هدایت شده از KHAMENEI.IR
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 انتقاد اخیر رهبر انقلاب از کسانی که به استفاده از یک لغت فرنگی در حرف یا نوشتهی خود افتخار میکنند!
📲 #ریل
💻 Farsi.Khamenei.ir
روشنا!
ناظر آن منظری بردار از عالم نظر عاشق آن شاهدی بردار چشم از غیر او #شمس_مغربی
صلی الله عليک یا باب الله الذي إليه يتوجه الأولياء
هدایت شده از 🇮🇷پرواز گراف؛🇵🇸
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولادتت مبارک!....
ای حامی حقوق زنان🌱❤️
@Parvaz_graph
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
پیش از تو رسم بود پیامبران عصا اژدها کنند؛
دریا بشکافند؛ طوفان به راه اندازند؛ آتش را باغستان کنند. تاریخ میگوید شب میلاد تو اما همه پادشاهان، از خسرو ایران تا قیصر روم و امپراطور چین و دیگران لکنت گرفتند. لال شدند چندساعتی. کاهنان نیمهشب لباس پوشیدند؛ تاروت و مهره و عود برداشتند و آتش انداختند. دودها که خوابید، گفتند مولود امشب با خود کلمه آورده؛ کلمه!
آری پیش از تو در جهان کلمه نبود.
جهان سراسر سکوت بود؛ بدون هیچ حرف!
تو آمدی. میان شمشیرهای آختهٔ از نیام بیرونآمده. میان بردگان و کنیزان سیاه؛ زیر شکنجههای سنگین اشراف. میان زنهای کبودچهره از تازیانههای متعدد شوهران. میان قبرهای کوچک خالی؛ آماده برای دفن فوری دخترکان قبیله. تو آمدی. بر دامنه کوه ایستادی و کلمههایت را گفتی. رود شد. جاری شد در میان شهر. بردگان را از حضیض شکنجه بیرون کشیدی و بر مسندها نشاندی. مردان را از چشمه کلمههایت نوشاندی. شلاقها را غلاف کردند و بوسه پشیمانی بر کبودیهای زنان ریحانهسان زدند. تو آمدی. در قبرهای کوچک خالی، کلمه کاشتی. جوانه زد و درخت شد. دخترکان، بزرگ شدند و در سایهاش بازی کردند. درخت کلمههایت میوه داده محمد(ص)! شجره طیبهای شده تناور و سبز و پربرگ؛ با سایهای خنک. تیشهها بر آن اثر نمیکند. آتشها نمیسوزاندش. هیچاهیچ. و ما امت تو؛ امت بزرگ و قدرتمند تو؛ از همه رنگها و در همه لباسها؛ در خنکای سایهسار شجرهات، ایستادهایم. بیرق کوچک مخفی در شعب و کوخهای قریشات را حالا بر سر دست گرفتهایم به دنبال فتح. هیچ متوقفمان نمیکند. کلمههایت را در گوش هم زمزمه میکنیم تا به گوش عالم برسانیم؛ و تو را ندیده، همگی پذیرفتهایم که هنوز در جهان سکه به نام محمد است. کاهنان درست گفته بودند. مولود آن شب، با خود کلمه آورده بود؛ کلمه!
«مهدی مولایی»
روشنا!
پیش از تو رسم بود پیامبران عصا اژدها کنند؛ دریا بشکافند؛ طوفان به راه اندازند؛ آتش را باغستان کنند.
خوشحالم از ختم شدن این تابستان با نام شما یا رسول الله ♥️
خوشحالم از اینکه میتوانم همراه علی و فاطمه عليهما السلام به همراه امامِ باقر علیه السلام از ته دل بخندم به همراه تمام برده های قدیم و جدید نجات یافته از کلمه هایتان
از برده های اشراف عرب تا بردگان امپریالیسم غرب :)
روشنا!
تو را نادیدن ما غم نباشد که در خیلت به از ما کم نباشد...
غم نباشد؟!
مگر میشود؟ شما هم معتقدید این شعر برای اینجا نبوده نه؟
و الا که باور میکند امیر مؤمنان، پدر یتیم های مدینه، آغوش باز برای خسته های راه بندگی،شانه ی ستبر برای گریه های غمدیده ها، همو که حیا و ادب را ارث وار نسل در نسل فرزندانش هدیه کرده، مربی زینب سلام الله و تپش های دل سقا
حتما که نگرانی تان محسوس است برایمان یا وصی رسول الله ♥️
و خدا را بینهایت شکر که در هوای شما نفس میکشیم نه؟!
دلم براتون تنگ شده بود
...
امروز این جمله رو بعد از چندین و چند وقت، به آدمای معمولی گفتم!
در حالی که ایستاده بودم وسط کلاس نرجس خاتون و با حسرت نگاه میکردم به صندلی آخر ردیف دوم_ همون جای همیشگی_ نگاه کردم به بچه ها و دیالوگم رو بعد از چند وقت دوباره ادا کردم
واقعا دلم تنگ شده بود
برای خوراکی خوردن های یواشکی ته کلاس سر کلاس روان شناسی :)
برای خاکی کردن لباسای زهرا
برای آب بازی های دیوانه وار توی سالن دور از چشم مهربون پر ابهت!
برای شیرکاکائو هایی که روی مقنعه هم خالی میکردیم!
و البته برای ساعت هایی که همه عليه معلم متحد میشدیم
😂واقعا این سال تحصیلی بود که داشتیم ما؟!
روز نگاشت ۴ مهر ماهِ آخرین سالِ مدرسه