداد و گذشتگانمان حواسشان هست چقدر خوب که حواسشان باشد :) اینجا و میان این سرشلوغی های دنیا مگر همان ها یادِ شادی دل ما کنند ما نوه ها که نه حتی نبیره هایشان و الا که ما زنده ها مشغول تر و بی رحم تر از آن که باید شده ایم نه؟!
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست میرسم با تو به خانه از خیابانی که نیست...
هدایت شده از KHAMENEI.IR
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 انتقاد اخیر رهبر انقلاب از کسانی که به استفاده از یک لغت فرنگی در حرف یا نوشته‌ی خود افتخار میکنند! 📲 💻 Farsi.Khamenei.ir
و سلام بر او که می گفت: «دنیا آدم را آهسته آهسته در کام خود فرو می برد؛ قدم اول را که برداشتی تا آخر میروی باید مواظبِ همان قدم اول باشی» | شهید سپهبد علی صیاد شیرازی❣|
عزیز دل ما مبارک باشد ردای امامت تان!
https://eitaa.com/binahayat_ir/3358 بخونیم سیرِ شرینِ "علی دوستی" بینهایت رو!
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولادتت مبارک!.... ای حامی حقوق زنان🌱❤️ @Parvaz_graph
پیش از تو رسم بود پیامبران عصا اژدها کنند؛ دریا بشکافند؛ طوفان به راه اندازند؛ آتش را باغستان کنند. تاریخ میگوید شب میلاد تو اما همه پادشاهان، از خسرو ایران تا قیصر روم و امپراطور چین و دیگران لکنت گرفتند. لال شدند چندساعتی. کاهنان نیمه‌شب لباس پوشیدند؛  تاروت و مهره و عود برداشتند و آتش انداختند. دودها که خوابید، گفتند مولود امشب با خود کلمه آورده؛ کلمه! آری پیش از تو در جهان کلمه نبود. جهان سراسر سکوت بود؛ بدون هیچ حرف! تو آمدی. میان شمشیرهای آختهٔ از نیام بیرون‌آمده. میان بردگان و کنیزان سیاه؛ زیر شکنجه‌های سنگین اشراف. میان زن‌های کبودچهره از تازیانه‌های متعدد شوهران. میان قبرهای کوچک خالی؛ آماده برای دفن فوری دخترکان قبیله. تو آمدی. بر دامنه کوه ایستادی و کلمه‌هایت را گفتی. رود شد. جاری شد در میان شهر. بردگان را از حضیض شکنجه‌ بیرون کشیدی و بر مسندها نشاندی. مردان را از چشمه کلمه‌هایت نوشاندی. شلاق‌ها را غلاف کردند و بوسه پشیمانی بر کبودی‌های زنان ریحانه‌‌سان زدند. تو آمدی. در قبرهای کوچک خالی، کلمه کاشتی. جوانه زد و درخت شد. دخترکان، بزرگ شدند و در سایه‌اش بازی کردند. درخت کلمه‌هایت میوه داده محمد(ص)! شجره طیبه‌ای شده تناور و سبز و پربرگ؛ با سایه‌ای خنک. تیشه‌ها بر آن اثر نمی‌کند. آتش‌ها نمی‌سوزاندش. هیچاهیچ. و ما امت تو؛ امت بزرگ و قدرتمند تو؛ از همه رنگ‌ها و در همه لباس‌ها؛ در خنکای سایه‌سار شجره‌ات، ایستاده‌ایم. بیرق کوچک مخفی در شعب و کوخ‌های قریش‌ات را حالا بر سر دست گرفته‌ایم به دنبال فتح. هیچ متوقف‌مان نمی‌کند. کلمه‌هایت را در گوش هم زمزمه میکنیم تا به گوش عالم برسانیم؛ و تو را ندیده، همگی پذیرفته‌ایم که هنوز در جهان سکه‌ به نام محمد است. کاهنان درست گفته بودند. مولود آن شب، با خود کلمه آورده بود؛ کلمه! «مهدی مولایی»